۱۳۹۹ اسفند ۳۰, شنبه

 یوسُف بن عبدالعزیز لخمِي أندِي أندلُسِي مالکِي معروف به ابن دباغ:

امام حافظ أبوالولید یوسف بن عبدالعزیز بن یوسف بن عمر بن فِیرُه لخمِي أندِي أندلسِي مالکِي معروف به ابن دباغ شخصیتی قابل اعتماد، نویسنده، زیرک، متفنن و سرآمد در علم حدیث، اصول و رجال بوده است. موصوف در سال 481 هجری قمری متولد گردید، و أندِي نسبت آن به أنده شهری در أندلس می باشد. نامبرده معروف به محدث أندلس و از شاگردان أبِي علی بن سکره بوده، و در مرسیه سکونت داشته است. از جمله مشایخ وی خلف بن إبراهیم نخاس و عبدالقادر صدفِي می باشند. ابن دباغ از أبِي علی صدفِي، ؤحمد بن محمد خولانِي و أبِي محمد بن عتاب و جمعی دیگر حدیث روایت نموده، و از وی ابن بَشکُوَال، أبوعبدالملک مروان بن عبدالعزیز وزیر، أحمد بن سلمه لُورَقِي، محمد بن علی بن هذیل و تعدادی دیگر روایت کرده اند. (أبوالقاسم خلف بن عبدالملک بن مسعود خزرجِي انصارِي محدث و مؤرخ قرطبِي اندلسِي معروف به) ابن بَشکُوال می گوید: ابن دباغ از عالم ترین و آگاه ترین افراد در علم حدیث، اسماء الرجال، ثقه و ضعیف بودن رجال و کتب و آثار علمای حدیث بوده است. نامبرده در سال 546 هجری قمری به عمر 65 سالگی وفات یافت.

کتب ذیل از تصانیف وی می باشد:

1 -  رشحة النصحیح من الحدیث الصحیح.

2 -  طبقات الحفاظ من أهل الحدیث.

منابع و مآخذ:

1 – سیر اعلام النبلاء مجلد چهارم صفحه 350 ، طبقه بیست و نهم به شماره 4949 تالیف امام ذهبی – عربی.

2 – شذرات الذهب – جلد چهارم – صفحه 310 – حوادث سال 546 هجری قمری – تالیف شهاب الدین ابن عماد حنبلی – عربی.

3 – هدیة العارفین – جلد دوم – صفحه 278 – باب الیاء – تالیف إسماعیل باشا بغدادِي – عربی.

 عبدالله بن محمد أشیرِي صُنهاجِي مغربِي أنصارِي:

إمام علامه أبومحمد عبدالله بن محمد بن عبدالله بن علی صُنهاجِي أشیرِي مغربی أنصارِي شیخی فاضل و پیشوای اهل حدیث، فقه، ادب، نحو و نسب در شام و خصوصا در حلب بود. و أشیرِي انتساب او به أشیر می باشد، که قلعه أی از بنی حماد ملوک افریقیه بوده( و فعلاً شهری است که مرکز ولایت تیطری در شمال الجزایر می باشد.) أشیرِي از بزرگان مذهب مالکِي بود و از أبوجعفر أحمد بن علی بن غزلون در أندلس، أبوبکر محمد بن عبدالله بن محمد بن عربِي أشبیلِي، أبِي الحسن علی بن عبدالله بن موهب جذامِي، قاضی عیاض بن موسی أندلسِي و جماعتی دیگر حدیث روایت نموده، و از او أبوالفتوح بن حصرِي و أبومحمد أسدِي روایت کرده اند. عون الدین أبوالمظفر یحیی بن هبیره وزیرمقتفی و مستنجد از ملک عادل نورالدین محمود بن زنگی شهید در خواست کرد، که أشیری را نزد وی گسیل دارد، نورالدین درخواست اورا پذیرفت، و أشیرِي را بسوی او روانه کرد. أشیرِي کتاب ابن هبیره موسوم به الإفصاح فی شرح معانِي الصحاح را در حضور خود وی قرائت کرد، و آن کتابی مشتمل بر ده جلد بود، که آن را وزیر موصوف در باره احادیث صحیحین نوشته بود، و میان آن دو در باره مسئله ای که در آن اختلاف نظر داشتند، مناظره ای روی داد، که هر دو از یکدیگر خشمگین شدند، ولی بدنبال آن وزیر معذرت خواست، و به وی احسان فراوان کرد. آنگه أشیرِي از بغداد به مکه رفت، و سپس به شام بازگشت، و به ماه شوال سال561 هجری قمری در بقاع بعلبک درگذشت.

