۱۳۹۸ فروردین ۹, جمعه

علِي بن مُسهِر قُرشِي کُوفِي

علامه حافظ شیخ الإسلام أبوالحَسَن علِي بن مُسهِر بن علِي بن عُمَیر بن عَاصِم بن عُبَید بن مُسهِر قُرَشِي کُوفِي قاضِي مَوصل و بعد قاضی ارمینیه بوده است. وی برادر عبدالرحمن بن مُسهِر قاضِي جَبُّل می باشد، که ایشان از اولاد خُزَیمه بن لؤي بن غالب و از شرکاء قریش هستند. نامبرده در حدود سال 120 هجری قمری متولد گردید، و بیشتر زندگی خود را در کوفه گذرانید، و در سال 189 هجری قمری مطابق سال 805 میلادی درگذشت، وی مردی فقیه، محدث و ثقه بود، و احادیث وی را صاحبان صحاح سته در کتب شان آورده اند.(2، 5 و 8)
   موصوف از أجلح بن عبدالله کِندِي، إسماعیل بن أبِي خالد بجلِي، إسماعیل بن زکریا بن مره خلقانِي، إسماعیل بن مسلم مکِي، أشعث بن سَوَار، أیوب بن کیسان سختیانِي، أبِي بُردَه بُرَید بن عبدالله بن أبِي بُردَه بن أبِي موسی أشعرِي، بشیر بن سلمان نهدِي، حجاج بن أرطاة بن ثور نخعِي، حجاج بن دینار أشجعِي، حمزه بن حبیب زَیَّات، خالد الحذاء، داود بن أبِي هند قشیرِي، زائده بن قدامه ثقفِي، زاذان القتات، زکریا بن أبِي زائده وداعِي، سعد بن طارق بن أشیم أشجعِي، سعد بن طَرِيف إسکاف، سعید بن أبِي عَرُوبه عدوِي، أبِي عَنبَس سعید بن کثیر بن عبید قرشِي، سفیان بن سعید ثورِي، سلیمان بن فیروز شیبانِي، سلیمان بن مهران أعمش، شریک بن عبدالله بن حارث قاضِي، صالح بن حَیَّان قرشِي، ضرار بن مره کوفِي، طَرِيف أبِي سفیان، عاصم بن سلیمان أحول، عاصم بن کلیب بن شهاب جرمِي، أبوسلمه عبدالله بن عبدالرحمن بن عوف زهرِي، عبدالله بن عطاء طائفِي، عبدالرحمن بن إسحاق بن عبدالله عامرِي، عبدالرحمن بن أبِي لیلی أنصارِي، عبدالرحمن بن إسحاق أنصارِي، عبدالعزیز بن عمر بن عبدالعزیز قرشِي، عبدالملک بن میسره فزارِي، عبدالملک بن أبِي سلیمان، عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریج مکِي، عبدالملک بن عمیر بن سوید لخمِي، عبیدالله بن عمر بن حفص بن عاصم بن عمر عدوِي، عبیده بن مُعَتِّب ضَبِي، عثمان بن حکیم أنصارِي أوسِي، عصام بن قدامه، علاء بن مسیب کاهلِي، عمر بن ذر بن عبدالله همدانِي، أبوإسحاق عمرو بن عبدالله بن عبید سبیعِي، فضل بن یزید ثُمالِي، محمد بن أبِي بکر مقدمِي، محمد بن أبِي إسماعیل سلمِي، محمد بن إسحاق بن یسار قرشِي، محمد بن سوقه غنوِي، محمد بن عبیدالله عَرزَمِي، محمد بن عمرو بن علقمه لیثِي، محمد بن فضیل بن غزوان ضبِي، محمد بن قیس أسدِي، محمد بن شهاب زهرِي، مختار ابن فُلفُل قرشِي، مسعر بن کدام بن ظهیر عامرِي، مسلم بن أبِي عبدالله بطین، مُطَرِّف بن طَرِيف حارثِي، موسی بن عبدالله جُهَنِّي، هشام بن عروه بن زبیر أسدِي، ولید بن عیزار بن حریث عبدِي، وهب أسدِي، یحیی بن أیوب جریرِي، یحیی بن حمزه بن واقد حضرمِي، یحیی بن سعید بن قیس أنصارِي، یحیی بن سعید بن حیان تمیمِي، یزید بن أبِي زیاد هاشمِي، أبِي إسحاق شیبانِي، أبِي حَیَّان تَیمِي، أبِي مالک أشجعِي و تعدادی دیگر حدیث روایت نموده، و از او إبراهیم بن مهدِي مِصِّيصِي، أحمد بن عبدالله بن یونس تمیمِي، أحمد بن علِي بن مسلم أبار، أحمد بن منیع بن عبدالرحمن بغوِي هروِي، إسحاق بن راهویه مروزِي، إسماعیل بن أبان وَرَّاق، إسماعیل بن إبراهیم بن بسام ترجمانِي، إسماعیل بن إبراهیم بن معمر هذلِي، إسماعیل بن خلیل خزاز، إسماعیل بن موسی، أسید بن عاصم بن عبدالله ثقفِي، أیوب بن منصور کوفِي، بشر بن آدم ضریر، بشر بن حارث حافِي، حسن بن ربیع بُورانِي، خالد بن أبِي یزید فارسِي، خالد بن مَخلَد قَطَوانِي، خلف بن هشام بن ثعلب بزار، زکریا بن عدِي بن رزیق تیمِي، سِرِي بن مُغَلَّس سَقَطِي، سعید بن سعید مکِي، سهل بن عثمان عَسکرِي، سُوید بن سعید بن سهل بن شهریار هروِي، عبدالرحمن بن صالح أزدِي، عبدالله بن عامر بن زُراره حضرمِي، أبوبکر عبدالله بن محمد بن أبِي شیبه عبسِي، عبدالله بن محمد بن ربیع عائذِي، عبدالله بن مسلمه حارثِي، عبدالغفار بن عبدالله بن زبیر زبیرِي مَوصلِي، عبیدالله بن عمر بن میسره جشمِي، عثمان بن  محمد بن أبِي شیبه عبسِي، علِي بن جعفر بن زیاد تمیمِي، علِي بن حُجر بن إیاس سعدِي، علِي بن حرب طائِي، علِي بن حکیم أودِي، علِي بن سعید بن مَسروق کِندِي، عمر بن زیاد باهلِي، فروة بن أبِي المَغراء کندِي، مُحرِز بن عَون هلالِي، محمد بن حسن بن مختار تمیمِي، محمد بن رزق الله کلوذانِي، محمد بن سعید اصفهانِي، محمد بن صلت بن حجاج أسدِي، محمد بن عبدالوهاب عبدِي، محمد بن عبید مُحاربِي، محمد بن عمر ابن الرُومِي، محمد بن عمر باهلِي، محمد بن عیسی بن نجیح بغدادِي، محمد بن عیینه بن مالک فزارِي، مُعَلَّی بن منصور رازِي، مِنجاب بن حارث تمِيمِي، هَناد بن سَرِي تمیمِي، وکیع بن جراح رؤاسِي، أبوهَمَّام ولید بن شجاع سَکونِي، یحیی بن سلیمان جعفِي، یحیی بن طلحه یربوعِي، یحیی بن عبدالحمید حِمَّانِي، یحیی بن یحیی بن بکر نیشابورِي، یوسف بن عدِي بن زریق تمیمِي و عده أی دیگر روایت کرده اند.(1 و9)
   عبدالله بن أحمد بن حنبل به نقل از پدرش می گوید: علِي بن مُسهِر صالح الحدیث بوده، و در حدیث خود از أبِي معاویه ضریر ثابت تر است. عثمان بن سعید دارمِي می گوید: برای یحیی بن معین گفتم: علِي بن مسهر برای تو محبوت تر است یا أبوخالد أحمر؟ گفت: علِي بن مسهر را بیشتر دوست دارم. گفتم: إسحاق أزرق برایت محبوب تر است یا ابن مُسهِر؟ گفت: ابن مسهر برایم محبوب تر است. گفتم: ابن مسهر را بیشتر دوست داری یا یحیی بن زکریا را؟ گفت: هر دوی شان ثقه هستند. نسائِي می گوید: علی بن مسهر قرشی ثقه است. أبوعبدالله حاکم نیشابورِي او را ثقه گفته است. یحیی بن معین می گوید: ثقه است. أحمد بن عبدالله عِجلِي می گوید: علِي بن مُسهر اصالتاً قرشِي است و از جمله کسانی می باشد، که حدیث و فقه را جمع کرده، و شخصیتِي ثقه است. ابوزرعه دمشقِي نیز او را صدوق و ثقه گفته است.(1، 6 و 9)
   إمام محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات علِي بن مسهر را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبوالحسن علِي بن مسهر بن علِّي بن عمیر بن عاصم بن عبید بن مسهر قرشِي از اتباع تابعین و متولی قضاء بوده، و در سال 189 هجری قمری وفات یافته است.(3)
   محمد بن سعد کاتب واقدی در کتاب طبقات می نویسد: علی بن مسهر کنیه اش ابوحسن و از نژادگان خاندان عائذه قریش بوده است، او سرپرستی قضای موصل را داشته و محدثی مورد اعتماد و پر حدیث بوده است.(4)
   إمام أبوعبدالله شمس الدین ذهبِي در کتاب سیر أعلام النبلاء آورده است: علامه حافظ أبوالحسن علی بن مسهر قرشِي کوفِي قاضی موصل بوده است. نامبرده برادر عبدالرحمن بن مسهر قاضی جَبُّل می باشد، همان مرد ساده لوحی که وقتی خبر رسید مامون الرشید خلیفه عباسی به ناحیه جبل آمدنی است، با اهالی جبل صحبت نمود، که در نزد مامون از وی توصیف نمایند، اما زمانی که دید مردم در این امر سستی می کنند، و مخالف اند، خودش لباسی مرتب پوشید، ریش خود را شانه کرد، و بر کنار رود دجله ایستاد، وقتی مامون در برابر او رسید، به رسم خلافت سلام کرد، و گفت: یا امیرالمؤمنین! ما در سایه قضاوت قاضی خود ابن مسهر به عافیت و عدل بسر می بریم. یحیی بن أکثم تمیمِي قاضی القضات خلافت عباسی نیز که همراه مامون بود، به شدت خنده نمود، مامون از خندۀ شدید یحیی بن أکثم تعجب کرد، و گفت: تو را چه شده است؟ یحیی بن أکثم گفت: یا امیرالمؤمنین! این که ثنای قاضی جبل را می گوید، خودش قاضی جبل است. مامون نیز زیاد خنده کرد. و بعد یحیی گفت: وی را از وظیفه اش عزل کنید، زیرا  او مردی احمق است. ذهبی می گوید: اما برادرش علِي بن مسهر از مشایخ اسلام بود. علی بن مسهر در حدود سال 120 هجری قمری متولد گردیده است. از یحیی بن معین نقل کرده اند، که گفت: علِي بن مُسهِر قاضِي سرزمین ارمینیه شد، اما وقتی روانه آن سرزمین گردید، بر وی چشم درد شدیدی عارض گردید، او دست به طبابت های مختلفی زد، از جمله قاضی پیشین أرمینیه سرمه أی را برایش داد، و گفت: به این چشمانت را سرمه کن، چشم درد تو را برطرف می کند. او چشمانش را بدان سرمه کرد، و آن باعث گردید، که بینائی خود را نیز از دست دهد، و دوباره نابینا به کوفه برگشت. أبوبکر بن مَنجویه می گوید: علِي بن مسهر در سال 189 هجری قمری وفات یافته است.(5)
   إمام شهاب الدین ابن عماد حنبلی در کتاب شذرات الذهب می نویسد: أبوالحسن علِي بن مسهر کوفِي قاضی موصل مردی فقیه، محدث و ثقه بوده، و در سال 189 هجری قمری وفات یافته است.(7)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد بیست و یکم – از صفحه 135 الی صفحه 138 – به شماره 4137 – تالیف حافظ جمال الدین مزِي – عربی.
2 – تاریخ کبیر – جلد ششم – صفحه 297 – به شماره 2456 – تالیف امام محمد بن اسماعیل بخاری – عربی.
3 – تقریب الثقات – صفحه 887 – به شماره 10093 – تالیف محمد بن حبان بستی – عربی.
4 – طبقات – جلد ششم – صفحه 846 – تالیف محمد بن سعد کاتب واقدی – ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی – فارسی.
5 – سیر اعلام النبلاء – جلد دوم – صفحه 677، 678 و 679 – به شماره 1304 – طبقه هشتم – تالیف امام شمس الدین ذهبِي – عربی.
6 – تهذیب التهذیب – جلد چهارم – صفحه 229 و 230 – به شماره 5619 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانی – عربی.
7 – شذرات الذهب – جلد دوم – صفحه 20 – حوادث سال 189 هجری قمری – تالیف شهاب الدین ابن عماد حنبلی – عربی.
8 – اعلام زرکلی – جلد پنجم – صفحه 22 – حرف عین – تالیف خیرالدین زرکلی – عربی.
9 – موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوِي – عربی.