   إمام حافظ أبِي القاسم علی بن حسن بن هبة الله بن عبدالله شافعِي معروف به ابن عساکر در تاریخ دمشق می نویسد: أشیرِي را کتب زیبائِي است، او در اول برای امیر مغرب کتابت می کرد، بعد از مرگ امیر موصوف ترسید، کتابها و خانواده اش را برداشت و عازم شام شد، به دمشق آمد و مدت مدیدی در آن شهر ماندگار شد و موطأ و کتاب های دیگری را تدریس می کرد. نامبرده مردی ادیب بود و اشعار زیبای می سرود. أشیرِي مدتی بعد به حلب به نزد أبوالیسر شاکر بن عبدالله بن محمد بن عبدالله بن  سلیمان تنوخِي منشِي ملک عادل رفت، وی در سال 559 هجری قمری عازم حج گردید، و به مدت دوسال در مکه ماندگار شد، باز در سال 561 هجری قمری دوباره به حلب برگشت، او در همان سال 561 روز چهارشنبه بیست و پنجم ماه شوال در منطقه لبوه درگذشت، و به امر ملک عادل جنازۀ او را به بعلبک انتقال دادند و در قبرستان باب حمص در شمال شهر بعلبک دفن نمودند.

   در کتاب الوافي بالوفیات تالیف صلاح الدین خلیل بن ایبک صفدِي آمده است: أبومحمد عبدالله بن محمد بن عبدالله بن علی أنصاری أشیرِي از أعلام و شیوخ مشهور و از فقهای مذهب مالکی بوده است. موصوف به اندلس رفت و در آنجا با قاضی عیاض(بن موسی یحصبِي أندلسِي متوفی سال 544 هجری قمری مورخ مشهور و از بزرگان مذهب مالکِي) ملاقات داشت، سپس به مشرق برگشت، حج نمود، و از سرزمین های مصر، شام و حلب دیدار کرد، و او کتاب های زیادی در حدیث و ادب تالیف نموده، که از جمله آنها کتاب الاشتقاق و کتاب وجوب الطُمَانینة می باشند.

   إمام شهاب الدین أبِي الفلاح عبدالحي بن أحمد بن محمد أبن العماد حنبلِي در کتاب شذرات الذهب می نویسد: حافظ أبومحمد عبدالله بن محمد أشیرِي کالکریمِي مقرئ صنهاجِي از فقهای مذهب مالکِي بوده، و نسبتش به أشیر قلعه أی در مغرب می باشد، وی مردی کثیرالفضائل بود و در سال 561 هجری قمری درگذشت، و مقبره وی در شهر بعلبک(لبنان) است.

منابع و مآخذ:

1 - لغت نامه دهخدا جلد دوم صفحه 2691 تالف علامه علی اکبر دهخدا به نقل از معجم البلدان جلد اول – فارسی.

2 -  ویکیبیدیا الموسوعة الحرة (صفحه دائرة المعارف عربی) آخرین تعدیل 19 دسامبر 2018 ساعت 16/ 22 دقیقه.

3 – سیر اعلام النبلاء مجلد چهارم صفحه 442 طبقه بیست و نهم به شماره 5107 تالیف امام ذهبی – عربی.

4 – تاریخ دمشق – جلد سی و دوم – صفحه 234و 235 -  به شماره 3513 – تالیف ابن عساکر دمشقِي – عربی.

5 – الوافی بالوفیات – جلد هفدهم - صفحه 289 – به شماره 6418 – تالیف صلاح الدین خلیل بن ایبک صفدِي – عربی.

6 – شذرات الذهب – جلد چهارم – صفحه 377 – حوادث سال 561 هجری قمری – تالیف شهاب الدین ابن عماد حنبلی – عربی.

7 – النجوم الزاهرة – جلد پنجم – صفحه 372 – حوادث سال 561 – تالیف جمال الدین یوسف بن تغری بردی اتابکی – عربی.

 أبوسعد محمد بن یحیی شافعِي نیشابورِي:  

   إمام علامه  شیخ شافعیه أبوسعد محمد بن یحیی بن أبِي منصور نیشابورِي ملقب به محی الدین فقیه شافعِي از یاران  إمام غزالِي و أبِي المظفر أحمد بن محمد خوافِي بوده است. مولد او به سال 476 هجری قمری به ناحیت نیشابور بود. و از نصر الله بن أحمد خشنامِي، عبدالغفار بن محمد شَیرَوِي، أبِي حامد أحمد بن علِي بن عَبدُوس الحذَاء حافظ أبِي الفتیان عمر بن أبِي الحسن رَؤاسِي، إسماعیل بن أبِي عبدالرحمن بحیرِي و جماعتِي دیگر حدیث روایت نموده، و از او سمعانِي و پسرش و منصور بن أبِي الحسن طبرِي و فقیه یحیی بن ربیع بن سلیمان واسطِي و دیگران روایت کرده اند.

  ابن خلکان در وصف او گوید: استاد متاخرین و یگانه آنان در علم و زهد بود. فقه از حجت الاسلام ابی حامد غزالی وابی المظفر احمد بن محمد خوافی فرا گرفت، به نظامیه نیشابور تدریس می کرد سپس به هرات باز به مدرسه نظامیه درس گفت، و به رمضان سال548 هجری قمری که ترکان غز به آن وقت بر نیشابور مستولی شدند، او را بگرفتند و دهان او به خاک بینباشتند، تا این که بدرود حیات گفت.  جماعتی از علماء از جمله أبوالحسن علِي بن أبوالقاسم بیهقِي و أفضل الدین إبراهیم بن علِي خاقانِي او را رثا گفتند.

   حاجی خلیفه در کتاب کشف الظنون می نویسد: کتب ذیل از تالیفات وی می باشد: 1 - المحیط فی شرح الوسیط. 2 – ألانتصاف فِي مسائل الخلاف. 3 – تعلیقی در خلاقیات.

منابع و مآخذ:

1 – سیر اعلام النبلاء – جلد چهارم – صفحه 384 و 385 – به شماره 5020 – طبقه بیست و هفتم – تالیف امام ذهبی – عربی

2 – کشف الظنون – جلد ششم – صفحه 73 – تالیف حاجی خلیفه – عربی.

3 - لغت نامه دهخدا جلد اول صفحه 683 تالیف علامه دهخدا – فارسی.

 ابوسعد عدالملک بن أبِي عثمان محمد خرگوشِي نیشابورِي شافعِيشیخ الإسلام أبوسعد عبدالملک بن أبِي عثمان محمد بن إبراهیم خرگوشِي نیشابورِي شافعِي معروف به واعظ که گاهی هم او را ابوسعید می گفته اند، اما أبوسعد صحیح تر است یکی از ائمه بزرگ و علمای اعلام بود. أبِي عثمان محمد پدر ابوسعد از مشایخ روزگار خود و از زهاد و عباد صوفیه بشمار می رفته است، چنان که حاکم نیشابوری متوفی سال 405 هجری قمری أبوسعد را زاهد بن زاهد گفته است. ابوسعد خرگوشی نیشابوری شخصیتی فاضل، عالم، ثقه، صالح، پرهیزگار، واعظ، زاهد، و متصوف بود، و در محله خرگوش یکی از محلات نیشابور متولد گردید، نامبرده در سال 373 هجری قمری به سرزمین های عراق، حجاز، شام و مصر سفر نمود، و از محضر علماء و دانشمندان آن نواحی دانش آموخت، و در سال 396 هجری قمری واپس به نیشابور برگشت، و به تدریس، تالیف و ارشاد مردم پرداخت، علاوتاً او برای خدمت به خلق الله تمام اموالش را وقف فقراء و مساکین نمود،، برای تداوی بیماران و مریضان نیز دارالشفای تأسس کرد، و مردمان خصوصاً شفیتگان خود را برای همکاری به آن دعوت نمود، و مساجد و مدارسی را بناء نموده، و کتابخانه أی را دائر ساخت، و قنوات و جوی های آبی را آباد کرد. در این حال خودش زنده گی زاهدانه أی داشت، و از راه کلاه دوزی امرار معاش می کرد. اشخاص زیر از اساتیذ ابوسعد بوده اند، که از بعضی از آن ها حدیث نیز شنیده، و روایت کرده است: ابوالعباس محمد بن یعقوب آصم، قاضی ابومحمد یحیی بن منصور بن عبدالملک، ابو عمرو إسماعیل بن نُجَید بن احمد سلمی نیشابوری از مشایخ صوفیه و جد مادری ابوعبدالرحمن سلمی، ابوعلی حامد بن محمد بن عبدالله رفاء هروی، محمد بن حسن بن اسماعیل سراج، ابی عمرو بن مَطَر، ابوسهل بشر بن احمد اسفراینی، ابوالحسن علی بن بندار صوفی صیرفی نیشابوری، ابو احمد محمد بن محمد بن حسین شیبانی نیشابوری، محمد بن عبدالملک بن جُبَیر نَسَوِي، ابی اسحاق مُزَکِّي نیشابوری، ابی سهل صُعلوکِي نیشابوری و از او ابوبکر احمد بن علی بن خلف شیرازی، ابومحمد حسن بن محمد خلال، حافظ ابوعبدالله محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری، ابوالقاسم عبیدالله بن احمد أزهری، ابوالقاسم عبدالعزیز بن علی ازجی، ابوالقاسم علی تنوخی، ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن قشیری و جماعتی دیگر روایت کرده اند. ابوسعد خرگوشی در فقه بر مذهب امام شافعی و در کلام پیرو امام ابوالحسن اشعری بود، و فقه شافعی را در نزد ابی الحسن محمد بن علی بن حسن ماسرجسی از مشاهیر فقهای شافعیه متوفی سال 384 هجری قمری آموخت. وفات او را خطیب در تاریخ بغداد و سمعانی در کتاب الانساب در سال 406  و حاجی خلیفه در کتاب کشف الظنون به سال407 و ذهبی در ماه جمادی الأول سال 407 هجری قمری در نیشابور گفته اند، و بر جنازۀ او ابوعمر بسطامی نماز خوانده است. تالیفات موصوف همگی به زبان عربی بوده، و عبارت اند از: 1 – البشارة والنذارة. 2- تهذیب الاسرار فِي طبقات الأخیار. 3 – سیرالعباد والزهاد. 4 – شرف المصطفی که موضوع آن سیره پیامبر اسلام(ص) می باشد، و در هشت مجلد تالیف گردیده، و آن را نجم الدین محمود بن محمد بن علی راوندی از دانشمندان قرن ششم هجری قمری بفارسی ترجمه و آقای محمد روشن تصحیح نموده، و به سال 1361 خورشیدی در تهران به چاپ رسیده است. 5 – شرف النبوة. 6 – شعائر الصالحین. 7- لوامع. 8 – الاشاره والعباره. 9 – الفتوه. 10 – کتاب الزهد. 11 – تفسیری بزرگ بر قرآن کریم.