۱۳۹۸ فروردین ۸, پنجشنبه

خَالِد بن مَخلَد قَطَوَانِي بَجَلِي کُوفِي


إمام أبوالهَیثَم خالد بن مَخلَد قَطوانِي بَجَلِي کُوفِي محدثی پر حدیث و از شیوخ بخارِي بوده، و برای اخذ و گردآورِي حدیث سفرهای زیادی نموده است. نامبرده در نیمه ماه محرم سال 213 هجری قمرِي در زمان خلافت مامون الرشید خلیفه عباسی وفات یافته است. قَطَوانِي انتساب وی به قَطَوان قریه أی در نزدیک کوفه می باشد، و بجلِي به جهت تبار وی بوده، که به قبیلۀ بجیله می رسیده است.(5، 6 و 10)
   موصوف از أجلج بن عبدالله بن حسان کندِي، أسامه بن زید لیثِي، إسحاق بن حازم مدنِي، أبِي الغُصن ثابت بن قیس مدنِي، جعفر بن محمد بن علِي بن حسین بن علِي معروف به جعفر صادق، جعفر بن أبِي کثیر أنصارِي، حارث بن عمیر بصرِي، حسن بن حي بن صالح ثورِي، حمزه بن حبیب زیات، خارجه بن حارث جهنِي، راشد فزارِي، ربیع بن مُنذر ثورِي، زهیر بن محمد تمیمِي، زهیر بن معاویه بن خدیج جعفِي، أبِي غَیلان سعد بن طالب شیبانِي، سعید بن زیاد مُکَتِّب، سعید بن سائب، سعید بن مسلم بن بانَک مدنِي، سلیمان بن بلال قرشِي، عامر بن صالح زبیرِي، عبدالحمید بن جعفر بن عبدالله أنصارِي، عبدالله بن بکیر غنوِي، عبدالله بن جعفر مَخرَمِي، عبدالله بن سلیمان أسلمِي، عبدالله بن عمر عمرِي، عبدالله بن مثنی أنصارِي، عبدالله بن مسلمه حارثِي، عبدالرحمن بن حارث غفارِي، عبدالرحمن بن أبِي الزناد قرشِي، عبدالرحمن بن عبدالعزیز إمامِي، عبدالرحمن بن أبِي موال مدنِي، عبدالرحمن بن عبدالله بن سعد دشتکِي، عبدالرحیم بن عبدالعزیز بن رزیق، عبدالسلام بن حَفص سلمِي، عبدالعزیز بن حُصین، أبِي مَودُود عبدالعزیز بن أبِي سلیمان مدنِي، عبدالملک بن حسن جارِي، عبدالملک بن قدامه جمحِي، عبیدالله بن عمر بن میسره جشمِي، عبیدالله بن موسی بن باذام عبسِي، أبِي قُدامه عثمان بن محمد بن عبیدالله بن عبدالله بن عمر عمرِي، علِي بن صالح بن حَيّ همدانِي، علِي بن مُسهِر بن علِي قرشِي، علِي بن هاشم بن برید بریدِي، عمر بن صالح مدنِي، قیس أبِي عُماره، قیس فارسِي، کثیر بن عبدالله مُزنِي، مالک بن أنس أصبحِي، محمد بن جعفر هذلِي، محمد بن جعفر بن أبِي کثیر أنصارِي، محمد بن خازم أعمی، محمد بن صالح بن دینار تمار، محمد بن فضیل بن غزوان ضبِي، محمد بن مسلم بن شونیز، محمد بن موسی فِطرِي، محمد بن هلال مذحجِي، معاویه بن أبِي مزرد مدنِي، مُغِيره بن عبدالرحمن حِزامِي، منکدر بن محمد تیمِي، موسی بن یعقوب زَمعِي، نافع بن عبدالرحمن بن أبِي نُعیم قارئ مدنِي، یحیی بن عُمَیر بزاز، یزید بن عبدالملک نُوفلِي، یعقوب بن محمد لیثِي، یوسف بن عبدالرحمن مدنِي و عده أی دیگر حدیث روایت نمود، و از او محمد بن إسماعیل بخارِي، إبراهیم بن إسحاق زهرِي، إبراهیم بن أبِي بکر عبسِي، إبراهیم بن عبدالرحمن بن مَهدِي عنبرِي، إبراهیم بن محمد بن عرعره ناجِي، أحمد بن إبراهیم دورقِي، أحمد بن أزهر بن منیع عبدِي، أحمد بن حازم بن محمد غفارِي، أحمد بن خلیل بزاز، أحمد بن سفیان نسائِي، أحمد بن عثمان بن حکیم أودِي، أحمد بن فَضَاله بن إبراهیم نسائِي، أحمد بن ملاعب بن حیان مخرمِي، أحمد بن مهران بن خالد اصفهانِي، أحمد بن یحیی بن زکریا أودِي، أحمد بن یعقوب مسعودِي، أحمد بن یوسف بن خالد أزدِي، أحمد بن یوسف سلمِي، إسحاق بن إبراهیم باهلِي، إسحاق بن بهلول تنوخِي، إسحاق بن راهویه، إسحاق بن سیار بن محمد نصیبِي، أیوب بن إسحاق بن إبراهیم بن سافرِي بغدادِي، جعفر بن محمد واسطِي، حسن بن صباح بن محمد واسطِي، حسن بن علِي بن عفان عامرِي، حسن بن علِي بن محمد هذلِي، حسن بن یحیی بن هشام أزدِي، حمدان بن علِي بن عبدالله وراق، حمید بن مخلد بن قتیبه أزدِي، زهیر بن محمد بن قمیر بن شعبه مروزِي، سعید بن مسعود بن عبدالرحمن مروزِي، سعید بن نوح ضبعِي، سفیان بن وکیح بن جَرَّاح رؤاسِي، أبوداود سلیمان بن سیف طائِي حَرَّانِي، صالح بن محمد بن یحیی بن سعید قَطَّان، عباس بن عبدالعظیم عنبرِي، عباس بن محمد دُورِي، عبدالله بن أبِي زیاد قطوانِي، عبدالله بن عبدالرحمن دارمِي، أبوبکر عبدالله بن محمد بن أبِي شیبه عبسِي، عبدالله بن نمیر همدانِي، عبدالرحمن بن مرزوق بن عطیه بزورِي، عبدالسلام بن عبدالرحمن حرانِي غَطَفانِي، عبدالصمد بن فضل بن خالد ربعِي، عبدالصمد بن فضل بن موسی بلخِي، عَبد بن حُمَید بن نصر کشِي، عبیدالله بن موسی، عثمان بن محمد بن أبِي شیبه عبسِي، علِي بن داود بن یزید تمیمِي، علِي بن سعید بن جریر نسائِي، علِي بن عثمان نُفَیلِي، علِي بن مسلم بن سعید طوسِي، عمرو بن معمر عمرکِي، عیاش بن محمد بن عیسی جوهرِي، فضل بن عباس رازِي، قاسم بن زکریا بن دینار قرشِي کوفِي، مالک بن عیسی بن نصر قفمِي، محمد بن إبراهیم بن مسلم خزاعِي، أبوأمیه محمد بن إبراهیم طَرسوسِي، محمد بن إسحاق بن جعفر صاغانِي، محمد بن إسحاق بن عون بکائِي، محمد بن أبِي خالد قزوینِي، محمد بن بُندار سَبَّاک، محمد بن جوان بن شعبه بصرِي، محمد بن حسین بن شهریار قطان، محمد بن خالد بن عثمه بصرِي، محمد بن خلف بن صالح حبال، محمد بن زیاد بن معروف عجلِي، محمد بن سعد بن منیع هاشمِي، محمد بن سعید تسترِي، محمد بن سهل بن عسکر تمیمِي، أبویَعلَی محمد بن شَدَّاد مِسمَعِي، محمد بن عبدالله بن سنجر جرجانِي، محمد بن عبدالله بن نُمَیر همدانِي، محمد بن عبدالرحیم قرشِي، محمد بن عبدالوهاب بن حبیب عبدِي، محمد بن عثمان بن کرامه عجلِي، أبوکُرَیب محمد بن عَلاء هَمدانِي، محمد بن عوف بن سفیان طائِي، محمد بن مهران جمال، محمد بن یحیی بن عبدالکریم أزدِي، مصعب بن عبدالله بن محمد واسطِي، معاویه بن صالح أشعرِي، معلی بن منصور رازِي، مُنذَر بن شاذان رازِي، نضر بن عبدالله بن ماهان دینورِي، هارون بن سلیمان دیک، أبوموسی هارون بن یزید جَمَّال، وَهب بن إبراهیم فامِي، یحیی بن حبیب بن إسماعیل أسدِي، یحیی بن معین، یوسف بن عبدالهادِي مقدسِي، یوسف بن موسی قَطَّان و تعدادِي دیگر روایت کرده اند. احادیث او را مسلم و أبوداود نیز در کتب خود آورده اند.(1 و 11)
    در حاشیه کتاب اسامِي من روی عنهم محمد بن إسماعیل البخارِي تالیف أبِي أحمد عبدالله بن عدِي جرجانِي آمده است: بخاری از خالد بن مخلد قطوانِي 32 حدیث روایت کرده است.(8)
   عبدالله بن أحمد بن حنبل به نقل از پدرش گفته است: خالد بن مخلد را احادیثِي منکر است. عثمان بن سعید دارمِي می گوید: به احادیث او احتیاجی نیست. أبوعبید آجرِي می گوید: از أبوداود سجستانِي دربارۀ خالد بن مخلد سوال گردید، گفت: صدوق است، اما اظهار تشیع می کرده است. أبو أحمد عبدالله بن عدِي جرجانِي می گوید: خالد بن مخلد از جملۀ محدثین کوفه است که زیاد روایت دارند، و در نزد من انشاء الله روایت از وی باکِي ندارد. إبراهیم بن یعقوب جوزجانی او را فردِی شتام، لعان و بد مذهب گفته است. ابن شاهین از قول عثمان بن أبِي شیبه او را ثقه و صدوق گفته است. مغلطای می گوید: حاکم در تاریخ نیشابور می نویسد: از صالح بن محمد جزره راجع به خالد بن مخلد سوال گردید، گفت: در حدیث خود ثقه است، مگر اینکه او را متهم به غلو کرده اند. ساجِي، أبوالعرب و عقیلِي او را در شمار ضعفاء آورده اند.(1 و 7)
   إمام أبوحاتم محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات خالد بن مخلد را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبوالهیثم خالد بن مخلد قطوانِي بجلِي از تبع الأتباع و از اهالی کوفه بوده است.(2)
   إمام أبوسعد عبدالکریم سمعانِي در کتاب الانساب آورده است: أبوالهیثم خالد بن مخلد قطوانِي بجلِي از اهالی قطوان کوفه بوده، و از موسی بن یعقوب زمعِي و سلیمان بن بلال حدیث روایت نموده، و از او أبوبکر بن أبِي شیبه و دیگر اهالی عراق روایت کرده اند، وی از این که برایش قطوانِي گفته شود کراهیت داشت.(3 و 4)
   محمد بن سعد کاتب واقدِي در کتاب طبقات می نویسد: خالد بن مخلد قَطَوانِي کنیه أبوالهیثم داشته، و تبار او به قبیلۀ بجیله می رسیده است، پیش او حدیث های از مردم مدینه موجود بوده است، خالد شیعه بوده، و به نیمه محرم سال 213 هجری قمری و به روزگار خلافت مأمون در کوفه درگذشته است، او مفرط در تشیع بوده، و احادیث او ناشناخته بوده است، و فقط به ضرورت پاره أی از حدیث های او را نوشته اند.(9)  
   مطین وفات او را در سال 213 هجری قمری آورده، و صاحب النَبَل ماه محرم را بر آن افزده، و ابن قانع وفات او را در سال 214 هجری قمری گفته است.(1)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد هشتم – از صفحه 163 الی صفحه 167 – به شماره 1652 – تالیف حافظ جمال الدین مزی – عربی.
2 – تقریب الثقات – صفحه 416 – به شماره 3952 – تالیف محمد بن حبان بستی – عربی.
3 – الانساب – جلد چهارم – صفحه 525 – حرف قاف – تالیف أبوسعد عبدالکریم سمعانِي – عربی.
4 – معجم البلدان – جلد چهارم – صفحه 375 – حرف قاف – تالیف شهاب الدین أبِي عبدالله یاقوت بن عبدالله حموِي  - عربی.
5 – تاریخ کبیر – جلد سوم – قسم دوم از جزء دوم - صفحه 174 – به شماره 595 – تالیف امام محمد بن إسماعیل بخارِي – عربی.
6 – سیر أعلام النبلاء – جلد دوم – صفحه 969 و 970 – به شماره 1597 – طبقه یازدهم – تالیف أبوعبدالله شمس الدین ذهبی – عربی.
7 – تهذیب التهذیب – جلد دوم – صفحه 74 و 75 – به شماره 1974 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانِي – عربی.
8 – اسامِي من روی عنهم محمد بن إسماعیل البخاری – صفحه 120 – به شماره 81 – تالیف أبِي أحمد عبدالله بن عدِي جرجانِي – عربی.
9 – طبقات – جلد ششم – صفحه 865 – تالیف محمد بن سعد کاتب واقدِي – ترجمه دکتر محمود مهدوِي دامغانِي – فارسی .
10 – شذرات الذهب – جلد دوم – صفحه 116 – حوادث سال 213 هجری قمری – تالیف امام شهاب الدین ابن عماد حنبلی – عربی.
11 – موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوِي – عربی.

۱۳۹۸ فروردین ۷, چهارشنبه

زَکَرِیَّا بن یَحیَی لُؤلُؤِي بَلخِي

   إمام حافظ أبویحیی زکریا بن أبوزکریا یحیی بن صالح بن سُلیمان بن مَطَر لؤلُؤِي بَلخِي مردی فقیه و محدث و از شیوخ بخارِي بوده، و صاحب کتاب – الإیمان – می باشد. نامبرده در روز یکشنبه پنج رور باقی مانده از ماه ذی الحجه سال 230 هجرِي قمری مطابق سال 845 میلادی به عمر 56 سالگی در نزد إمام قتیبه بن سعید بغلانِي در منطقۀ خلاصه در ولایت بغلان درگذشت، و همانجا در بغلان به خاک سپرده شد.(1، 5 و 6)
   موصوف از أبِي مُطِيع حکم بن عبدالله بلخِي، حکم بن مبارک، أبِي أسامه حَمَّاد بن أسامه، خَلَف بن أیوب، سعید بن سلیمان، عبدالله بن نُمیر، قاسم بن حکم عُرَنِي، أبِي بکر محمد بن أبِي عَتَّاب أعیَن، وکیع بن جراح و عده أی دیگر حدیث روایت نموده، و از او بُخارِي، أحمد بن سَیَّار مَروزِي، إسماعیل بن محمد بن أبِي کثیر قاضِي، جعفر بن محمد بن حسن فِریابِي، عبدالصمد بن سلیمان بلخِي، أبوسعد یحیی بن منصور هروِي زاهد و تعدادِي دیگر روایت کرده اند. احادیث وی را ترمذِي نیز آورده است.(1)
   حافظ ابن حجر عسقلانِي در کتاب تهذیب التهذیب می نویسد: زکریا بن یحیی را حاکم و کلاباذِي در شمار شیوخ بخارِي آورده اند.(4) حسن بن حماد صاغانِي می گوید: از قتیبه بن سعید بغلانِي شنیدم، که می گوید: جوانمردان خراسان چهار کس اند: زکریا بن یحیی لؤلؤی، حسن بن شجاع، عبدالله بن عبدالرحمن سمرقندِي و محمد بن إسماعیل بخارِي.(1)
   إمام أبوحاتم محمد بن حبان بستِي خراسانِي در کتاب تقریب الثقات زکریا بن یحیی بلخِي را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبو یحیی زکریا بن یحیی اللآل همان زکریا بن یحیی بن صالح بن سلیمان صاحب کتاب – الإیمان – بوده، و از جمله تبع الأتباع و از اهالی بلخ می باشد، او مردی متعهد به سنت و فضل بود، و در مقابل اهل بدعت ایستادگی کرده است.(2)
   إمام أبوعبدالله شمس الدین ذهبِي در کتاب الکاشف آورده است: إمام حافظ زکریا بن یحیی بن صالح بلخِي لُؤلُؤي در سال 232 هجری قمری به عمر 56 سالگی وفات یافته است.(3)
   محمد بن جعفر بلخِي به نقل از أحمد بن یعقوب می گوید: زکریا بن یحیی لؤلؤی بلخی در نزد قتیبه بن سعید بغلانِي در بغلان در روز یکشنبه پنج روز باقی مانده از ماه ذی الحجه سال 230 هجری قمری به عمر 56 سالگی وفات یافت، و همانجا در بغلان به خاک سپرده شد. و إسماعیل بن محمود می گوید: زکریا بن یحیی لؤلؤی بلخی در بغلان چهار روز از ماه محرم سال 232 هجری قمری باقیمانده بود، که به عمر 56 سالگی وفات یافت.(1 و 4)
منابع و مآخذ:
1 - تهذیب الکمال – جلد نهم – صفحه 378 و 379 – به شماره 1999 – تالیف حافظ جمال الدین مزی – عربی.
2 – تقریب الثقات – صفحه 476 – به شماره 4758 – تالیف امام محمد ابن حبان بستی – عربی.
3 – الکاشف – جلد اول – صفحه 278 – به شماره 1663 – تالیف إمام أبوعبدالله شمس الدین ذهبِي – عربی.
4 – تهذیب التهذیب – جلد دوم – صفحه 202 – به شماره 2377 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانی – عربی.
5 – تیسرالقاری – جلد سوم – صفحه 544 – تالیف مولانا نورالحق محدث دهلوی – عربی.
6 – اعلام زرکلی – جلد سوم – صفحه 47 – حرف زاء – تالیف خیرالدین زرکلی – عربی.

۱۳۹۷ اسفند ۲۹, چهارشنبه

عُقَیل بن خَالِد أیلِي أمَوِي

إمام حافظ أبوخالد عُقَیل بن خالد بن عَقِيل أیلِي أموِي از موالی خاندان حضرت عثمان بن عفان(رض) و از حفاظ حدیث بوده، و وظیفه پولیس شهر مدینه را بدوش داشته است. و أیلِي نسبت وی به أیله شهری در کناره دریای قلزم می باشد. وی در یک مرگ ناگهانی در سال 144 هجری قمری مطابق سال 758 میلادِي در شهر فسطاط مصر درگذشت.(3، 5 و 9)
   موصوف از أبان بن صالح بن عمیر بن عبید قرشِي، أسامه بن زید لیثِي، أسماء دختر أبِي بکر صدیق قرشیه، أنس بن مالک بن نضر أنصارِي، جابر بن إسماعیل حضرمِي، حسن بن یسار بصرِي، پدرش خالد بن عَقِيل، عمویش زیاد بن عقیل، زید بن أسلم، سالم بن عبدالله بن عمر بن خطاب عدوِي، سعد بن إبراهیم بن عبدالرحمن بن عوف قرشِي، سعید بن أبِي سعید خُدرِي، سعید بن سلیمان بن زید بن ثابت أنصارِي، سلمه بن أبِي سلمه زهرِي، سَلَمه بن کُهَیل بن حصین حضرمِي، صالح بن کیسان دوسِي، عبدالله بن عبدالرحمن بن عوف زهرِي، عثمان بن محمد بن مغیره بن أخنس ثقفِي، عِراک بن مالک، عروه بن زبیر بن عوام أسدِي، عکرمه مولای ابن عباس، عمران بن أبِي أنس قرشِي، عمران بن حطان سدوسِي، عمرو بن شعیب قرشِي، قاسم بن محمد بن أبِي بکر صدیق، مجاهد بن جبر قرشِي، محمد بن إسحاق بن یسار، محمد بن کعب أنصارِي، محمد بن مسلم بن تدرس قرشِي، محمد بن مسلم بن شهاب زهرِي، محمد بن یحیی بن حبان أنصارِي، محمود بن ربیع بن سراقه خزرجِي، مَعبد بن کعب بن مالک، مغیره بن حکیم أنباوِي، مکحول بن أبِي مسلم شامِي، نافع مولای ابن عمر، هشام بن عروه بن زبیر أسدِي، یحیی بن أبِي کثیر طائِي، یعقوب بن عتبه بن مغیره ثقفِي و تعدادی دیگر حدیث روایت نموده، و از او پسرش إبراهیم بن عُقیل بن خالد، أحمد بن عمرو بن عبدالله قرشِي، إدریس بن یحیی بن إدریس خولانِي، ثور بن یزید بن زیاد رحبِي، جابر بن إسماعیل حضرمِي، حجاج بن فُرافِصه باهلِي، حجاج بن محمد مصیصِي، حکم بن نافع بهرانِي، أبوجَبَله حَیَّان بن عبدالله بن جبله دارمِي بصرِي، حیوه بن شریح بن صفوان تجیبِي، حیوه بن شریح بن یزید حضرمِي، خارجه بن مُصعب خراسانِي، خالد بن حمید مهرِي، خالد بن یزید جمحِي، رِشدِین بن سعد بن مفلح مهرِي،، سعید بن أبِي أیوب، سعید بن أبِي مریم جمحِي، سعید بن مقلاص خزاعِي، سلامه بن رَوح بن خالد قرشِي، شبابه بن سوار فزارِي، شعیب بن لیث بن سعد فهمِي، ضِمام بن إسماعیل بن مالک مرادِي، طالب بن حجیر عبدِي، عباد بن کثیر ثقفِي، عبدالله بن سمح بن أسامه سهمِي، عبدالله بن صالح جهنِي، عبدالله بن لَهِيعه حضرمِي، عبدالله بن وهب بن مسلم قرشِي، عبدالرحمن بن سلیمان حَجرِي، عبدالرحمن بن سلیمان عنسِي، عبدالرحمن بن عبدالحمید مَهَّرِّي، عبدالرزاق بن همام بن نافع حمیرِي، عبدالعزیز بن أبِي سلمه ماجشون، لیث بن سعد بن عبدالرحمن فهمِي، محمد بن شهاب زهرِي، مُفَضَّل بن فَضَاله بن عبید قتبانِي، نافع بن یزید کلاعِي، یحیی بن أیوب مِصرِي، یحیی بن عبدالله بن بکیر قرشِي، یزید بن خالد بن یزید همدانِي، یزید بن قیس أزدِي، یونس بن یزید أیلِي و تعدادی دیگر روایت کرده اند.(1 و 10)
   عبدالله بن أحمد بن حنبل به نقل از پدرش او را ثقه گفته است. أحمد بن شعیب نسائِي می گوید: عقیل بن خالد أیلِي ثقه است. أحمد بن صالح جیلِي می گوید: ثقه است. إسحاق بن إبراهیم فارسِي او را حافظ گفته است. إسحاق بن راهویه او را ثقه گفته است. أبوزرعه نیز او را ثقه گفته است. یعقوب بن شیبه به نقل از عبدالله بن شعیب صابونِي گفته است:  یحیی بن معین برایم گفت: ثابت ترین کسانی که از زهرِي روایت کرده اند: مالک بن انس بعد مَعمَر و بعد عُقَیل می باشند. عباس دورِي به نقل از یحیی بن معین می گوید: ثابت ترین مردم در روایت از زهرِي، مالک بن انس، معمر، یونس، عُقَیل، شعیب بن أبِي حمزه و سفیان بن عیینه می باشند.(6)
   إمام محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات عقیل بن خالد أیلِي را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: عقیل بن خالد أیلِي قرشِي أموِي از اتباع تابعین و مولای خاندان حضرت عثمان بن عفان بوده، و در سال 141 یا 142 هجری قمری وفات یافته است.(4)
   محمد بن سعد کاتب واقدی در کتاب طبقات می نویسد: عقیل بن خالد شاگرد و مصاحب زهری و محدثی ثقه بوده است.(2) عزالدین ابن اثیر در تاریخ کامل می نگارد: عقیل بن خالد أیلِي خداوندگار زهرِي در سال 144 هجری قمری در مصر به گونۀ ناگهانِي مرد.(7)
   إمام شهاب الدین أبِي الفلاح ابن عماد حنبلی در کتاب شذرات الذهب آورده است: عقیل بن خالد أیلِي مولای بنی امیه، از یاران زهرِي و شخصیتی حافظ، ثقه و ثابت بوده، و در سال 144 هجری قمری وفات یافته است.(8)
   مُفَضَّل بن غَسان غَلَّابِي از قول ماجِشون می گویند: عقیل این جا در نزد ما در مدینه پاسبان بود، و در سال 141 هجری قمری در مصر وفات یافت. یحیی بن بکیر می گوید: عقیل بن خالد أیلِي در سال 141 یا 142 هجری قمری در مصر وفات یافته است. محمد بن عزیز أیلِي وفات او را در سال 142 هجری قمری گفته است. أبوطاهر بن سرح به نقل از خالویش أبِي رجاء می گوید: عقیل بن خالد در سال 144 هجری قمری در یک مرگ ناگهانی در مصر درگذشت. أبوسعید بن یونس می گوید: عقیل بن خالد أیلِي در یک مرگ ناگهانی در شهر فسطاط مصر در قصر عمار بن مُویس بن أبِي سعید در سال 144 هجری قمری وفات یافت.(1 و 6)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد بیستم – از صفحه 242 الی صفحه 245 – به شماره 4001 – تالیف حافظ جمال الدین مزی – عربی.
2 – طبقات – جلد هفتم – صفحه 528 – تالیف محمد بن سعد کاتب واقدی – دکتر محمود مهدوی دامغانی – فارسی.
3 – تاریخ کبیر – جلد هفتم – قسم اول جزء چهارم – صفحه 94 – به شماره 419 – تالیف إمام محمد بن إسماعیل بخاری – عربی.
4 – تقریب الثقات – صفحه 865 – به شماره 9810 – تالیف امام محمد بن حبان بستی – عربی.
5 – سیر أعلام النبلاء – جلد دوم – صفحه 273 و 274 – به شماره 962 – طبقه پنجم – تالیف أبوعبدالله شمس الدین ذهبِي – عربی.
6 – تهذیب التهذیب – جلد چهارم – صفحه 156 و 157 – به شماره 5463 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانی – عربی.
7 – تاریخ کامل – جلد هشتم – صفحه3403 – تالیف عزالدین ابن اثیر – ترجمه دکتر سید حسین روحانی و حمیدرضا آژیر – فارسی.
8 – شذرات الذهب – جلد اول – صفحه 354 – حوادث سال 144 هجری قمری – تالیف شهاب الدین ابن عماد حنبلِي – عربی.
9 – اعلام زرکلی – جلد چهارم – صفحه 242 – حرف عین – تالیف خیرالدین زرکلِي – عربی.
10 – موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوِي – عربی.

۱۳۹۷ اسفند ۲۸, سه‌شنبه

یَحیَی بن بُکَیر قُرشِي مَخزُومِي شَامِي مِصرِي

إمام، محدث، حافظ و صدوق أبوزکریا یَحیَی بن عَبدِالله بن بُکَیر قُرشِي مَخزُومِي مِصرِي غلام آزاد کرده شدۀ خاندان مخزوم بوده، و منسوب به جدش بُکَیر و معروف به عبدالله بن بُکَیر می باشد. ابن یونس می گوید: یحیی بن بُکیر غلام آزاد کرده شدۀ عمره دختر حنین بود، که عمره خودش نیز کنیز آزاد کرده شدۀ خاندان مخزوم بوده است. نامبرده یکی از علمای بزرگ أهل سنت و جماعت، حافظ حدیث، فقیه، قاضِي و مفتی مصر و راوی اخبار و تاریخ بوده، و در سرزمین های شام و مصر زندگی کرده است. وی در سال 154 هجری قمری مطابق سال 771 میلادی متولد و از همان اوان طفولیت به طلب علم برآمده، چنانکه موطأ کتاب مشهور إمام مالک را هفده مرتبه از مولفش شنیده است. موصوف در روز شنبه دوازدهم ماه صفر سال 231 هجری قمری مطابق سال 845 میلادی به عمر 77 سالگی درگذشت، و در مصر به خاک سپرده شد.(1، 5، 6 و 9)
    إمام یحیی بن بکیر مصرِي از آدم بن أبِي إیاس، إبراهیم بن أبِي عبله عقیلِي، إسرائیل بن یونس بن أبِي إسحاق سبِيعِي، أنس بن عیاض بن ضمره لیثِي، بکر بن مٌضر بن محمد قرشِي مصرِي، حجاج بن إبراهیم أزرق، حماد بن زید بن درهم أزدِي، حماد بن سلمه بن دینار بصرِي، خلاد بن سلیمان حضرمِي، خنیس بن عامر بن یحیی معافرِي، زهیر بن محمد تمِيمِي، زید بن حباب بن ریان تمیمِي، زین بن شعیب بن کریب معافرِي، سعد بن عبدالله بن سعد أیلِي، سعد بن عبدالله بن سعد معافرِي، سعید بن کثیر بن عفیر أنصارِي، سفیان بن عیینه بن میمون هلالِي، شعبه بن حجاج بن ورد عتکِي، شعیب بن لیث بن سعد، ضمام بن إسماعیل مرادِي، ضَمره بن ربیعه، طلحه بن سنان بن حارث أیامِي، عبدالله بن بکیر غنوِي، عبدالله بن ذکوان قرشِي، عبدالله بن سَمح بن أسامه سهمِي تُجِيبِي، عبدالله بن سُوید مِصرِي، عبدالله بن صالح بن محمد بن مسلم جهنِي، عبدالله بن لَهِيعه بن عقبه حضرمِي، عبدالله بن وَهب بن مسلم قرشِي، عبدالرحمن بن قاسم بن خالد بن جناده عتقِي، عبدالرزاق بن همام بن نافع حمیرِي، عبدالعزیز بن أبِي حازم مخزومِي، عبدالعزیز بن عبدالله بن أبِي سلمه ماجِشون، عبدالعزیز بن محمد دَرَاوَردِي، عبدالملک بن عمرو قیسِي، عرابی بن معاویه حضرمِي، عطاف بن خالد مخزومِي، عقیل بن خالد بن عقیل أیلِي، علِي بن داود بن یزید تمِیمِي، عمار بن معاویه بجلِي، عمرو بن یحیی بن عماره أنصارِي، عمرو بن یزید فارسِي ساکن مصر، غَوث بن سلیمان بن زیاد بن نُعَیم حضرمِي قاضِي، فضاله بن فضل بن فضاله تمیمِي، قره بن عبدالرحمن بن حیوئیل معافرِي، لیث بن سعد فهمِي، مالک بن أنس أصبحِي، مالک بن حارث سلمِي، مالک بن عتاهیه بن حرب کندِي، محمد بن إدریس شافعِي، محمد بن أبِي ذئب عامرِي، محمد بن رمح بن مهاجر تجیبِي، محمد بن شهاب زهرِي، مروان بن معاویه بن حارث فزارِي، مستلم بن سعید ثقفِي، مسلم بن خالد بن سعید زنجِي، معروف بن واصل سعدِي، مغیره بن عبدالرحمن بن عبدالله حِزامِي، مغیره بن عبدالرحمن بن حارث مخزومِي، مُفَضَّل بن فَضاله بن عبید قتبانِي، مفضل بن مطهر کاتب، موسی بن ربیعه جمحِي، میمون بن یحیی بن أسلم قرشِي، نعیم بن میسره رازِي، هِقل بن زیاد سکسکِي، یحیی بن صالح أیلِي، یزید بن عبدالله بن أسامه بن هاد لیثِي، یعقوب بن عبدالرحمن قارِي، یونس بن بکیر بن واصل شیبانِي و تعدادی دیگر حدیث روایت نموده، و از او محمد بن إسماعیل بخارِي، إبراهیم بن إسحاق بن إبراهیم ثقفِي، أبراهیم بن حارث بن إسماعیل بغدادِي، إبراهیم بن دینار تمار، إبراهیم بن أبِي داود أسدِي، إبراهیم بن سعید جوهرِي، إبراهیم بن عبدالله بن جنید ختلِي، إبراهیم بن عبدالله بن حاتم هروِي، إبراهیم بن محمد غزال، إبراهیم بن محمد بن یوسف فزارِي، إبراهیم بن هانِي نیشابورِي، إبراهیم بن هیثم بن مهلب ناقد، أحمد بن محمد بن حجاج بن رِشدین بن سعد، أحمد بن إبراهیم بن ملحان بلخِي، أحمد بن إسحاق بن بهلول تنوخِي، أحمد بن حماد بن مسلم تجیبِي، أحمد بن داود بن موسی مکِي، أحمد بن سعد بن إبراهیم زهرِي، أحمد بن سفیان نسائِي، أحمد بن سیار بن أیوب مروزِي، أحمد بن علِي بن حسین مدائنِي، أحمد بن فضل صائغ، أحمد بن محمد بن عبدالعزیز  بن جعد وشاء، أحمد بن محمد بن عیسی برتِي، أحمد بن منصور بن سیار بن مبارک رمادِي، أحمد بن موسی بن جریر أزدِي، أحمد بن نصر بن زیاد قرشِي، أحمد بن یحیی بن خالد بن حَیَّان رقِي، أزرق بن علِي بن مسلم حنفِي، إسحاق بن إبراهیم قطان، إسماعیل بن إبراهیم بن بسام ترجمانِي، إسماعیل بن إسحاق بن إسماعیل قاضِي، إسماعیل بن عبدالله أصفهانِي معروف به سمویه، إسماعیل بن عبدالله بن مسعود عبدِي، أصبغ بن فرج بن سعید بن نافع أموِي، بَقِي بن مَخلَد أندلسِي، حارث بن أبِي أسامه تمیمِي، حرمله بن یحیی تُجِيبِي، حسان بن عبدالله بن سهل کندِي، حسن بن جریر بن عبدالرحمن زنبقِي، حسن بن غلیب بن سعید بن مهران أزدِي، أبوعلِي حسن بن فرج أزدِي غَزِّي که از وی موطأ را روایت کرده است، حسن بن محمد بن عبدالله بن شعبه أنصارِي، حسین بن حمید بن موسی مکِي، حمید بن مخلد بن قتیبه بن عبدالله أزدِي، خیر بن عرفه بن عبدالله تجیبِي، أبومسلم خیر بن مُوَفَّق، ربیع بن سلیمان بن داود بن إبراهیم أزدِي، أبوالزَّنباع رَوح بن فرج قَطَّان، سهل بن زَنجَلَه رازِي، طاهر بن عیسی بن إسحاق تمیمِي، طُفیل بن زید نَسفِي، عباس بن محمد بن حاتم بن واقد دورِي، عبدالله بن أحمد بن زکریا تمیمِي، عبدالله بن حسن بن أحمد حرانِي، عبدالله بن حماد بن أیوب بن طفیل آملِي، عبدالله بن صالح بن محمد بن مسلم جهنِي، عبدالله بن عبدالحکم بن أعین بن لیث مالکِي، عبدالله بن عبدالرحمن مصرِي، عبدالله بن عبدالرحمن بن فضل دارمِي، عبدالله ابن أبِي الدنیا قرشِي، عبدالله بن أبِي شیبه عبسِي، عبدالله بن محمد بن أیوب مخرمِي، عبدالله بن محمد بن عمرو أزدِي، عبدالله بن محمد بن یحیی کرمانِي، عبدالله بن مسلمه بن قعنب حارثِي، عبدالله بن وهب بن مسلم قرشِي، عبدالرحمن بن إبراهیم دُحَیم دمشقِي، عبدالرحمن بن جارود بن عبدالله أحمرِي، عبدالرحمن بن حاتم مرادِي، أبوالقاسم عبدالرحمن بن معاویه عُتبِي، پسرش عبدالملک بن یحیی بن بُکَیر، عبید بن عبدالواحد بن شریک بزار، أبوزُرعه عبیدالله بن عبدالکریم رازِي، عثمان بن سعید بن خالد دارمِي، عثمان بن عبدالله بن محمد بن خرزاذ أنطاکِي، علِي بن داود بن یزید تمیمِي، علِي بن عبدالرحمن بن محمد مخزومِي، أبوخیثمه علِي بن عمرو بن خالد حَرَّانِي، علِي بن معبد مصرِي، عمران بن موسی بن حمید ملیجِي، عمرو بن أحمد قرشِي، عمرو بن ربیع بن طارق هلالِي، عمرو بن أبِي طاهر بن سَرَّح مصرِي، عمیر بن مرداس زریقِي، عیسی بن موسی صفار، فضل بن عباس رازِي، فضل بن عباس بن مهران اصفهانِي، فضل بن محمد بن مسیب بیهقِي، فهد بن سلیمان بن یحیی نحاس، أبوعبید قاسم بن سلام هروِي، مالک بن عبدالله بن سیف تُجِيبِي، محمد بن إبراهیم فوشنجِي، محمد بن إبراهیم بن سعید عبدِي، محمد بن إبراهیم بن مسلم خزاعِي، محمد بن أحمد بن حماد وراق، محمد بن أحمد بن نصر ترمذِي، أبوحاتم محمد بن إدریس رازِي، محمد بن إسحاق صاغانِي، محمد بن إسماعیل بن سمره أحمسِي، محمد بن إسماعیل بن یوسف سلمِي، محمد بن حسین سمنانِي، محمد بن خزیمه بن راشد أسدِي، محمد بن داود بن جراح کاتب، محمد بن داود بن أبِي نصر سمنانِي، محمد بن عبدالرحمن بن حسن جعفِي، محمد بن عبدالله بن عبدالحکم بالسِي، محمد بن عبدالله بن نُمیر همدانِي، محمد بن عمرو بن تمام کلبِي، محمد بن عیسی بن سوره ترمذِي، محمد بن غالب بن حرب تمار، محمد بن أبِي القاسم ثقفِي، محمد بن یحیی بن عبدالله ذُهلِي، أبوالأحوص محمد بن هیثم قاضِي عُکبَرا، مطرف بن قیس أندلسِي، معاذ بن مثنی عنبرِي، موسی بن محمد بن أبِي عوف صفار، نضر بن عبدالجبار بن نصیر مرادِي، یحیی بن أیوب بن بادِي عَلَّاف مصرِي، یحیی بن عثمان بن صالح سَهمِي، یحیی بن محمد بن سکن قرشِي، یحیی بن معین، یزید بن سنان قرشِي، یعقوب بن سفیان فسوِي، یوسف بن عبدالهادِي مقدسِي، یونس بن حبیب بن عبدالقاهر عجلِي، یونُس بن عبدالأعلِي صَدفِي و عده أی دیگر غیر از ایشان روایت کرده اند. احادیث او را مسلم و ابن ماجه نیز در کتب خود آورده اند.(1 و 10)
   أحمد بن شعیب نسائی او را ضعیف گفته، و در جای دیگر می گوید: یحیی بن بکیر ثقه نیست. یحیی بن معین می گوید: یحیی بن بکیر موطأ را از حبیب کاتب لیث شنیده است. زکریا بن یحیی ساجی می گوید: یحیی بن بکیر صدوق است، و بیشترین روایت از لیث بن سعد را داشته است. أبوأحمد بن عدی جرجانِي می گوید: او همسایه لیث بن سعد بود، و ثابت ترین کس در روایت از وی می باشد. أبویعلی خلیلِي می گوید: ثقه است. عبدالباقِي بن قانع بغدادِي نیز او را مصری ثقه گفته است.(6 و 10)
   إمام أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي در کتاب الجرح و التعدیل می نویسد: از پدرم راجع به یحیی بن عبدالله بن بکیر مصرِي پرسیدم، گفت: حدیث وی نوشته شود، اما به آن حجت آورده نشود.(4)
   در حاشیه کتاب أسامِي من روی عنهم محمد بن إسماعیل البخارِي آمده است: از أبوزکریا یحیی بن عبدالله بن بکیر مخزومِي مصرِي 190 حدیث روایت گردیده، که از جمله آنها 178 حدیث به روایت از لیث بن سعد، 5 حدیث به روایت از مالک، 2 حدیث به روایت از بکر بن مضر بن محمد مصرِي و 4 حدیث به روایت از یعقوب بن عبدالرحمن بن محمد قارِي ساکن اسکندریه می باشد.(7)
   أمام محمد بن إسماعیل بخاری در تاریخ کبیر او را یحیی بن عبدالله بن بکیر مخزومِي شامی گفته، اما دیگر مورخین او را یحیی بن عبدالله بن بکیر مخزومی مصرِي گفته اند. بخاری می گوید: یحیی بن عبدالله بن بکیر از کسی از اهل حجاز حدیث روایت نکرده است.(3)
   إمام أبوحاتم محمد بن حِبَّان بستِي در کتاب تقریب الثقات یحیی بن عبدالله بن بکیر مخزومی را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: یحیی بن عبدالله بن بُکیر مَخزومِي از جمله تَبعِ الأتباع و از اهالی مصر بوده، و در سال 231 هجری قمری وفات یافته است.(2)
   إمام أبوعبدالله شمس الدین ذهبِي در کتاب سیر أعلام النبلاء می نویسد: إمام حافظ أبوزکریا یحیی بن عبدالله بن بکیر قرشِي مخزومِي مصرِي عالمی برجسته، عارف در حدیث و تاریخ، أگاه در فتوا و شخصیتی متدین و صادق بوده است.(5)
   إمام شهاب الدین أبِي الفلاح ابن عماد حنبلِي در کتاب شذرات الذهب آورده است: حافظ أبوزکریا یحیی بن عبدالله بن بکیر مخزومِي مصرِي در ماه صفر سال 231 هجری قمری درگذشت، او کتبی را تصنیف و کتاب موطأ امام مالک را هفده مرتبه از وی شنید. أبن ناصرالدین می گوید: او از یاران مالک بن أنس و لیث بن سعد و شخصیتی ثقه بوده است.(8)
   خیرالدین زرکلِي در کتاب الأعلام می نویسد: محمد بن یوسف کندی در کتاب تاریخ مصر و ولاتها از یحیی بن عبدالله بن بکیر مصرِي یادآوری نموده، و می نویسد: بیشترین روایت را از وی ابن المدینِي آورده است.(9)
   أبوسعید بن یونس می گوید: یحیی بن بکیر در سال 154 هجری قمری متولد و در سال 231 هجری قمری درگذشت. عبدالغنِي بن سعید مصرِي گفته است: موصوف در سال 155 هجری قمری متولد و بعد از سال 230 هجری قمری وفات یافته است. و بقی بن مخلد اندلسِي به نقل از پسرش عبدالله می گوید: یحیی بن بکیر در روز شنبه دوازدهم ماه صفر سال 231 هجری قمری وفات یافته است.(1)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد سی و یکم – از صفحه 401 الی صفحه 404 – به شماره 6958 – تالیف حافظ جمال الدین مزی – عربی.
2 - تقریب الثقات – صفحه 1282 – به شماره 15382 – تالیف امام محمد بن حبان بستی – عربی.
3 – تاریخ کبیر – جلد هشتم – قسم دوم از جزء چهارم – صفحه 285 – به شماره 3019 – تالیف امام محمد بن اسماعیل بخاری – عربی.
4 – الجرح والتعدیل – جلد نهم – صفحه 202 – به شماره 16337/ 682 – تالیف أبومحمد عبدالرحمن ابن أبِي حاتم رازِي – عربی.
5 – سیر اعلام النبلاء – جلد دوم – صفحه 1105 و 1106 – به شماره 1752 – طبقه دوازدهم – تالیف إمام شمس الدین ذهبی – عربی.
6 – تهذیب التهذیب – جلد ششم – صفحه 147 و 148 – به شماره 8857 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانی – عربی.
7 – اسامِي من روی عنهم محمد بن إسماعیل البخارِي – حرف یاء – صفحه 223 – به شماره 275 – تالیف ابن عدِي جرجانِي – عربِي.
8 – شذرات الذهب – جلد دوم – صفحه 185 – حوادث سال 231 هجری قمری – تالیف ابن عماد حنبلی – عربی.
9 – اعلام زرکلی – جلد هشتم – صفحه 154 – حرف یاء – تالیف خیرالدین زرکلِي – عربی.
10 – موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوِي – عربی.