منابع و مآخذ:

1 - کشف الظنون جلد پنجم صفحه 503 تالیف مصطفی بن عبدالله حنفی مشهور به حاجی خلیفه – عربی.

2 - الانساب جلد دوم صفحه 351 تالیف امام ابی سعد عبدالکریم بن محمد تمیمی سمعانی – عربی.

3 – تاریخ بغداد جلد دوازدهم صفحه 188 تالیف حافظ ابی بکر احمد بن علی خطیب بغدادی – عربی.

4 – سیر أعلام النبلاء – جلد سوم – صفحه1171 و 1172 – به شماره 3788 – طبقه بیست و دوم – تالیف امام ذهبِي – عربی.

5 – سایت ویکی فقه دانشنامه حوزوی به نقل از دائرة المعارف بزرگ اسلامی به شماره 7003 . فارسی.

 أبوسعد محمد بن یحیی شافعِي نیشابورِي:  

   إمام علامه  شیخ شافعیه أبوسعد محمد بن یحیی بن أبِي منصور نیشابورِي ملقب به محی الدین فقیه شافعِي از یاران  إمام غزالِي و أبِي المظفر أحمد بن محمد خوافِي بوده است. مولد او به سال 476 هجری قمری به ناحیت نیشابور بود. و از نصر الله بن أحمد خشنامِي، عبدالغفار بن محمد شَیرَوِي، أبِي حامد أحمد بن علِي بن عَبدُوس الحذَاء حافظ أبِي الفتیان عمر بن أبِي الحسن رَؤاسِي، إسماعیل بن أبِي عبدالرحمن بحیرِي و جماعتِي دیگر حدیث روایت نموده، و از او سمعانِي و پسرش و منصور بن أبِي الحسن طبرِي و فقیه یحیی بن ربیع بن سلیمان واسطِي و دیگران روایت کرده اند.

  ابن خلکان در وصف او گوید: استاد متاخرین و یگانه آنان در علم و زهد بود. فقه از حجت الاسلام ابی حامد غزالی وابی المظفر احمد بن محمد خوافی فرا گرفت، به نظامیه نیشابور تدریس می کرد سپس به هرات باز به مدرسه نظامیه درس گفت، و به رمضان سال548 هجری قمری که ترکان غز به آن وقت بر نیشابور مستولی شدند، او را بگرفتند و دهان او به خاک بینباشتند، تا این که بدرود حیات گفت.  جماعتی از علماء از جمله أبوالحسن علِي بن أبوالقاسم بیهقِي و أفضل الدین إبراهیم بن علِي خاقانِي او را رثا گفتند.