۱۳۹۷ اسفند ۲۴, جمعه

حَاتِم بن إسمَاعِیل کُوفِي مَدَنِي حَارثِي

حَاتِم بن إسمَاعِیل کُوفِي مَدَنِي حَارثِي
حافظ محدث أبو إسماعیل حاتم بن إسماعیل بن محمد بن عجلان کُوفِي مَدَنِي حارثِي از موالی بنی عبدالمَدَان از بنی حارث بن کعب بوده، در کوفه و سپس مدینه زندگی کرده، و در شب جمعه هفت شب از ماه جمادی الأول سال 187 هجری قمری باقی مانده بود، که در مدینه وفات یافته است.
   موصوف از أسامه بن زید لیثِي، إسحاق بن سعد بن کعب بن عجره قضاعِي، إسماعیل بن إبراهیم بن عبدالرحمن قرشِي، أفلَح بن حُمَید بن نافع أنصارِي، أنِيس بن أبِي یحیی أسلمِي، بَسَّام بن عبدالله صَیرَفِي، بِشر بن رافع حارثِي، بشیر بن مُهاجر غنوِي، بُکَیر بن مِسمار قرشِي، جعفر بن محمد بن علِي بن حسین بن علِي بن أبِي طالب معروف به إمام جعفر صادق، جُعَید بن عبدالرحمن بن أوس مدنِي، جَهضَم بن عبدالله یمامِي، حارث بن عبدالرحمن بن عبدالله بن سعد أبِي ذُناب دوسِي، حمزه بن أبِي محمد مَدَنِي، أبِي صَخر حُمَید بن زیاد خَرَّاط، خُثَیم بن عِراک بن مالک غفارِي، ربیعه بن عثمان تَیمِي، سعد بن سعید بن کیسان مقبرِي، سعید بن أبِي سعید مقبرِي، شریک بن عبدالله نَخَعِي قاضِي، شریک بن عبدالله بن أبِي نمر لیثِي، أبِي واقد صالح بن محمد بن زائده لیثِي، صبیح فارسِي، ضحاک بن عثمان بن عبدالله بن خالد بن حزام حزامِي، عبدالحمید بن جعفر بن عبدالله بن حکم أنصارِي، عبدالله بن حسن بن حسن بن علِي بن أبِي طالب هاشمِي، عبدالله بن حسین بن عطاء بن یسار هلالِي، عبدالله بن محمد بن سمعان أسلمِي، عبدالله بن مسلم بن هُرمُز فدکِي، عبدالله بن هرمز یمانِي، عبدالأعلی بن عبدالله بن أبِي فروة أموِي، عبدالرحمن بن حارث بن عبدالله بن عیاش بن أبِي ربیعه مخزومِي، عبدالرحمن بن حبیب بن أردَک مخزومِي، عبدالرحمن بن حَرمَلَه بن عمرو أسلمِي، عبدالرحمن بن حرمله کوفِي، عبدالرحمن بن حمید بن عبدالرحمن بن عوف زهرِي، عبدالرحمن بن عطاء بن أبِي لبیبه قرشِي، عبدالرحمن بن عیاش أنصارِي، عبدالملک بن حسن بن أبِي حکیم جارِي، عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریج مکِي، عمر بن نُبَیه کَعبِي، عمران بن مسلم قصیر، عیسی بن أبِي عیسی، عیسی بن ماهان بن اسماعیل رازِي، عیسی بن موسی تیمِي، فضل بن موسی سینانِي، فطر بن خلیفه مخزومِي، کثیر بن زید مدنِي، مجمع بن یعقوب بن مجمع بن یزید أنصارِي، محمد بن خازم أعمی، محمد بن سلیمان کِرمانِي، محمد بن سمعان أسلمِي، محمد بن عبدالرحمن بن مغیره بن حارث عامرِي، محمد بن عبدالله بن أبِي مریم خزاعِي، محمد بن عثمان بن عبدالرحمن بن سعید مخزومِي، محمد بن عَجلان قرشِي، محمد بن عُماره بن عمرو بن حزم أنصارِي، محمد بن عمرو بن علقمه لیثِي، محمد بن یوسف خواهرزادۀ نَمِر، مصعب بن ثابت بن عبدالله بن زبیر بن عوام زبیرِي، معاویه بن أبِي مزرد مدنِي، مُهاجر بن مسمار قرشِي، موسی بن عُقبه قرشِي، نضر بن کثیر أزدِي، أبوحنیفه نعمان بن ثابت بن زوطِي تیمِي، هشام بن إسحاق بن کِنانه مدنِي، هِشام بن عُروه بن زبیر بن عوام أسدِي، یحیی بن سعید بن قیس أنصارِي، یحیی بن محمد بن عبدالرحمن بن وردان أنصارِي، یزید بن أبِي عُبید أسلمِي، یعقوب بن عمرو بن عبدالله بن عمرو بن أمیه ضًمرِي، یعقوب بن عمرو بن کعب معافرِي، أبِي جَزرَه یعقوب بن مجاهد مخزومِي، یونس بن عبید بن دینار عبدِي، أبِي بکر بن یحیی بن نَضر أنصارِي، أبِي علِي کُوفِي، أبِي مَلِيح فارسِي  و تعدادی دیگر حدیث روایت کرده،
و او از إبراهیم بن حمزه بن محمد بن حمزه بن مصعب زُبیرِي، إبراهیم بن عبدالله بن حاتم هروِي، إبراهیم بن عبدالرحمن بن یزید عنسِي، إبراهیم بن عیسی طالقانِي، إبراهیم بن منذر بن عبدالله حزامِي، إبراهیم بن موسی رازِي، إبراهیم بن هارون بلخِي، أحمد بن حاتم بن یزید طویل، أحمد بن حجاج مَروزِي، أبویعلی أحمد بن علِي بن مثنی موصلِي، أحمد بن قاسم بن حارث بن زراره قرشِي، إسحاق بن إبراهیم بن علاء بن ضحاک زبیدِي، إسحاق بن أبِي اسرائیل مروزِي، إسحاق بن راهویه مروزِي، إسحاق بن إسماعیل یتیم، أسد بن موسی بن إبراهیم أموِي، إسماعیل بن أبان أزدِي، إسماعیل بن خلیل خزاز، أَصبَغ بن فرج بن سعید بن نافع أموِي، بشیر بن عُبَیس بن مرحوم بصرِي عطار، جَندل بن والق، حسن بن إسماعیل بن سلیمان بن مجالد مجالدِي، خالد بن خداش بن عجلان مهلبِي، داود بن عبدالله بن محمد جعفرِي، داود بن مخراق فریابِي، زکریا بن عدِي بن زریق بن إسماعیل تیمِي، سعید بن عَمرو أشجعِي، سعید بن منصور بن شعبه خراسانِي، سفیان بن سعید بن مسروق ثورِي، سفیان بن عیینه بن میمون هلالِي، سلیمان بن بلال قرشِي، سلیمان بن عبدالرحمن دمشقِي، سوید بن نصر مروزِي، عبدالله بن عبدالوَهَّاب حَجَبِي، أبوبکر عبدالله بن محمد بن أبِي الأسود بصرِي، أبوبکر عبدالله بن محمد بن أبِي شیبه عبسِي، أبوجعفر عبدالله بن محمد نُفَیلِي، عبدالله بن مَسلَمه قَعنَبِي حارثِي، عبدالله بن وهب بن مسلم قرشِي، عبدالرحمن بن مهدِي، عبدالرحمن بن یُونُس مُستملِي، عبدالملک بن عمرو قیسِي، عُبَیس بن مرحوم عطار، عثمان بن سعید بن کثیر بن دینار قرشِي، عثمان بن سعید بن مره مرِي، عثمان بن محمد بن أبِي شیبه عبسِي، علِي بن بَحر بن بَرِّي قَطان، علی بن جعد بن عبید جوهرِي، علی بن عبدالله بن جعفر بن نجیح معروف به ابن مدینِي، عمران بن خالد بن یزید بن مسلم بن أبِي جمیل دمشقِي، عمرو بن زراره بن واقد کلابِي، عمرو بن محمد ناقد، قُتیبه بن سعید بن جمیل بن طریف بغلانِي، مالک بن اسماعیل بن زیاد بن درهم نهدِي، محمد بن إدریس شافعِي، محمد بن حسن مدینِي، محمد بن سعد بن منیع هاشمِي، محمد بن سعید بن سلیمان بن عبدالله اصفهانِي، محمد بن سَلَمه باهلِي، محمد بن صَبَّاح تَوزِي، محمد بن صلت ثورِي، محمد بن عَبَّاد مکِي، أبوثابت محمد بن عُبیدالله مدینِي، محمد بن عُبید مُحاربِي کُوفِي، أبوکُرَیب محمد بن علاء بن کریب همدانِي، محمد بن عمرو سواق بَلخِي، محمد بن مِهران رازِي جَمَّال، محمد بن یحیی بن علِي بن عبدالحمید کنانِي، مطرف بن عبدالله یسارِي، معلی بن منصور رازِي، منجاب بن حارث بن عبدالرحمن تمیمِي، مهدی بن جعفر بن جیهان بن بهرام زاهد، موسی بن أیوب بن عیسی نصیبِي، موسی بن داود ضبِي، نعیم بن حماد بن معاویه بن حارث بن همام خزاعِي، هارون بن معروف بغدادِي، هشام بن بَهرام مدائنِي، هشام بن خالد بن زید بن مروان سلامِي، هشام بن عَمَّار دمشقِي، هَنَّاد بن سری تمیمِي، وضاح بن یحیی نهشلِي، یحیی بن آدم بن سلیمان أموِي، یحیی بن صالح وحاظِي، یحیی بن غیلان بن عبدالله خزاعِي، یحیی بن فضل سجستانِي، یحیی ابن معین، یحیی بن یحیی بن بکر بن عبدالرحمن نیشابورِي، یزید بن هارون واسطِي، یعقوب بن حُمَید بن کاسب مدنِي، یعقوب بن صالح بن قاسم طَلحِي، یعقوب بن کعب بن حامد حلبِي، یعقوب بن محمد زُهرِي، یوسف ین سلمان بصرِي و تعدادی دیگر روایت کرده اند.(1 و 11)
   أبوبکر أثرم به نقل از محمد بن حنبل می گوید: حاتم بن إسماعیل برایم محبوب تر است از دَراوَردِي. نسائِي می گوید: روایت از وی باکی ندارد و باری هم گفته است که قوی نیست. عجلِي او را ثقه گفته است. إسحاق بن منصور نیز به نقل از یحیی بن معین او را ثقه خوانده است. ابوالقاسم بن بشکوال می گوید: حاتم بن اسماعیل فردی ثقه و ساکن مدینه بوده است. ابوبکر بیهقِي او را حجت گفته است. أحمد بن صالح جیلی می گوید: او ثقه است. دارقطنی نیز او را ثقه گفته است.(7)
   شهاب الدین ابن عماد حنبلی می گوید: حاتم بن أسماعیل مدنی فردی ثقه و کثیرالحدیث بوده، و در سال 186 هجری قمری درگذشته است.(10)
   إمام محمد بن إسماعیل بخارِي در تاریخ کبیر می نویسد: حاتم بن إسماعیل کوفِي الأصل و ساکن مدینه بوده، و در شب جمعه هفت شب از ماه جمادی الأول سال 187 هجری قمری باقی مانده بود که وفات یافت.(2)
   إمام أبوحاتم محمد بن حبان بستی در کتاب تقریب الثقات حاتم بن إسماعیل را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبو إسماعیل حاتم بن إسماعیل کوفِي از تَبع الأتباع و ساکن مدینه بوده، و در سال 187 هجرِي قمرِي وفات یافته است.(3)
   إمام أبومحمد عبدالرحمن بن أبی حاتم در کتاب الجرح والتعدیل می نویسد: أبِي إسماعیل حاتم بن إسماعیل کوفِي الأصل و مدینِي الدار بوده است. ابن أبِي حاتم می گوید: از پدرم راجع به حاتم بن إسماعیل و سعید بن سالم سوال کردم، گفت: حاتم برایم دوست داشتنی تر از سعید بن سالم است.(4)
   خلیفه بن خیاط عصفرِي در تاریخش آورده است: حاتم بن إسماعیل مکنی به أبا إسماعیل مولای خاندان حارث بن کعب بوده، و در سال 186 هجری قمری وفات یافته است.(6)
   صلاح الدین خلیل بن ایبک صفدِي در کتاب الوافِي بالوفیات می نویسد: حافظ أبوإسماعیل حاتم بن إسماعیل مدنِي از موالی خاندان عبدالمَدان و کوفِي الأصل بوده، و در سال 187 هجری قمرِي وفات یافته است. احادیث او را بخارِي، مسلم، أبوداود، ترمذِي، نسائی و ابن ماجه در کتب شان آورده اند.(8)
   محمد بن سعد کاتب واقدِي در کتاب طبقات آورده است: حاتم بن اسماعیل کنیه اش أبوإسماعیل بوده است. محمد بن سعد می گوید: محمد بن عمر واقدِي می گفت که: حاتم مرا گواه گرفت، و پیش من اقرار کرد، که از وابستگان خاندان عبدالمدان بن دبان از عشیرۀ حارث بن کعب است، سند آزادی پدرش را به من داد، و گفت: تا نمرده ام آن را به کسی مگو. اصل حاتم از مردم کوفه بود، ولی به مدینه آمده، و تا هنگام مرگ مقیم آن جا بود، و به سال 186 به روزگار خلافت هارون الرشید خلیفه عباسی در مدینه درگذشت. محدثی مورد اعتماد، امین و پر حدیث بود.(9)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد پنجم – از صفحه  187 الی صفحه 191 – به شماره 992 – تالیف حافظ جمال الدین مزی – عربی.
2 – تاریخ کبیر – جلد سوم -  قسم دوم از جزء دوم - صفحه 77 و 78 – به شماره 278 – تالیف امام محمد بن اسماعیل بخارِي – عربی.
3 – تقریب الثقات – صفحه  318 – به شماره 2583 – تالیف امام محمد بن حبان بستِي – عربی.
4 – الجرح والتعدیل – جلد سوم – صفحه 272 – به شماره 3447/ 1154 – تالیف ابن ابی حاتم رازی – عربی.
5 – سیر أعلام النبلاء – جلد دوم – صفحه 690 و 691 – به شماره 1314 – طبقه هشتم – تالیف إمام أبوعبدالله شمس الدین ذهبی – عربی.
6 – تاریخ خلیفه بن خیاط – صفحه 276 – تالیف خلیفه بن خیاط عصفری – عربی.
7 – تهذیب التهذیب – جلد اول – صفحه 460 – به شماره1171 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانی – عربی.
8  - الوافِي بالوفیات – جلد یازدهم – صفحه 180 – به شماره 2976 – تالیف صلاح الدین خلیل بن ایبک صفدِي – عربی.
9 – طبقات – جلد ششم – صفحه 310 – تالیف محمد بن سعد کاتب واقدی – ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی – فارسی.
10 – شذرات الذهب – جلد اول – صفحه 494 – حوادث سال 186 هجری قمری – تالیف شهاب الدین ابن عماد حنبلی – عربی.
11 – موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوی – عربی.

۱۳۹۷ اسفند ۲۲, چهارشنبه

عُبید بن إسماعیل قُرشِي هَبَّارِي کُوفِي

أبومحمد عُبید بن إسماعیل قُرشِي هَبَّارِي کُوفِي اسمش عبدالله و معروف به عبید بوده است.(1 و 7) وی از یاران أبو أسامه حماد بن أسامه کوفِي و از شیوخ بخارِي می باشد، و بخاری از وی در صحیح اش چهل و هشت حدیث روایت نموده است.(5) نامبرده در روز جمعه آخر ماه ربیع الأول سال 250 هجری قمری درگذشت.(4)
   موصوف از جُمیع بن عمر بن عبدالرحمن عِجلِي، أبِي أسامه حَماد بن أسامه قرشِي، خالد بن یزید قرشِي، سُفیان بن عُیَینَه هلالِي، عباد بن عباد بن حبیب بن مهلب مهلبِي، عبدالله بن إدریس بن یزید بن عبدالرحمن أودِي، عبدالرحمن بن محمد مُحاربِي، عیسی بن یونس، محمد بن خازم أعمی، محمد بن فضیل بن غزوان بن جریر ضبِي، أبِي مُعاویه ضریر و عده أی دیگر حدیث روایت نموده، و از او محمد بن إسماعیل بن إبراهیم بن مغیره بخارِي، إبراهیم بن أبِي طالب نیشابورِي، أحمد بن علِي خَزَّاز، أحمد بن عمرو بن عبدالخالق بن خلاد عتکِي، علِي بن زیدان بن یزید بَجَلِي، علِي بن عباس بن ولید بَجَلِي مَقانِعِي، عمر بن محمد بن بُجَیر بن خازم بن راشد بُجَیرِي همدانِي، أبوحاتم محمد بن إدریس رازِي، محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب طبرِي، محمد بن حسین بن حفص بن عمر خَثعَمِي أُشنانِي کُوفِي، محمد بن عباس بن أیوب بن أخرم اصفهانِي، محمد بن عبدالله بن سلیمان حَضرمِي، محمد بن یحیی بن أبِي عمر عدنِي، یوسف بن حسن بن أحمد بن عبدالهادِي مقدسِي و تعدادِي دیگر روایت کرده اند.(1 و8)
   أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي در کتاب الجرح والتعدیل می نویسد: پدرم در سفر دومش به کوفه از عبید بن إسماعیل هبارِي کوفی حدیث شنیده است.(6)
   حافظ جمال الدین مزِي او را ثقه گفته است. مطین حضرمِي می گوید: موصوف ثقه است. حاکم به نقل از دارقطنِي آورده، که می گوید: عبید بن اسماعیل هباری ثقه است.(1)
   ابن حجر در کتاب تهذیب التهذیب می نویسد: شیرازی با قاطعیت در القاب می گوید: لقب وی عبید و اسمش عبدالله بوده است.(3)
   إمام أبوحاتم محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات عبید بن إسماعیل را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبومحمد عبید بن إسماعیل هبارِي قرشِي از جمله تبع الأتباع و از اهالی کوفه بوده، و در سال 250 هجری قمری وفات یافته است.(2) حضرمِي وفات او را در ماه ربیع الأول گفته است.(3)
   إمام محمد بن إسماعیل بخارِي در تاریخ کبیر آورده است: أبومحمد عبید بن إسماعیل هبارِي قرشِي کوفِي در روز جمعه آخر ماه ربیع الأول سال 250 هجری قمری وفات یافته، و در اصل اسمش عبدالله بوده است.(4)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد نزدهم – صفحه 186 و 177 – به شماره 3703 – تالیف حافظ جمال الدین مزِي – عربی.
2 – تقریب الثقات – صفحه 820 – به شماره 9177 – تالیف امام محمد بن حبان بستی – عربی.
3 – تهذیب التهذیب – جلد چهارم – صفحه 40 – به شماره 5117 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانی – عربی.
4 – تاریخ کبیر – جلد پنجم – قسم اول از جزء سوم – صفحه 442 و 443 – به شماره 1441 – تالیف امام محمد بخاری – عربی.
5 – اسامی من روی عنهم محمد بن اسماعیل البخاري – صفحه 167 به شماره 173 حرف عین – تالیف عبدالله بن عدِي جرجانِي – عربی.
6 – الجرح والتعدیل – جلد پنجم – صفحه  473 – به شماره 9195/ 1861 – تالیف عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي – عربی.
7 – الکاشف – جزء دوم – صفحه 229 – به شماره 3644 – حرف عین – تالیف امام ابوعبدالله شمس الدین ذهبِي – عربی.
8 – موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوِي – عربی.

۱۳۹۷ اسفند ۲۱, سه‌شنبه

عَبدُالله بن مُحَمَّد قُرَشِي تَیمِي مَدَنِي معروف به ابن أبِي عَتِيق

أبوبکرعبدالله بن محمد بن عبدالرحمن بن أبِي بکر صدیق قُرَشِي تَیمِي مَدَنِي معروف به ابن أبِي عَتِيق مردی ظریف و شوخ طبع بوده است، و شهرت وی به ابن أبِي عتیق به جهت انتساب وی به حضرت ابوبکر صدیق(رض) می باشد، که عتیق لقب داشت، و پدرش محمد نیز أبوعتیق خوانده می شد. مادرش رُمَیثَه دختر حارث بن حُذَیفه بن مالک بن ربیعه بن اعیا بن مالک بن علقمه بن فراس بن غَنم بن مالک بن کِنانه است. ابن أبِي عتیق از جمله تابعین و در شمار اشراف مدینه بوده، و در قرن اول هجری در زمان خلافت امویان در مدینه می زیسته است.(1، 2، 5و 6)
   موصوف از عامر بن سَعد بن أبِي وقاص، عبدالله بن عمر بن خطاب، عمه پدرش أم المؤمنین حضرت عائشه(رض) و عده أی دیگر حدیث روایت نموده، و از وی خالد بن سَعد، شریک بن عبدالله بن أبِي نَمِر، پسرش عبدالرحمن بن عبدالله بن أبِي عتیق، عمرو بن دینار، محمد بن إسحاق بن یسار، پسرش محمد بن عبدالله بن أبِي عتیق، نافع مولای ابن عمر، أبو جَزَرَه یعقوب بن مُجاهد مَدَنِي، أبوسُفیان بن علاء مازنِي، برادرش أبِي عمرو بن علاء و تعدادی دیگر روایت کرده اند. احادیث ابن أبِي عتیق را بخارِي، مسلم، نسائِي، ابن ماجه و ابوداود در کتب شان آورده اند.(1)
   أحمد بن عبدالله عِجلِي او را مدنِي، تابعِي و ثقه گفته است. مصعب بن عبدالله زبیرِي می گوید: ابن أبِي عتیق مردی صالح و نیکوکار و در نهایت ظریف و شوخ طبع بود.(5) ذهبی نیز او را ثقه گفته است.(4)
   إمام أبوحاتم محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات ابن أبِي عتیق را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن بن أبِي بکر صدیق(رض) از جمله تابعین بوده، و برایش ابن أبِي عتیق می گویند، و پدرش أبوعتیق محمد پسر عبدالرحمن بن أبِي بکر صدیق(رض) بوده است.(3)
   محمد بن سعد کاتب واقدی در کتاب طبقات می نویسد: عبدالله بن محمد(ابن أبِي عتیق) این فرزندان را آورد: محمد، ابوبکر، عثمان، عبدالرحمن، عمر، عاتکه، عائشه و زینب که مادر شان أم ابیها دختر عبدالله بن عبدالرحمن بن أبِي بکر صدیق(رض) بوده است، و عائشه دیگری که نامش را ام کلثوم هم گفته اند، و آمنه مادرش ام إسحاق دختر طلحه بن عبیدالله بن عثمان تیمِي(رض) بوده است.(ام إسحاق در اول همسر امام حسن و بعد همسر امام حسین بود و بعد از آن او را ابن ابی عتیق به زنی گرفت) و فاطمه دختر حسین بن علی بن ابی طالب(رض) خواهر مادری اواست.(6)
  ابن أبِي عتیق مردی ادیب ، ظریف و خوش طبع بوده، چنان که در دائرة المعارف اسلامی آمده است: از زندگی ابن أبِي عتیق اطلاع چندانی در دست نیست، حتی تاریخ مرگ او را نمی دانیم و در انبوه داستان های نکته آمیزی که در بارۀ وی آورده اند، هیچ اشاره أی به پایان زندگی او نشده است. در این داستان ها وی مردی نیک نفس و مورد احترامی جلوه می کند، که در عین شوخ چشمِي و سبک سری حد ادب را نیک می شناسد، و هیچ یک از بزرگانی که وی را با آنان ماجرائی و حدیثی بوده است، چون ام المؤمنین عائشه، عبدالله ابن عمر، إمام حسن و إمام حسین رضی الله تعالی عنهم اجمعین از وی دل آزرده نشده و او را سرزنش نکرده اند. ابن ندیم به دو کتاب که هر دو ابن أبِي عتق نام دارند، اشاره می کند، یکی را در شمار آثار مداینِي دربارۀ نسب قریش ذکر کرده، و دیگری را در آثار ابوایوب مدینی که خود از جمله ظرفا، ادبا و موسیقی شناسان مدینه بوده، و چندین کتاب در همین موضوعات نوشته، آورده است. و داستان های زیادی در کتاب الاغانی ابوالفرج اصفهانی نیز به نقل از ابن أبِي عتیق آمده است.(7 و 8)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد شانزدهم – از صفحه 65 الی صفحه 69 – به شماره 3539 – تالیف حافظ جمال الدین مزی – عربی.
2 – تاریخ کبیر – جلد پنجم قسم اول از جزء سوم - صفحه 184 و 185 – به شماره 577 – تالیف إمام محمد بن إسماعیل بخارِي – عربی.
3 – تقریب الثقات – صفحه 719 – به شماره 7898 – تالیف ابوحاتم محمد بن حبان بستِي – عربی.
4 – الکاشف – جلد دوم – صفحه 122 – به شماره 2990 – حرف عین – تالیف امام ابوعبدالله شمس الدین ذهبِي – عربی.
5 – تهذیب التهذیب – جلد سوم – صفحه 244 – به شماره 4159 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانِي – عربی.
6 – طبقات – جلد پنجم – صفحه 310 – تالیف محمد بن سعد کاتب واقدِي – ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی – فارسِي.
7 – الفهرست – مقاله سوم -  صفحه 169 – تالیف محمد بن اسحاق بن ندیم – ترجمه محمد رضا تجدد – فارسی.
8 – دائرة المعارف بزرگ اسلامی – جلد دوم – صفحه 680 و 681 – مقاله ابن ابی عتیق – نویسندگان آذرتاش آذرنوش و ابوالفتح حکیمیان – فارسی.

۱۳۹۷ اسفند ۲۰, دوشنبه

عُبَیدُالله بن سَعِید یَشکُرِي سَرَخسِي

إمام حافظ شیخ الإسلام أّبوقُدَامَه عُبَیدُلله بن سَعِید بن یَحیَی بن بُرد یَشکُرِي سَرخسِي از موالی بنی یشکر، متولد سرخس و ساکن نیشابور بوده است. نامبرده از حفاظ حدیث، فردی ثقه، مصنفی توانا، از شیوخ بخارِي و از افاضل اهل سنت می باشد، بخاری  سیزده حدیث و مسلم چهل و هشت حدیث از وی روایت کرده اند، او برای تحصیل علوم و جمع آوری حدیث سفرهای زیادی داشت، و بالآخره در سال 241 هجری قمری مطابق سال  855 میلادی درگذشت.(4، 5 و7)
   موصوف از إبراهیم بن عُیَینَه، إسحاق بن یوسُف أزرق، بَهز بن أسد، حَبَّان بن هِلال، حَرَمِي بن عُماره، حَفص بن غِیاث، أبِي نُعمان حکم بن عبدالله بصرِي، أبِي أسامه حَمَّاد بن أسامه، حَمَّاد بن زید، خالد بن خِداش، رَوح بن عُباده، سُفیان بن عُیینه، شِهاب بن مَعَمَّر بلخِي، صفوان بن عیسی زُهرِي، أبِي نُعَیم ضِرار بن صُرَد طَحَّان، عبدالله بن حارث مَخزومِي، عبدالله بن عیسی طُفاوِي، عبدالله بن نُمیر، عبداله بن یزید مقرئ، عبدالأعلی بن سلیمان زَرَّاد بغدادِي، عبدالرحمن بن مهدِي، عبیدالله بن عمر قَوارِيرِي، عفان بن مسلم، علِي بن جبله حَضرمِي کوفِي، علِي بن حکیم أودِي، عمرو بن عَون واسطِي، قاسم بن حکم عُرَنِي، محمد بن صَبَّاح دُولابِي، محمد بن عبید طَنافسِي، مروان بن معاویه فَزارِي، مُعاذ بن هشام دستوائِي، مُعَلَّی بن منصور رازِي، نَضر بن شُمَیل، وکیع بن جراح، ولید بن مسلم، وَهب بن جریر بن حازم، یحیی بن أدم، یحیی بن حَمَّاد، یحیی بن سعید قَطَّان، یزید بن هارون، یَعلی بن عبید، أبِي سعید مولای بنِي هاشم، أبِي عامر عَقَدِي، أبِي مُعاویه ضریر و عده أی دیگر حدیث روایت نموده، و از او بُخارِي، مسلم، نسائِي، إبراهیم بن إسحاق بن یوسف أنماطِي، إبراهیم بن أبِي طالب نیشابورِي، أبوالعباس أحمد بن محمد بن حسین ماسرجسِي نیشابورِي، أحمد بن منصور زاج مَروَزِي، جعفر بن محمد فِریابِي، حسین بن محمد بن زیاد قَبانِي، زکریا بن یحیی سَجزِي، أبومحمد عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن شیرویه، أبوزرعه عبیدالله بن عبدالکریم رازِي، حافظ عبیدالله بن واصل بخارِي، عمرو بن منصور نسائِي، أبوحاتم محمد بن إدریس رازِي، محمد بن إسحاق بن خُزیمه، محمد بن إسحاق ثقفِي سَراج، محمد بن منصور نسفِي، محمد بن یحیی ذهلِي و تعدادی دیگر روایت کرده اند.(1)
   أبوداود می گوید: أبوقُدامه عبیدالله بن سعید سرخسِي ثقه است. أبوحاتم رازِي او از ثقات گفته است. نسائِي می گوید: او ثقه و مامون است و من از مثل او حدیث ننویشتم. إبراهیم بن أبِي طالب می گوید: در نیشابور به نزد ما کسی نیامده است که از أبِي قُدامه ثابت تر و پرهیزگار تر باشد. یحیی بن محمد ذُهلِي می گوید: أبوقُدامه عبیدالله بن سعید سرخسِي امامی فاضل و خیر بوده است. حاکم می گوید: أبوقُدامه یکی از ائمه حدیث می باشد، و همگان بر إمامت، حفظ و إتقان وی اتفاق نظر دارند. ابن عدی می گوید: او شخصیتی فاضل و امامی از اهل سنت می باشد. مسلمه در کتاب صله می نویسد: او ثقه و مامون است. ابن عبدالبر می گوید: همگی بر ثقه بودن وی إجماع دارند. بخارِي و دیگران وفات او را به سال 241 هجری قمری در نیشابور گفته اند. اما بعضی از مورخین می گویند: وفات أبوقُدامه عبیدالله بن سعید سرخسِي یشکرِي در منطقه فَرَبر(ناحیتی از ولایت لباب جمهوری ترکمنستان کنونی) بوده است.(5 و 6)
   إمام أبوحاتم محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات أبوقدامه سرخسِي را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبوقُدَامه عبیدالله بن سعید بن یحیی بن برد از جمله تَبَعِ الأتبَاع، مولای بنی یشکر و از اهالی سرخس بوده، و او همان کسی است که سنت را در سرخس ظاهر ساخت، و مردم را به آن دعوت نمود، موصوف در سال 241 هجری قمری وفات یافت.(3)
   إمام محمد بن إسماعیل بخارِي در کتاب تاریخ کبیر می نویسد: أبوقدامه عبیدالله بن سعید بن یحیی بن برد سرخسِي غلام آزاد کرده شدۀ بنِي یشکر بوده، و در سال 241 هجری قمری وفات یافته است.(2)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد نزدهم – صفه 50، 51 و 52 – به شماره 3639 – تالیف حافظ جمال الدین مزِي – عربی.
2 – تاریخ کبیر – جلد پنجم – صفحه 383 – به شماره 1227 – تالیف امام محمد بن اسماعیل بخاری – عربی.
3 – تقریب الثقات – صفحه  811 – به شماره  9075 – تالیف إمام محمد بن حبان بستی – عربی.
4 – اسامی من روی عنهم محمد بن إسماعیل البخارِي – صفحه 150 – حرف عین – تالف أبِي أحمد عبدالله بن عدِي جرجانِي – عربی.
5 – سیر أعلام النبلاء – جلد سوم – صفحه 56 و 57 – به شماره 2007 – طبقه سیزدهم – تالیث امام ابوعبدالله شمس الدین ذهبِي – عربی.
6 – تهذیب التهذیب – جلد چهارم – صفحه 14 – به شماره 5029 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانی – عربی.
7 – اعلام زرکلِي – جلد چهارم – صفحه 194 – حرف عین - تالیف خیرالدین زرکلِي – عربی.

۱۳۹۷ اسفند ۱۹, یکشنبه

عَثَّام بن عَلِي کِلَابِي عَامِرِي وَحِيدِي کُوفِي

أبوعلِي عَثَّام بن علِي بن هُجَیر بن بُجَیر بن زُرعَه بن عمرو بن مالک بن خالد بن وحید(عامر) بن کعب بن عامِر بن کِلاب کِلَابِي عَامِرِي وَحِيدِي کُوفِي از محدثان مشهور و پدر علِي بن عَثَّام عامرِي زاهد بوده است. نامبرده در سال 195 هجری قمری در هنگام خلافت امین خلیفه عباسی در کوفه درگذشت.(1، 6، 7 و 9)
   موصوف از أبِي إسحاق إبراهیم بن یزید کُوفِي، إسماعیل بن أبِي خالد، حُمَید أعرج کُوفِي، سُعَیر بن خِمس، سُفیان تَمَّار، سُفیان بن سعید ثورِي، سُلَیمان أعمش، عبدالملک بن أبِي سلیمان، أبِي شوَر عمرو بن شَوَر طائِي، علاء بن عبدالکریم یامِي، هِشام بن عروه بن زبیر أسدِي، یونس بن أبِي إسحاق حدیث روایت نموده، و از او أحمد بن بُدَیل یامِي، أبوالأشعث أحمد بن مِقدام عِجلِي، إسحاق بن إسماعیل طالقانِي، حسن بن ربیع بُورانِي، حسین بن محمد ذارع، خلیفه بن خَیَّاط عُصفُرِي، سُفیان بن وکیع، سُوید بن سعید، طَلِيق بن محمد بن سَکَن واسطِي، أبوسعید عبدالله بن سعید أشج، أبوبکر عبدالله بن محمد بن أبِي شیبه، عبدالله بن محمد نُفَیلِي، عبیدالله بن محمد قَواریرِي، أبوسُلَیم عبید بن یحیی کوفِي ساکن رَقه، علِي بن حرب طائِي، عمر بن حفص بن غیاث، عمر بن عبدالله بن سُلَیمان أسدِي معروف به ابن رُطیل، عمر بن یزید سیارِي، عمرو بن محمد عَنقَزِي، محمد بن أبِي بکر مُقَدَّمِي، محمد بن سعید ابن الاصفهانِي، محمد بن عبدالله بن نُمَیر، محمد بن عبدالأعلی صَنعانِي، أبوکُریب محمد بن علاء، محمد بن قُدامه بن أعیَن مِصِّيصِي، محمد بن موسی حَرشِي، محمد بن هشام بن أبِي خَیره سَدُوسِي، أبویحیی محمد بن یحیی بن أیوب بن إبراهیم ثقفِي مَروزِي، مُسَدَّد بن مُسَرهَد، موسی بن إسحاق کُوفِي قَوَّاس، نَصر بن علِي جَهضَمِي، أبوهَمَّام ولید بن شجاع بن ولید سَکُونِي، یوسُف بن عَدِي و تعدادی دیگر روایت کرده اند.(1)
   أبوعبید آجرِي به نقل از أبِي داود می گوید: از أحمد شنیدم، که می گفت: عَثَّام مرد نیکی است. أبوعبید آجرِي گفت: از أبوداود در باره عَثَّام بن علِي سوال کردم، گفت: او در خراسان بود، و أبوداود او را ستایش می کرد، و دربارۀ او حرف های خوب می گفت. نسائِي می گوید: روایت از او باکی ندارد. محمد بن عبدالله بن نُمَیر وفات او را در سال 195 هجری قمری گفته است. خلیفه بن خیاط عُصفُرِي نیز در تاریخش وفات عثام بن علی عامری را در سال 195 هجری قمری نگاشته است.(5) ابن عماد حنبلی در کتاب شذرات الذهب می نویسد: عثام بن علی کوفی در سال 195 هجری قمری وفات یافته است.(8)
   إمام أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي در کتاب الجرح والتعدیل می نویسد: از پدرم راجع به أبوعلِي عثام بن علی عامری کلابی پرسیدم، گفت: او صدوق است، و او از یحیی بن عیسی بن یونس رملِي برایم دوست داشتنی تر است. ابن أبِي حاتم می گوید: از أبوزرعه راجع به عثام بن علی سوال گردید، گفت: ثقه است.(3)
   إمام أبوحاتم محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات عثام بن علی را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبوعلِي عثام بن علِي عامرِي کِلابِي از اتباع تابعین بوده، و در سال 195 هجری قمری وفات یافته است.(4)
   حافظ ابن حجر عسقلانی در کتاب تهذیب التهذیب آورده است: وفات عثام بن علِي عامرِي کوفی را ترمذی در سال 194 و أبوداود  در سال 195 هجری قمری گفته اند. حاکم به نقل از دارقطنِي او را ثقه گفته، ابن شاهین او را در شمار ثقات آورده، و عثمان بن أبِي شیبه او را صدوق می داند.(2)
   محمد بن سعد کاتب واقدی در کتاب طبقات می نویسد: عثام بن علی کنیه اش ابوعلی و از خاندان وحید بوده است، به سال 195 هجری قمری به هنگام خلافت امین در کوفه در گذشت، و محدثی مورد اعتماد بوده است.(6)
   در کتاب فتح المغیث شعری بدین مضمون راجع به عثام بن علِي عامرِي آمده است:
                            وَالعَامِرِيُّ بنُ عَلِيُّ عَثَّامُ              وَ غَیرُهُ       فَالنُّونُ       وَالإعجَامُ(9)
منابع و مآخذ:
1 - تهذیب الکمال – جلد نزدهم – صفحه 335، 336 و 337 – به شماره 3791 – تالیف حافظ جمال الدین مزِي – عربی.
2 – تهذیب التهذیب – جلد چهارم – صفحه 67 و 68 – به شماره 5222 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانی – عربی.
3 – الجرح والتعدیل – جلد هفتم – صفحه 60 – به شماره11791/ 247 – تالیف أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي – عربی.
4 – تقریب الثقات – صفحه 832 – به شماره 9348 – تالیف أبوحاتم محمد بن حبان بستِي – عربی.
5 – تاریخ خلیفه بن خیاط – صفحه 466 – حوادث سال 195 هجری قمری – تالیف خلیفه بن خیاط عصفرِي – عربی.
6 – طبقات – جلد ششم – صفحه 851 – تالیف محمد بن سعد کاتب واقدی – ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی – فارسی.
7 – الکاشف – جلد دوم – صفحه 241 – به شماره 3718 – تالیف امام ابوعبدالله شمس الدین ذهبی – عربی.
8 – شذرات الذهب – جلد دوم – صفحه 45 – حوادث سال 195 هجری قمری – تالیف شهاب الدین ابن عماد حنبلی – عربی.
9 – فتح المغیث شرح ألفیة الحدیث – صفحه 395 – به شماره 887 – تالیف أبِي الفضل عبدالرحیم بن حسین عراقِي – عربی.