   حاجی خلیفه در کتاب کشف الظنون می نویسد: کتب ذیل از تالیفات وی می باشد: 1 - المحیط فی شرح الوسیط. 2 – ألانتصاف فِي مسائل الخلاف. 3 – تعلیقی در خلاقیات.

منابع و مآخذ:

1 – سیر اعلام النبلاء – جلد چهارم – صفحه 384 و 385 – به شماره 5020 – طبقه بیست و هفتم – تالیف امام ذهبی – عربی

2 – کشف الظنون – جلد ششم – صفحه 73 – تالیف حاجی خلیفه – عربی.

3 - لغت نامه دهخدا جلد اول صفحه 683 تالیف علامه دهخدا – فارسی.

۱۳۹۹ اسفند ۷, پنجشنبه

أم إسحاق دختر طلحه تَیمِي قُرشِي:

 أم إسحاق دختر طلحه تَیمِي قُرشِي:ام اسحاق دختر طلحه بن عبیدالله تیمِي قرشِي یکی از عشره مبشره می باشد، و مادرش ام حارث جرباء دختر قسامه بن حنظله بن وهب بن قیس بن عبید بن طریف بن مالک بن جدعاء از قبیله طئ بوده است.  موصوفه از زیباترین، صاحب جمال ترین و خوش خلق ترین زنان روزگار خود بود، و در اول او را إمام حسن بن علی رضی الله تعالی عنهما به همسری خود درآورد، که برای او طلحه، حسین أثرم، فاطمه و ابوبکر را زائید، و پس از رحلت امام حسن(رض) طبق وصیتش که گفت: برادرم از این زن راضی هستم، نگذار که او از خانه های تان خارج شود، ام اسحاق را امام حسین بن علی رضی الله تعالی عنهما به همسری گرفت،  که برای او دختری بنام فاطمه و پسری بنام عبدالله را بدنیا آورد. می گویند: ام اسحاق در معرکه کربلاء حضور داشته و جزء اسیران نیز بوده است. ام اسحاق بعد از شهات امام حسین(رض)  با عبدالله بن محمد بن أبِي عتیق بکری تیمی قرشی از نوادگان حضرت ابوبکر صدیق(رض) ازدواج کرد که از ایشان فرزندی بنام امیه زاده شد، او همچنین با عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن ازدواج کرد، که برای او نیز دختری بنام آمنه آورد.  أم إسحاق از پدرش طلحه بن عبیدالله (رض) حدیث روایت نموده، و از او معاویه بن إسحاق بن طلحه بن عبیدالله تیمِي قرشِي و موسی بن طلحه بن عبیدالله تیمی قرشی روایت کرده اند.

    در کتاب طبقات در باره فرزندان امام حسن آمده است: طلحه که مادرش ام اسحاق دختر طلحه بن عبیدالله بن عثمان تیمی است و از طلحه نسلی باقی نمانده است. همچنین در باره فرزندان امام حسین آمده است: فاطمه که مادرش ام اسحاق دختر طلحه بن عبیدالله بن عثمان بن عمرو بن کعب بن سعد بن تیم بن مره است.

    دهخدا در لغت نامه اش به نقل از کتاب المعرب جوالیقی می نویسد: طلحه بن حسن بن علی معروف به طلحةالخیر یکی از بخشندگان مشهور است و نیز آورده است که فاطمه دختر حسین بن علی بن ابی طالب از ام اسحاق دختر طلحه بن عبیدالله تیمی زاده شده است.

منابع و مآخذ:

1 - طبقات ابن سعد - جلد سوم - صفحه 184 - جلد پنجم - صفحه 2 و 53

2 – الأغانِي – جلد 21 – صفحه 78

2 - لغت نامه دهخدا - جلد دهم - صفحه 15500 - جلد یازدهم به نقل از خیرات حسان اعتمادالسلطانه صفحه 5

3 – سایت موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوی – مقاله ام اسحاق بنت طلحه.

4 – سایت اسلام کونست – مقاله ام اسحاق مادر فاطمه بنت الحسین – کد بایگانی 103746

5 – سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه – مقاله ام اسحاق بنت طلحه – تاریخ نشر 15/ 7/ 1396 خورشیدی.

  یوسُف بن عبدالعزیز لخمِي أندِي أندلُسِي مالکِي معروف به ابن دباغ: امام حافظ أبوالولید یوسف بن عبدالعزیز بن یوسف بن عمر بن فِیرُه لخمِي أ...