۱۳۹۷ اسفند ۱۷, جمعه

مُحَمَّد بن أبِي بَکر مُقَدَّمِي ثَقَفِي بَصرِي

إمام المحدث و حافظ ثقه أبوعبدالله محمد بن أبِي بکر بن علِي بن عَطاء بن مُقَدَّم مُقَدَّمِي ثَقَفِي بَصرِي از موالی ثقیف بوده، پدر محدث مشهور قاضِي أحمد بن محمد بن أبِي بکر مُقَدَّمِي، برادر عبدالله بن أبِي بکر مُقَدَّمِي و پسر عموی محمد بن عمر بن علِي مُقَدَّمِي می باشد. وی از شیوخ أمام محمد بن إسماعیل بخارِي بوده، و بخارِي در صحیح خود از او 28 حدیث روایت کرده است.  نامبرده در ماه شعبان سال 234 هجری قمری به عمری در حدود هشتاد سالگی در بصره درگذشت.(1، 6 و 8)
   موصوف از إبراهیم بن حبیب بن شهید أزدِي، إسماعیل بن عُلَیَّه، أشعث بن عبدالله خراسانِي، أمیه بن خالد بن أسود أزدِي، بِشر بن مُفَضَّل، بکر بن محمد کوفِي، حجاج بن منهال أنماطِي، حَرَمِي بن عُماره، حماد بن زید، حماد بن مسعده تمیمِي، أبِي الأسود حُمَید بن أسود، خالد بن حارث، خالد بن یحیی سدوسِي، خلیل بن عمر بن إبراهیم عبدِي، ریحان بن سعید بن مثنی قرشِي، زکریا بن یحیی بن عماره أنصارِي، سعید بن سلَمَه بن أبِي الحسام مَدِينِي، سعید بن عامر ضُبَعِي، أبِي داود سُلیمان بن داود طیالِسِي، صفوان بن هبیره تمیمِي، عَبَّاد بن عَبَّاد مُهَلَّبِي، عبدالرحمن بن مهدِي، عبدالصمد بن عبدالوارث، عبدالملک بن عمرو قیسِي، أبِي ثابت عبدالواحد بن ثابت باهلِي، عبدالواحد بن زیاد، عبدالوهاب بن عبدالمجید ثقفِي، عَثَّام بن علِي عامرِي، عمویش عمر بن علِي مُقَدَّمِي، عیسی بن إبراهیم بن سیار برکِي، فُضَیل بن سُلَیمان نُمَیرِي، محمد بن إبراهیم سلمِي، محمد بن إسحاق بن یسار قرشِي، محمد بن عثمان بن سَیَّار قُرَشِي، محمد بن عرعره بن برند قرشِي، مسلم بن إبراهیم فراهیدِي، معاذ بن هشام بن سنبر دستوائِي، مُعتمر بن سُلیمان، هُرَیم بن عثمان طُفاوِي، هشام بن عروه بن زبیر أسدِي، أبِي عَوَانَه وَضَّاح بن عبدالله، وکیع بن مُحرز ناجِي، وَهب بن جریر بن حازم، یحیی بن سعید قَطَّان، یحیی بن محمد بن قیس محاربِي، یزید بن زُرَیع، یزید بن عبدالله بن أبِي خالد بَیسَرِي، یزید بن هارون، أبِي مَعشَر یُوسُف بن یزید بَرَّاء، یوسف بن یعقوب ماجشون و عده أی دیگر حدیث روایت نموده، و از او محمد بن إسماعیل بُخارِي، مُسلم بن حجاج قشیرِي نیشابورِي، إبراهیم بن أبِي داود أسدِي، إبراهیم بن محمد بن حارث بن نائله اصفهانِي، إبراهیم بن متویه اصفهانِي، إبراهیم بن نعیم بن نحام، إبراهیم بن هاشم بغوِي هروِي، إبراهیم بن یوسف بن خالد هسنجانِي، أحمد بن شعیب بن علِي نسائِي، قاضِي أبوبکر أحمد بن علِي بن سعید مَروَزِي، أبویَعلَی أحمد بن علِي بن مُثَنَّی مَوصَلِي، أحمد بن عمرو بن ضحاک شیبانِي، أحمد بن عمرو بن عبدالخالق بن خلاد عتکِي، أبوبکر أحمد بن عمرو بن أبِي عاصم، أحمد بن محمد بن أنس بغدادِي قِربِيطِي، أحمد بن سَیَّار مَروزِي، إسماعیل بن إسحاق قاضِي، جعفر فِریابِي، حسن بن سُفیان نَسائِي، حسین بن إسحاق بن إبراهیم تسترِي، حسین بن هیثم بن ماهان کسائِي، حماد بن إسحاق قاضِي، زکریا بن یحیی بن عبدالرحمن ساجِي، سعید بن سلیمان بن کنانه ضبِي، أبوداود سلیمان بن أشعث بن إسحاق سجستانِي، عبدالله بن أحمد بن محمد بن حنبل شیبانِي، عبدالله بن أحمد بن سواده بغدادِي، عبدالله بن أحمد بن موسی أهوازِي، عبدالله بن محمد بن ناجیه، أبوزُرعه عبیدالله بن عبدالکریم رازِي، علِي بن إسحاق بن إبراهیم وزیر، علِي بن حسین بن جنید نخعِي، أبوحاتم محمد بن إدریس بن منذر حنظلِي رازِي، محمد بن إسحاق بن خزیمه سلمِي، محمد بن جریر طبرِي، محمد بن عبدالله بن مستورد بغدادِي، محمد بن عیسی بن سوره ترمذِي، محمد بن عیسی بن سهلویه آدمِي، محمد بن یزید بن ماجه قزوینِي، یوسف بن یعقوب قاضِي و تعدادی دیگر روایت کرده اند.(1 و 9)
   عبدالخالق بن منصور به نقل از یحیی بن معین او را صدوق گفته است. و می گوید: برای یحیی گفتم: از او احادیث پدرش را بنویسم؟ گفت: بنویس. ابوبکر بزار او را ثقه گفته است. احمد بن شعیب نسائِي می گوید: روایت از وی اشکالی ندارد، و باری نیز او را ثقه گفته است. مسلمه بن قاسم أندلسِي می گوید: محمد بن أبِي بکر مقدمِي ثقه است.(1 و 9)
   حافظ ابن حجر عسقلانِي در کتاب تهذیب التهذیب می نویسد: ابن قانع وفات  محمد بن أبِي بکر مقدمِي را در ماه شعبان سال 234 هجری قمری آورده، و می گوید: او ثقه است.(2)
   إمام أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي در کتاب الجرح والتعدیل آورده است: از پدرم دربارۀ محمد بن أبِي بکر بن علِي بن عطاء بن مقدم مولای ثقیف پرسیدم، گفت: او صالح الحدیث و محل صدق است. ابن أبِي حاتم می گوید: از أبوزرعه راجع به محمد بن أبِي بکر مقدمِي سوال گردید، گفت: موصوف بصرِي ثقه است.(3)
   إمام محمد بن حبان بستِي خراسانِي در کتاب تقریب الثقات محمد بن أبِي بکر مقدمِي را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبوعبدالله محمد بن أبِي بکر بن علِي بن عطاء بن مقدم مقدمِي از اتباع تابعین، از موالی ثقیف و برادرزاده عمر بن علِي مقدمِي بوده است، موصوف در سال 234 هجری قمری وفات یافته است.(4)
   إمام محمد بن إسماعیل بخارِي در تاریخ کبیر آورده است: أبوعبدالله محمد بن أبِي بکر بن علِي بن مقدم مقدمِي بصرِي مولای ثقیف بوده، و از عثام بن علِي و معتمر حدیث شنیده است. گفته می شود که نامبرده در اول سال 234 هجری قمری درگذشت.(5)
   محمد بن سعد کاتب واقدِي در کتاب طبقات می نویسد: محمد بن أبِي بکر بن علی بن عطاء بن مقدم وابسته و آزاد کرده ثقیف است، و در بصره به سال 234 هجری قمری درگذشته است.(7)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد بیست و چهارم – از صفحه 534 الی صفحه 537 – به شماره 5094 – تالیف حافظ جمال الدین مزِي – عربی.
2 – تهذیب التهذیب – جلد پنجم – صفحه 48 و 49 – به شماره 6790 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانی – عربی.
3 – الجرح والتعدیل – جلد هفتم – صفحه 285 – به شماره 12721/ 1178 – تالیف أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي – عربی.
4 – تقریب الثقات – صفحه 1038 – به شماره 12088 – تالیف امام محمد بن حبان بستِي خراسانِي – عربی.
5 – تاریخ کبیر – جلد اول – قسم اول – صفحه 49 – به شماره 97 – تالیف امام محمد بن إسماعیل بخاری – عربی.
6 – سیر أعلام النبلاء – جلد دوم – صفحه 1123 – به شماره 1781 – طبقه دوازدهم – تالیف إمام أبوعبدالله شمس الدین ذهبِي – عربی.
7 – طبقات – جلد هفتم – صفحه 317 – تالیف محمد بن سعد کاتب واقدِي – ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانِي – فارسی.
8 – أسامِي من روی عنهم  محمد بن إسماعیل البخاری – صفحه 181  به شماره 204 – تالیف أبِي أحمد عبدالله بن عدِي جرجانِي – عربی.
9 – موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوِي – عربی.

۱۳۹۷ اسفند ۱۶, پنجشنبه

علِي بن عَبدِالله سَعدِي مَدِينِي بَصرِي معروف به ابن المَدِينِي

شیخ، إمام، حُجت، ناقد، حافظ و امیرالمؤمنین در حدیث أبوالحسن علِي بن عَبدِالله بن جَعفَر بن نَجِيح بن بکر بن سَعد سَعدِي بَصرِي معروف به ابن المَدِينِي غلام آزاد کرده شده أی عُروه بن عَطِيَّه سَعدِي می باشد. نامبرده شخصیتی برجسته، مفسر، محدث، مؤرخ، فقیه، لغوی، نسب شناس، اصولی، اخباری، صاحب تصانیف بسیار و دانش گسترده و ارزش مندی بوده، تا جائی که همگان بر برجسته گی، بزرگواری و امامت وی معترف اند، و او یکی از شیوخ بخاری بوده، و امام بخاری هفت حدیث از وی روایت کرده است. خانواده علِي ابن المدینِي از اهالی مدینه بوده، اما در بصره سکونت اختیار نمودند. پدرش عبدالله بن جعفر سعدِي مدینِي از جمله محدثین مشهور بوده، و در نوجوانی در سال 178 هجری قمری مطابق سال 794 میلادی درگذشت، و پدر بزرگش  جعفر بن نَجِيح سعدِي مدینِي نیز از عبدالرحمن بن قاسم بن محمد بن ابوبکر صدیق تیمِي حدیث روایت کرده است.علِي ابن المدینِي در ماه ربیع الاول سال 161 هجرِي قمری مطابق سال 777 میلادی در روزگار خلافت أبوعبدالله مهدِي خلیفه عباسی در بصره متولد گردید، در ابتداء در زادگاه خود در نزد پدر و خانواده اش به تحصیل و فراگیری علوم متداوله پرداخته، و بعد برای تعلیم علوم و گردآوری حدیث به شهرها و سرزمین های بصره، کوفه، بغداد، واسط، سامراء، یمن، ری، مکه و مدینه سفر کرده، و از بزرگان و علمای آن اقطار و بلاد کسب فیض نموده است. وی معاصر چندین تن از خلفای عباسی یعنی أبوعبدالله مَهدِي، أبومحمد هادِي، هارون الرشید، محمد أمین، مامون الرشید، أبوإسحاق معتصم، أبوجعفر واثق بالله و المتوکل علی الله بوده، و بالآخره در روز دوشنبه بیست و هشتم ماه ذی قعده سال 234 هجری قمری مطابق بیست و سوم ماه جون سال 849 میلادِي به سن هفتاد و سه سالگی در هنگام خلافت المتوکل علی الله خلیفه عباسی در سامراء درگذشت، و در منطقۀ عسکر دفن گردید.(8، 15، 18، 19، 20، 22 و 26)
   موصوف از اضافه از سیصد شیخ حدیث روایت نموده، که برخی از ایشان عبارت اند از: إبراهیم بن سلیمان مؤدب، إبراهیم بن أبِي وزیر هاشمِي، أرطاة بن حسین بنانِي، أبوبکر أزهر بن سَعد سَمَّان باهلِي بصرِي، أسباط بن محمد بن عبدالرحمن قرشِي، إسحاق بن منصور سلولِي، إسماعیل بن سنان عصفرِي، إسماعیل بن عُلَیَّه أسدِي، أسود بن عامر بن شاذان، أمیه بن خالد بن أسود أزدِي، أبِي ضمره أنس بن عِیاض بن ضمره لیثِي، بَسَّار بن عیسی، بِشر بن سَرِّي بن حارث بصرِي، بِشر بن مُفَضَّل بن لاحق رقاشِي، بشر بن عمر بن حکم بن عقبه زهرانِي، بکر بن یزید حمصِي، بهز بن أسد عمِي، جریر بن عبدالحمید بن جریر ضبِي کوفِي، جعفر بن سلیمان ضَبَعِي، جعفر بن عون قرشِي، حاتم بن إسماعیل بن محمد بن عجلان حارثِي، حاتِم بن وَردان بن مهران سعدِي، حجاج بن محمد، حرب بن میمون أنصارِي، حَرَمِي بن عُماره بن أبِي حَفصه عتکِي، حریز بن عثمان رحبِي، حسان بن إبراهیم بن عبدالله عنزِي، حسن بن أبِي مالک حنفِي، حصین بن نمیر واسطِي، حفص بن غیاث نخعِي، حسین بن علِي بن ولید جعفِي، أبِي أسامه حماد بن أسامه بن زید قرشِي، حماد بن زید بن درهم أزدِي بصرِي، حماد بن سلمه بن دینار بصرِي، حماد بن مسعده تمیمِي، حمید بن أسود بصرِي، خالد بن حارث بن سلیم هجیمِي، خالد بن عبدالله طحان، خلف بن خلیفه أشجعِي، ربعِي بن عبدالله هزلِي، روح بن عباده قیسِي، ریحان بن سعید قرشِي، زکریاء بن یحیی بن عُماره أنصارِي، زهیر بن حرب حرشِي، زهیر بن معاویه جعفِي، زیاد بن ربیع یحمدِي، زید بن حباب تمیمِي، سالم بن نوح بصرِي، سعید بن عامر، سفیان بن سعید ثورِي، أبومحمد سُفیان بن عُیَینَه هلالِي کوفی مکی، سلیمان بن حیان جعفرِي، سهل بن حماد عنقزِي، سهل بن عثمان کندِي، سهیل بن أبِي صالح سمان، سوید بن سعید بن سهل بن شهریار هروِي، شبابه بن سَوَّار فزارِي، شعبه بن حجاج عتکِي، شهاب بن عباد عبدِي، أبِي مُصعب صالح بن عبید یمانِي، صفوان بن عیسی قرشِي، أبِي عاصم ضحاک بن مَخلَد شیبانِي، طلق بن معاویه نخعِي، عاصم بن عبدالعزیز أشجعِي، عباد بن عوام کلابِي، عبدالله بن إبراهیم بن عمر بن کیسان صنعانِي، عبدالله بن إدریس أودِي، عبدالله بن بکر سَهمِي، پدرش عبدالله بن جعفر بن نجیح سعدِي مَدِينِي، عبدالله بن سعید بن عبدالملک بن مروان أموِي، عبدالله بن عبدالرحمن بن یعلی طائفِي، عبدالله بن عبدالوهاب حجبِي، عبدالله بن عیسی بن أبِي هارون شامِي، عبدالله بن أبِي فروة قرشِي، عبدالله بن وَهب قرشِي، عبدالله بن یزید مقرئ، عبدالأعلی بن عبدالأعلی بن محمد قرشِي، أبوسعید عبدالرحمن بن مهدِي بن حسان عنبرِي بصرِي، عبدالرزاق بن هَمَّام صنعانِي، عبدالصمد بن عبدالوارث بن سعید تمیمِي، عبدالعزیز بن أبِي حازم مخزومِي، عبدالعزیز بن عبدالصمد عَمِّي، عبدالعزیز بن محمد بن عبید دَراوردِي، عبدالکبیر بن عبدالمجید بصرِي، عبدالمجید بن عبدالعزیز بن میمون عتکِي، عبدالملک بن عمرو قیسِي، عبدالوارث بن سعید تمیمِي عنبرِي تنوزِي، عبدالوهاب بن عبدالمجید ثقفِي، عبدربه بن بارق حنفِي، عبیدالله بن موسی عبسِي، عثمان بن عبدالرحمن جمحِي، عثمان بن عمر عبدِي، عَفَّان بن مسلم صفار بصرِي، علی بن زید قرشِي، علی بن عاصم بن صهیب واسطِي، علِي بن یزید بن أبِي حکیمه، عمر بن سعد بن عبید حفرِي، عمر بن طلحه بن علقمه بن وَقَّاص لیثِي، عمران بن ظبیان حنفِي، عمرو بن عاصم قیسِي، عمرو بن محمد خزاعِي، عیسی بن یونس سبیعِي، أبِي نعیم فضل بن دُکَین، فضل بن عَنبسه واسطِي، فضیل بن سلیمان نُمَیرِي، فضل بن علاء کوفِي، قاسم بن سلام هروِي، قبیصه بن عقبه سوائِي، قُریش بن أنس أنصارِي، قعقاع بن حکیم کنانِي، کثیر بن أبِي کثیر لیثِي، مثنی بن سعید ضبعِي، محمد بن إبراهیم سلمِي، محمد بن أبِي فدیک دیلِي، محمد بن بشار بن عثمان عبدِي، محمد بن بشر بن فرافصه عبدِي، محمد بن بکر برسانِي، محمد بن جعفر غُندَر، محمد بن حاتم جرجانِي، محمد بن خازم أعمی، أبِي هَمَّام محمد بن زَبرِقان أهوازِي، محمد بن سابق تمیمِي، محمد بن طلحه بن طویل، محمد بن طلحه تَیمِي، محمد بن عبدالله بن مثنی أنصارِي، محمد بن عبدالله بن زبیر زبیرِي، محمد بن عبدالله بن عیسی رازِي، محمد بن عبدالرحمن طُفَاوِي، محمد بن عبید طنافسِي، محمد بن فضیل ضبِي، محمد بن مسلم بن عبیدالله بن عبدالله بن شهاب زهرِي، محمد بن معن غفارِي، مَرحوم بن عبدالعزیز عَطَّار، مروان بن معاویه بن حارث فزارِي، مُعاذ بن معاذ بن نصر عنبرِي، معاذ بن هشام دستوائِي بصرِي، معاویه بن صالح حضرمِي، معاویه بن عبدالکریم ثقفِي ضَال، مُعتمِر بن سلیمان تیمِي، مُعَلَّی بن منصور رازِي، معمر بن أبِي عمرو أزدِي، مَعن بن عیسی بن یحیی قزاز، مغیره بن سلمه مخزومِي، مکِي بن إبراهیم حنظلِي، ملازم بن عمرو حنفِي، موسی بن إبراهیم أنصارِي، موسی بن داود ضبِي، موسی بن هارون بغدادِي، مؤمل بن إسماعیل عدوِي، ناصح بن علاء بصرِي، نفیع بن رافع مدنِي، هارون بن مسلم بن هرمز عجلِي، أبِي نَضر هاشم بن قاسم بن مسلم لیثِي، هشام بن عبدالملک باهلِي، هشام بن یوسف صنعانِي، هُشیم بن بشیر بن قاسم سلمِي، هیاج بن عمران تمیمِي، وضاح بن عبدالله یشکرِي، أبِي العباس ولید بن غالب غَنوِي أعرابِي دوست هروِي، وکیع بن جراح رؤاسِي، ولید بن مسلم دمشقِي، ولید بن مسلم بن شهاب عنبرِي، وهب بن جریر بن حازم بن زید أزدِي، یحیی بن آدم بن سلیمان أموِي، یحیی بن أیوب مقابرِي، یحیی بن إسحاق بجلِي، یحیی بن زکریا بن أبِي زائده وادعِي، أبوسعید یحیی بن سعید بن فروخ قَطَّان بصرِي، یحیی بن سلیم طائفِي، یحیی بن محمد بن قیس محاربِي، یحیی بن معین، یحیی بن یعلی بن حارث محاربِي، یحیی بن یمان عجلِي، یزید بن زُرَیع تمیمِي، یزید بن عبدالله بن خصیفه کندِي، یزید بن هارون سلمِي واسطِي، یعقوب بن إبراهیم بن سعد قرشِي، یوسف ین یعقوب بن أبِي القاسم سدوسِي، یوسف بن یعقوب بن دینار ماجِشون، یونس بن محمد بن مسلم مؤدب، أبِي بکر بن عَیَّاش، أبِي بکر حنفِي، أبِي داود حَفَرِي، أبِي داود سلیمان بن داود بن جارود طیالسِي، أبِي صفوان أموِي، أبِي عاصم عَبَّادانِي، أبِي عامر عَقَدِي، أبِي علِي حَنَفِي، أبِي معاویه ضریر محمد بن خازم سعدِي کوفِي، أبِي هشام مخزومِي و أبِي الولید طیالسِي. و از او محمد بن إسماعیل بُخارِي، أبوداود سلیمان بن أشعث سجستانِي، إبراهیم بن إسحاق  بن إبراهیم بن بشیر حربِي، إبراهیم بن حارث بغدادِي، إبراهیم عبدالله بن جنید ختلِي، إبراهیم بن عبدالله بن مسلم بن ماعز کجِي، إبراهیم بن عرعره، إبراهیم بن هاشم بن حسین بغوِي هروِي، أبراهیم بن ولید بن أیوب جشاش، إبراهیم بن یعقوب جُوزجانِي، إبراهیم بن یعفوب بن إسحاق سعدِي، أحمد بن حسن بن عبدالجبار صوفِي، أحمد بن حسین بن إسحاق صوفِي، أحمد بن حسین بن مدرک قصرِي، أحمد بن حسین بن نصر همدانِي، أحمد بن حمدان بن إسحاق عسکرِي، أحمد بن محمد بن حنبل شیبانِي، أحمد بن أبِي خیثمه نسائِي، أحمد بن شبویه خزاعِي، أحمد بن عبدالعزیز وشاء، أبویعلَی أحمد بن علِي بن مثنَی مَوصلِي، أحمد بن عیسی خزاز، أحمد بن فرات بن خالد ضبِي، أحمد بن محمد بن إبراهیم مروزِي، أحمد بن محمد بن عاصم رازِي، أحمد بن محمد بن علِي مقدمِي، أحمد بن محمد بن قاسم بن محرز، أحمد بن مکرم بن خالد برتِي، أحمد بن منصور رَمادِي، أحمد بن نصر بن حمید بغدادِي، أحمد بن یحیی بن جابر بلاذُرِي، إسحاق بن إبراهیم، إسحاق بن إسماعیل بن حماد أزدِي، إسماعیل بن إسحاق بن إسماعیل بن حماد قاضِي، إسماعیل بن إسحاق بن إسماعیل بن سهل مصرِي، إسماعیل بن صلت بن أبِي مریم بغدادِي، إسماعیل بن عبدالله بن مسعود عبدِي، أسید بن عاصم بن عبدالله ثقفِي، جعفر بن أبِي عثمان طیالسِي، جعفر بن محمد بن حسن فریابِي، جعفر بن محمد بن شاکر صائغ، جنید بن حکیم بن جنید دقاق، حسن بن صباح بَزَّار، حسن بن علی خلال، حسن بن علی مَعمرِي، حسن بن عمرو بن جهم سبیعِي، حسن بن محمد بن سلیمان شطوبِي، حسن بن محمد بن صباح زعفرانِي، حسن بن هارون سلمِي، حماد بن إسحاق بن إسماعیل بن حماد بن زید أزدِي، حُمید بن زَنجویه، حمید بن مخلد أزدِي، حنبل بن إسحاق بن حنبل شیبانِي، خلف بن عمرو بن عبدالرحمن بن عیسی عکبرِي، زهیر بن حرب جرشِي، أبومزاحم سِباع بن نَضر سمرقندِي، سفیان بن عیینه بن میمون هلالِي، أبوداود سلیمان بن سیف حرانِي، صالح بن أحمد بن محمد بن حنبل شیبانِي، حافظ صالح بن محمد أسدِي، عباس بن حاتم بزاز، عباس بن عبدالعظیم عَنبرِي، عباس بن فضل بن محمد أسفاطِي، عباس بن عبدالله بن عباس أسدِي، عباس بن محمد بن حاتم بن واقد دورِي، عبدالرحمن بن محمد بن عبدالرحمن قرشِي، عبدالله بن أحمد بن محمد بن حنبل شیبانِي، عبدالله بن حسین بن أحمد حرانِي، عبدالله بن عبدالرحمن دارمِي، أبوشعیب عبدالله بن حسن بن أحمد بن أبِي شعیب حَرَّانِي، پسرش عبدالله بن علی مَدِينِي، عبدالله بن محمد بن جعفر بن حیان أصفهانِي، عبدالله بن محمد بن حسن بن أیوب بغدادِي کاتب معروف به نَبِيل، عبدالله بن محمد بن عباس ضَبِي بصرِي، عبدالله بن محمد بن عباس بن خالد سلمِي، عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز بغوِي هروِي، أبوبکر عبدالقدوس بن محمد حَبحابِي عطار، أبوقِلابه عبدالملک بن محمد رقاشِي، عبید بن عبدالواحد بن شریک بزار، أبوعمر عبیدالله بن عثمان بن محمد عثمانِي، عثمان بن سعید بن خالد بن سعید دارمِي، عثمان بن سعید بن کثیر قرشِي، عثمان بن أبِي شیبه عبسِي، عثمان بن محمد بن علِي ذهلِي، أبوغالب علی بن أحمد بن نضر أزدِي، علِي بن حسین بن جنید نخعِي، علِي بن حسین بن موسی بن میسره دارابجردِي، علِي بن حماد بن هشام عسکرِي، علی بن غالب بن سلام بَتَلهِي دمشقِي، علِي بن نصر صغیر، أبوخلیفه فضل بن حباب جُمحِي، فضل بن سهل أعرج، محمد بن إبراهیم أنماطِي، محمد بن إبراهیم بن مسلم بن سالم خزاعِي، محمد بن إبراهیم کسائِي، أبوالحسن محمد بن أحمد بن بَراء عبدِي، محمد بن أحمد بن جعفر ذهلِي، محمد بن أحمد بن حسین صواف، أبوحاتم محمد بن إدریس رازِي، محمد بن إسحاق بن إبراهیم حنظلِي، محمد بن إسحاق صاغانِي، محمد بن إسماعیل بن سالم صائغ، محمد بن إسماعیل بن یوسف سلمِي، محمد بن أیوب بن سنان بجلِي، محمد بن جعفر بن محمد بن إمام دِمیاطِي، محمد بن جعفر بن محمد بن حفص بن عمر ربعِي، محمد بن حسین کوفِي، محمد بن حسین بن موسی خنینِي، محمد بن سعد بن منیع هاشمِي، محمد بن سهل بن عسکر تمیمِي، محمد بن شاذان بغدادِي، محمد بن صالح بن ذریح عکبرِي، محمد بن صباح دولابِي، محمد بن طاهر بن خالد بغدادِي، محمد بن عبدالله بن حمدویه حاکم نیشابورِي، محمد بن عبدالرحیم بزاز معروف به صاعقه، محمد بن عبیدالله بن عبدالعظیم قرشِي، أبوبکر محمد بن أبِي عتاب أعین بغدادِي، محمد بن عثمان بن أبِي شیبه عبسِي، محمد بن عثمان بن أبِي صفوان ثقفِي، محمد بن عثمان بن خالد قرشِي، محمد بن عطیه شامِي، محمد بن عیسی بن سوره ترمذِي، محمد بن علی بن فُضَیل مَدِينِي، محمد بن عمرو بن نَبهان بن صَفوان ثقفِي، محمد بن غالب بن حرب تمار، محمد بن محمد بن سلیمان باغَندِي، محمد بن نصر بن منصور بغدادِي، محمد بن هشام بن بخترِي مروزِي، محمد بن یحیی بن موسی بن حیوه معروف به ابن حیویه إسفراینِي، محمد بن یحیی ذُهلِي، محمد بن یعقوب فرجِي، محمد بن یونس کُدَیمِي، معاذ بن معاذ، معاذ بن مثنی عنبرِي، نصر بن داود صاغانِي، هارون بن عبدالصمد رخِي، هلال بن علاء رقِي، یحیی بن محمد حنائِي، یحیی بن محمد بن یحیی ذهلِي، یحیی بن یحیی بن بکر بن عبدالرحمن نیشابورِي، یعقوب بن إسحاق بن إبراهیم بن یزید نیشابورِي، یعقوب بن سفیان بن جوان فسوِي، یعقوب بن شیبه سدوسِي، یوسف بن عبدالهادِي مقدسِي، یوسف بن قاسم بن یوسف میانجِي، یوسف بن یعقوب بن إسماعیل قاضِي و تعدادی دگر روایت کرده اند. نسائِي و ابن ماجه نیز روایات او را در کتب شان آورده اند.(1 ، 15و 24)
    بعضی از علمای علم حدیث می گویند:  علی ابن المدینِي در شناخت اختلاف الحدیث از إمام احمد بن حنبل دانا تر بوده است. أبوحازم از أبو أحمد محمد بن أحمد غِطریفِي روایت نموده، که گفت: از ساجِي شنیدم، که می گفت: عباس بن عبدالعظیم عنبرِي از روح بن عبدالمؤمن و او از عبدالرخمن بن مهدِي روایت نموده، که گفته است: علی بن مدینِي دانا ترین مردم به حدیث رسول الله(ص) خصوصا به روایت حدیث از طریق ابن عیینه می باشد. حافظ أبونعیم به نقل از أبوحامد بن جَبله و او از محمد بن إسحاق سراج روایت نموده، که گفت: از أبویحیی شنیدم، که می گفت: وقتی علی بن مدینِي به بغداد می آمد، در اطرافش حلقه أی تشکیل می شد، یحیی، أحمد بن حنبل و مُعیطِي می آمدند، مردم شروع به مناظره می کردند، اگر در امری اختلاف می کردند، در بین شان علی بن مدینِي حرف می زد. أبوسعد مالینِي می گوید: عبدالله بن عدِي از محمد بن أحمد قُومَسِي مُستَملِي و او از محمد بن یَزداد و او از أحمد بن یوسف بَحِيرِي روایت نموده، که می گفت: از أعین شنیدم، که گفته است: علی بن مدینِي را دیدم، که دراز کشیده بود، أحمد بن حنبل به طرف راست او و یحیی بن معین به طرف چپ او قرار داشتند، و او برای شان املاء می نمود. أبونعیم از أبوحامد بن جبله و او از محمد بن إسحاق سراج روایت نموده، که گفت: از محمد بن إسماعیل بخارِي شنیدم، و برایش گفتم: چه آرزو داری؟ گفت: آرزو دارم، که به بغداد بروم، علی بن عبدالله زنده باشد، و با او بنشینم. أبوسعد مالینِي از عبدالله بن عدِي و او از حسن بن حسین بزاز بخارِي و او از إبراهیم بن مَعقِل روایت نموده، که می گفت: از محمد بن إسماعیل بخارِي شنیدم، که گفته است: من خود را در مقابل هیچ کسی کوچک احساس نکردم، مگر در نزد علِي بن مدینِي. برقانِي از ابوبکر إسماعیلِي روایت نموده، که گفت: از فَرهِيانِي راجع به یحیی، علِي، احمد و أبِي خَیثمه سوال گردید، گفت: علِي دانا ترین ایشان به حدیث و علل است، یحیی دانا ترین شان به رجال است، احمد دانا ترین شان به فقه است، و ابو خیثمه مردی بزرگوار و با اندیشۀ نیکو است. علی بن فضل از دعلج بن محمد بن أزهر و او از عبدالله بن أبِي زیاد قطوانِي روایت نموده، که می گوید: از أبوعبید قاسم بن سلام هروی شنیدم، که می گفت: علم به چهار کس ختم می شد: أبوبکر بن أبِي شیبه که محقق و شگافنده ترین آنها است، أحمد بن حنبل که فقیه ترین آنها است، علِي بن مدینِي که دانا ترین آنها است و یحیی بن معین که نویسنده ترین آنها است. محمد بن اسماعیل بخاری از علی بن مدینِي روایت نموده، که می گوید: تفقه در معانی حدیث نصف علم است و معرفة الرجال نیز نصف علم است. أبوعبید آجرِي می گوید: برای أبِي داود سجستانِي گفته شد: أحمد بن حنبل داناتر است، یا علِي ابن المدینِي؟ گفت: علِي ابن المدینِي در اختلاف حدیث از احمد بن حنبل داناتر است. فَرهِيانِي و دیگر حفاظ حدیث گفته اند: علِي ابن المدینِي داناترین اهل زمانه اش در شناخت علل حدیث بود. فسوِي می گوید: از علِي بن مدینِي شنیدم، که می گفت: من در حدود سه سال از بصره به یمن رفتم، و مادرم هنوز زنده بود، وقتی آمدم، مادرم برایم گفت: پسرم فلانی و فلانی دوستان تو هستند، و فلانی و فلانی با تو دشمنی می ورزند. گفتم: مادرم از کجا می دانی؟ گفت: فلانی و فلانی که از جملۀ ایشان یکی هم یحیی بن سعید بود، می آمدند، و مرا اعزاز و اکرام می کردند، و برایم می گفتند: صبر کن، وقتی که علِي بیاید، دل تو به آنچه صبر کردی شاد می شود، فهمیدم، که این ها دوستان تو می باشند. و فلان و فلان وقتی که به نزد من می آمدند، برایم می گفتند: برایش نامه بفرست، و بر او سخت بگیر تا بیاید. أبوجعفر عقیلِي می گوید: حدیث او مستقیم است انشاء الله. أحمد بن شعیب نسائِي می گوید: علِي ابن المدینِي ثقه، قابل اعتماد و یکی از ائمه حدیث بوده است. ابن حجر عسقلانِي می گوید: علِي ابن المدینِي ثقه، ثابت، إمام و اعلم روزگارش در حدیث و علل آن بوده است. دارقطنِي او را از حفاظ حدیث شمرده است. سفیان بن عیینه می گوید: بودم که من بشتر از او می آموختم، به تناسبی که او از من بیاموزد. صالح بن محمد جزره می گوید: از آنچه من فکر می کردم، به حدیث و علل آن، از آن هم دانا تر بود. عبیدالله بن سعید سرخسِي می گوید: علِي ابن المدینی به جای رسیده بود، که کسی نمی رسد.(2، 3، 12 و 15)
   با این همه بزرگی و عظمت که ابن المدینِي داشت، دو مطلب در زندگی علمی و اعتقادی وی سایه افگنده است: اول: اتهام وی به تشیع: روایت ابن أبِي خیثمه است، که می گوید: از ابن معین شنیدم، که می گفت: علِي بن مدینِي وقتی پیش ما می آمد، اظهار سنت می کرد، و وقتی به بصره می رفت، تشیع خود را آشکار می ساخت. اما ذهبِي این گفته را رد کرده، و بکلی دور از حقیقت خوانده است. دوم: اتهام همراهی وی با معتزلیان: در دائرة المعارف بزرگ اسلامی آمده است: سال 219 هجری قمری را باید مبدأ تحولی در زندگی ابن مدینی تلقی کرد، در این سال أحمد بن أبِي داود قاضی القضاة معتزلِي معتصم(خلیفه عباسی) بزرگان اصحاب حدیث بغداد را به پذیرش برخی معتقدات معتزله چون خلق قرآن فراخواند، و ابن مدینی برخلاف احمد بن حنبل و دیگران دست کم در ظاهر به این اعتقاد گردن نهاد، این موضع گیری وی موج مخالفت بر ضد  او را برانگیخت، مخالفت با ابن مدینی از طرف افراد کم شناخته تر به صورت برخوردهای تند و طعنه آمیز، گاه تا سرحد تکفیر بروز نمود، در حالی که برخورد چهره های شناخته شده  از نوعی طرد محترمانه حکایت داشت، مثلا أبوبکر بن أبِي شیبه از او به خائب، و أبوعثمان عمرو ناقد از وی به مخذول تعبیر کردند، و ابوزرعه رازِي روایت از او را ترک کرد، بر اساس روایتی احمد بن حنبل نیز از ذکر نام او در سند حدیث اکراه داشته است، ولی نام او در جای جای مسند احمد بن حنبل دیده می شود، یحیی بن معین نیز از او در برابر بدگویان دفاع کرده است، به هر حال ابن مدینی منزلت گذشته خود را در میان اصحاب حدیث آن روز بغداد از دست داد، تا آن جا که حتی اظهار نظر های علمی او پذیرشی نداشت، اما پس از سپری شدن دوران معتصم و واثق و به خلافت رسیدن متوکل نظر خلافت نسبت به معتزلیان خصمانه گردید، و موقعیت أحمد بن أبِي داود متزلزل شد، و احتمالاً به همین سبب بود،  که متوکل ابن مندینی را به دارالخلافه سامراء فراخواند، و او پس از درنگی کوتاه در آن جا درگذشت. در مورد انگیزه واقعی ابن مدینی بر پذیرش عقاید اعتزالی نمی توان با اطمینان سخن گفت، اگرچه بر اساس روایات متعددی به نقل از خود وی، سبب این عمل او ترس از دستگاه حاکمه بوده است، گاه نیز از تطمیع ابن مدینی توسط ابن أبِي داود سخن گفته اند، هم چنین روایات چندی حکایت از آن دارد، که ابن مدینی پیش از محنه و پس از آن تا واپسین ماه های عمر، قائلین به این گونه عقاید را تکفیر می کرده است، با این همه دسته ای دیگر از روایات حاکی از وجود رابطه دوستی بین ابن مدینی و ابن أبِي داود و یاری کردن ابن ابی داود برای توجیه احادیث مورد استناد اصحاب حدیث، یا یافتن احادیث قابل استناد بر ضد آنان است.(12 و 23)
   إمام حافظ شیخ الإسلام شهاب الدین أحمد بن علِي مشهور به ابن حجر عسقلانِي در کتاب تهذیب التهذیب آورده است: محمد بن عثمان بن أبِي شیبه می گوید: از علِي ابن المدینی بر منبر شنیدم، که می گفت: کسی که گمان کند که قرآن مخلوق است کافر می شود، و کسی که گمان کند، که خداوند( در قیامت) دیده نمی شود ، کافر می شود، و کسی که گمان کند که خداوند با موسی (ع) در حقیقت سخن نگفته است کافر می شود. محمد بن مخلد می گوید: از محمد بن عثمان بن أبِي شیبه شنیدم، که می گفت: دو ماه قبل از آن که علِي ابن المدینِي بمیرد، از وی شنیدم، که می گفت: قرآن کلام خداوند(ج) و غیر مخلوق است. عثمان بن سعید دارمی می گوید: از علِي ابن المدینِي شنیدم، که می گفت: قول به خلق قرآن کفر است.(2)
   إمام أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي در کتاب الجرح والتعدیل می نویسد: أبوزرعه رازِي روایت از أبوالحسن علِي بن عبدالله بن جعفر بن نجیح را ترک نمود، بواسط اعمالی که وی در دوران محنت( فتنه خلق قرآن از طرف معتزله) انجام داد.(می گویند: وی به اثر تحریک أحمد بن أبوداود معتزلی از طرف خلیفه عباسی مورد تهدید قرار گرفت، و بالآخره به خلق قرآن اعتراف نمود، و بعضی هم او را در این مورد معذور پنداشته اند.) عبدالرحمن بن أبِي حاتم می گوید: از پدرم شنیدم، که می گفت: علی ابن المدینِي سردار مردمان در شناخت احادیث و علل آن بوده است. و إمام احمد بن حنبل بواسطۀ بزرگداشت از وی او را همیشه به کنیه یاد می کرد.(4)
   إمام محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات علی بن مدینِي را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبوالحسن علِي بن عبدالله بن جعفر بن نجیح سَعدِي معروف به ابن المدِینِي از جملۀ اتباع تابعین بوده، و اصالتاً از مردمان مدینه و مولود وی در بصره می باشد. موصوف از دانا ترین مردمان روزگارش در شناخت و علل احادیث رسول الله(ص) بوده، مسافرت های زیادی نموده، احادیث بسیاری را گردآوری کرده، کتبی را تصنیف نموده، و در حفظ و ذکر احادیث مهارت داشته است. نامبرده در سال 234 هجری قمری وفات یافته است.(6)
   محمد بن سعد در کتاب طبقات آورده است: علی بن عبدالله بن جعفر بن نجیح مدنِي کنیه اش أبوالحسن است، او در لشکرگاه امیر مؤمنان در سامراء به روز دوشنبه دو روز باقی مانده از ذی قعده سال 234 هجری قمری درگذشته است.(5)
 خطیب أبوبکر أحمد بن علِي بغدادی در تاریخ بغداد می نویسد: أبوالحسن علِي بن عبدالله بن جعفر بن نجیح بن بکر بن سعد سعدِي ساکن بصره معروف به ابن المدینِي یکی از ائمه حدیث در روزگارش وسرآمد حفاظ بوده، پدرش از مشایخ مالک بن انس و جدش جعفر بن نجیح از عبدالرحمن بن قاسم بن محمد بن أبِي بکر صدیق(رض) حدیث روایت کرده است. برقانِي از محمد بن مظفر و او از عبدالله بن محمد بن سیار فَرهیانِي روایت نموده، که می گوید: از عباس عنبرِي شنیدم، که می گفت: سفیان بن عیینه هلالی  به علِي ابن المدینی حیة الوادی – افعی بیابان – می گفت.(12)
   در کتاب الفهرست محمد بن اسحاق بن ندیم آمده است: علی بن عبدالله بن جعفر مدینی از محدثان و عالم بحدیث که در سرمری(سامراء) روز دوشنبه سه روز بآخر ذیقعده سال دویست و پنجاه و هشت در سن هفتاد و دوسالگی وفات یافته و این کتابها از اوست: کتاب المسند بعلله. کتاب المدلسین. کتاب الضعفاء. کتاب العلل. کتاب الأسماء والکنی. کتاب الاشربة. کتاب التنزیل.(14)
   محمد بن أحمد بن رِزق از أحمد بن إسحاق بن وَهب بُندار و او از أبوغالب علِي بن أحمد بن نَضر روایت نموده، که گفت: علِي بن مدینِي در سال 161 هجری قمرِي متولد گردیده است. حافظ أبوبکر می گوید: محل تولد او در بصره بوده است. ابن فضل از جعفر خُلدِي و او از محمد بن عبدالله حضرمِي روایت نموده، که گفت: وفات علِي بن عبدالله مدِینِي در سال 234 هجری قمری بوده است. محمد بن احمد بن رزق از عثمان بن أحمد دقاق و او از حنبل بن إسحاق روایت نموده، که می گوید: علی بن مدینِي وفات یافت، متوکل(خلیفه عباسِي) جنازۀ او را همراهی کرد، و به بصره آورد، و وفات او بسال 234 هجری قمری بوده است. حافظ ابوبکر می گوید: علِي بن المدینِي در سُرمن رأی (سامراء) وفات یافت، نه در بصره. عتیقِي به نقل از محمد بن مظفر و او از بغوی روایت نموده، که گفته است: علی بن مدینِي در سال 234 هجری قمری در سامراء وفات یافت. أزهرِي از حافظ علِي بن عمر و او از عبدالله بن إسحاق خراسانِي و او از حارث بن محمد  روایت نموده، که می گوید علِي ابن المدینِي در ماه ذی القعده سال 234 هجری قمری در سُرَّمَن رأی وفات یافت. ابن فضل از علِي بن إبراهیم مُستملِي و او از أبوأحمد بن فارس روایت نموده، که بخاری گفته است: علی بن عبدالله بن جعفر بن نَجِيح سعدی بصری که اصالتاً مدنی بود، در سال 234 هجری قمری در روز دوشنبه دو روز از ماه ذی القعده باقی مانده بود که در العسکر(سامراء) وفات یافت. اما یعقوب بن سفیان، عبدالله بن أبِي شیبه  و عبید بن خلف بزاز وفات او را در سال 235 هجری قمری گفته اند، و حافظ ابوبکر همان تاریخ اول را صحیح تر می داند. حافظ ابن کثیر دمشقِي نیز در کتاب البدایة والنهایه می نویسد: علِي بن عبدالله بن جعفر مدینِي شیخ بخاری در صناعة الحدیث در سال 234 هجری قمری درگذشته است.(7، 9، 10، 11، 13، 16 و 17)
     چند تن از فرزندان و نواده گان إمام علی ابن مدینِي نیز از جمله علمای مشهور بوده اند، که اسامی بعضِي از آن ها قرار ذیل است:  1 - پسرش عبدالله بن علی ابن المدینِي از اهای بصره که به بغداد آمد، و به تدریس علوم اسلامی مشغول گردید، و بعضی از تصنیفات پدرش را از او نقل  کرده اند. 2 – پسرش محمد بن علی ابن المدینِي که دارقطنِي او را فردی موثق گفته است. 3 – پسرش أحمد بن علِي ابن المدینِي که ابن عدِي در کتاب الکامل از وی حدیث نقل کرده است. 5 – نواسه اش جعفر بن محمد بن علی ابن المدینِي که از جمله روات حدیث بوده است.(20)
     إمام محیي الدین أبوزکریاء نووی می گوید: أمام علی ابن المَدِينِي را در حدود دوصد تصنیف بوده است. إمام ذهبِي می گوید: أبوعبدالله حاکم نیشابورِي از قول قاضی القضات محمد بن صالح هاشمِي گفته است: کتب ذیل از جمله تالیفات علِي بن مدینِي می باشد: 1 – کتاب الأسماء والکنِي در هشت جزء. 2 – کتاب الضعفاء در ده جزء. 3 – کتاب المدلسین در پنج جزء. 4 – کتاب أول من نظر فِي الرجال و فحص عنهم  در یک جزء. 5 – کتاب الطبقات در ده جزء. 6 – کتاب من روی عن رجل لم یره در یک جزء. 7 – کتاب علل المسند در سی جزء. 8 – کتاب العلل من روایة إسماعیل قاضِي در چهار جزء. 9 – کتاب علل احادیث ابن عیینة در سیزده جزء. 10 – کتاب من لا یحتج بحدیثه و لا یَسقط در دو جزء. 11 – کتاب من نزل الصحابة سائرالبلدان در پنج جزء. 12 – کتاب قبائل العرب در ده جزء. 13 – کتاب التاریخ در ده جزء. 14 – کتاب العرض علی المحدث در دو جزء. 15 – کتاب مذاهب المحدثین در دو جزء. 16 – کتاب تسمیة من روی عنه من أولاد العشرة و غیرهم من اصحاب النبِي(ص) کتاب مذکور را  علی محمد جماذ تحقیق نموده است. 17 –  کتاب فِي الظاهریة. 18 – کتاب علل الحدیث و معرفة الرجال، کتاب مذکور باری به تحقیق دکتور محمد مصطفی اعظمِي در سال 1972 در بیروت و بار دیگر به تحقیق دکتور عبدالمعطِي امین قلعجِي در سال 1980 در حلب چاپ گردیده است. 19 – کتاب الرسالة. 20 – کتاب المسند فِي الحدیث. 21 – کتاب القیافة والزجر والفال. 22 – کتاب الاحادیث المعللات. 23 – کتاب من حدث و رجع عنه در دو جزء. 24 – کتاب سؤال یحیی و عبدالرحمن ابن مهدی عن الرجال در پنج جزء. 25 – کتاب سؤالات یحیی قطان در دو جزء. 26 – کتاب الاسامِي الشاذة در سه جزء. 27 – کتاب الثقات والمثبتین در ده جزء. 28 – کتاب اختلاف الحدیث در پنج جزء. 29 - کتاب  الأشربة در سه جزء. 30 – کتاب تفسیر غریب الحدیث در پنج جزء. 31 – کتاب الإخوة والأخوات در پنج جزء. 32 – کتاب من یعرف باسمه دون اسم أبیه در دو جزء. 33 – کتاب من عرف بلقبه در یک جزء. 34 – کتاب العلل المتفرقة در سی جزء. 35 – کتاب الکنی در پنج جزء. 36 – کتاب الوهم والخطاء در پنج جزء. 37 – کتاب آراء فِي علماء البصرة الذین وصفهم یحیی بن معین بالقدریة أو سؤالات محمد بن عثمان بن أبِي شیبة لعلِي ابن المدینِي فِي الجرح والتعدیل، کتاب مذکور به تحقیق موفق بن عبدالله بن عبدالقادر در سال 1404 میلادی در مکتبة المعارف ریاض به طبع رسیده است. 38 – أخبار آل أبِي العباس، از کتاب مذکور بکر أبوزید در کتاب النسابون صفحه 59 یادآوری نموده است. 39 – کتاب العلل الکبری. 40 – کتاب اسباب النزول، کتاب مذکور را صاحب تفسیر اتقان در جلد اول صفحه 83 کتابش و صاحب مفتاح السعاده در جلد دوم صفحه 343 کتابش یادآوری نموده اند. 41  - کتاب الاسناد الشاذه در دو جزء. 42 - کتاب المسند الکبیر که آن را قبل از سفر به یمن تالیف نموده بود. 43 – کتاب التنزیل. 44 - کتاب أبواب السجدة.(3، 15، 20، 21 و 25)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد بیست و یکم – از صفحه 5 الی صفحه 35 – به شماره 4096 – تالیف حافظ جمال الدین مزِي – عربی.
2 – تهذیب التهذیب – جلد چهارم – از صفحه 210 الی صفحه 214 – به شماره 5571 – تالیف امام ابن حجر عسقلانِي – عربی.
3 – تهذیب الأسماء واللغات – جلد اول - جزء اول از قسم اول – صفحه 350 و 351 – به شماره 422 – تالیف إمام نووی – عربی.
4 – الجرح والتعدیل – جلد ششم – صفحه 251 – به شماره 10314/ 1064 – تالیف امام عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي – عربی.
5 – طبقات – جلد هفتم – صفحه 318 – تالیف محمد بن سعد کاتب واقدی – ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی – فارسی.
6 – تقریب الثقات – صفحه 882 – به شماره 10039 – تالیف امام محمد بن حبان بستِي خراسانِي – عربی.
7 – تاریخ کبیر – جلد ششم – قسم دوم از جزء سوم – صفحه 284 – به شماره 2414 – تالیف امام محمد بن اسماعیل بخاری – عربی.
8 – الأنساب – جلد پنجم – صفحه 235 و 236 – حرف میم – تالیف إمام أبوسعد عبدالکریم سمعانِي – عربی.
9 – النجوم الزاهرة – جلد دوم – صفحه 276 و 277 – حوادث سال 234 هجری قمری – تالیف  جمال الدین بن تغری أتابکِي – عربی.
10 - طبقات الشافعیه الکبری – جلد دوم – از صفحه 145 الی صفحه 150 – به شماره 34 – تالیف تاج الدین سبکِي – عربی.
11 – طبقات الحنابلة – جلد اول – از صفحه 225 الی صفحه 228 – به شماره 315 – تالیف أبِي الحسین محمد بن أبِي یعلَی – عربی.
12 – تاریخ بغداد – جلد سیزدهم – از صفحه 421 الی صفحه 441 – به شماره 6302 – تالیف خطیب ابوبکر بغدادی – عربی.
13 – تاریخ کامل – جلد نهم – صفحه 4106 – حوادث سال 234 هجری قمری – تالیف ابن اثیر – ترجمه حمیدرضا آژیر – فارسی.
14 – الفهرست – صفحه 420 – مقاله ششم – تالیف محمد بن اسحاق بن ندیم – ترجمه رضا تجدد – فارسی.
15 – سیر اعلام النبلاء – جزء دوم – از صفحه  1148 الی صفحه 1156 – به شماره 1824 – طبقه دوازدهم – تالیف ذهبی – عربی.
16 – البدایة والنهایه – جلد دهم – صفحه 332 – حوادث سال 234 هجری قمری – تالیف حافظ ابن کثیر دمشقِي – عربی.
17 – شذرات الذهب – جلد دوم – صفحه 199 – حوادث سال 234 هجری قمری – تالیف امام شهاب الدین ابن عماد حنبلی – عربی.
18 – معجم المولفین – جلد دوم – حرف عین – صفحه 465 – تالیف عمر رضا کحاله - عربی
19 – اعلام زرکلی – جلد چهارم – حرف عین – صفحه 303 – تالیف خیرالدین زرکلی – عربی.
20 – کتاب إمام علی ابن المدینِي – تالیف إبراهیم محمد العلِي – چاپ دارالقلم دمشق سوریه – تاریخ نشر 1415 هجری قمری – عربی.
21 – سایت طریق الإسلام – مقاله علِي بن المدینِي – تاریخ نشر 22/ 11/ 2003 میلادی – نویسنده عبدالمحسن بن حمدالعباد مدرس مسجد النبوی شریف و مدیر سابق جامعه اسلامی مدینه منوره.
22 - لغت نامه دهخدا – جلد یازدهم – صفحه 16179 – حرف عین – تالیف علامه علی اکبر دهخدا – فارسی.
23 -  دانش نامه بزرگ اسلامی – مرکز دائرة المعارف بزرک اسلامی – برگرفته از مقاله ابن مدینِي – جلد چهارم – صفحه 1745 – فارسی.
24 – موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوِي – عربی.
25 – من أعلام السلف – از صفحه 302 الی صفحه 308 – به شماره 31 -  تالیف احمد فرید – عربی.
26 – أسامِي من روی عنم محمد بن اسماعیل البخارِي – صفحه 155 – به شماره 146 – تالیف أبِي أحمد عبدالله بن عدِي جرجانِي – عربی.

خَلِیفَه بن خَیَّاط لَیثِي شَیبَانِي تمیمِي عُصفُرِي بَصرِي

إمام علامه حافظ أبوعمرو خَلِیفَه بن خَیَّاط بن أبِي هبیره خلیفه بن خیاط لیثِي شیبانِي تمیمِي عصفرِي بصرِي ملقب به شباب از جمله مؤرخان، نسب...