۱۳۹۷ اسفند ۸, چهارشنبه

مُوسَی بن مَسعُود نَهدِي بَصرِي

حافظ أبوحُذَیفه مُوسَی بن مَسعود نَهدِي بَصرِي محدثی صدوق، مشهور و شخصیتی ادیب بوده، و در حدود سال 130 هجری قمری متولد گردیده است. و نَهدِي به فتح سین و سکون هاء نسبت وی به نَهد بن زید بن لیث از قبیله قُضَاعه می باشد. سفیان ثورِي زمانی که به بصره آمد، با مادر أبوحذیفه موسی بن مسعود نهدِي ازدواج کرد، و همیشه موسی بن مسعود را کمک می نمود، و او بیشترین روایت را از سفیان ثوری دارد. موسی بن مسعود نهدِي در ماه جمادی الآخر سال 220 هجری قمری در بصره وفات یافت.(3، 6 و8)
   موصوف از إبراهیم بن طَهمان هروِي، أیمَن بن نابِل مَکِي، بُهلُول بن عمرو کوفِي معروف به مَجنون، زائِده بن قُدامه، زُهَیر بن محمد تَیمِي، سُفیان ثورِي، شِبل بن عَبَّاد مَکِي، عباس بن طلحه أنصارِي، عَبدربه بن عطاء الله قرشِي، عِکرمه بن عَمَّار یَمامِي، محمد بن عبدالرحمن بن مُجَبِّر، هیثم بن جَهم مُؤذن پدر عثمان بن هیثم و عده أی دیگری حدیث روایت نموده، و از او بخارِي، أبومسلم إبراهیم بن عبدالله کَجِّي، إبراهیم بن مَرزوق بصرِي ساکن مصر، أحمد بن سعید دارمِي، أحمد بن محمد بن شَبویه مَروزِي، أحمد بن محمد بن مُعَلَّی آدمِي، أحمد بن یونس ضَبِي، إسماعیل بن عبدالله اصفهانِي معروف به سَمّویه، حسن بن عَرَفه، حسن بن علِي خَلال، حَفص بن عمر بن صَباح رَقِّي، حَمَّاد بن إسحاق بن إسماعیل بن حَماد بن زید، أبوخَیثَمه زُهَیر ابن حرب، عَبد بن حُمَید، علِي بن عبدالعزیز بغوِي هروِي، أبوحاتم محمد بن إدریس رازِي، محمد بن إسحاق بن صَبَّاح، محمد بن حسن بن کَیسان مِصِّيصِي، محمد بن حسن نسائِي، محمد بن داود سمنانِي، محمد بن زکریا قرشِي اصفهانِي، محمد بن زکریا غَلابِي بَصرِي، محمد بن غالب بن حرب تَمتام، أبوموسی محمد بن مثنی، أبوالأحوص محمد بن هیثم قاضِي، محمد بن یحیی ذُهلِي، موسی بن سعید دَندَانِي، یعقوب بن سُفیان فارسِي، یعقوب بن شیبه سدوسِي و تعدادی دیگر روایت کرده اند. احادیث او را أبوداود، ترمذِي و ابن ماجه نیز در کتب شان آورده اند.(1)
   أبوبکر أثرَم می گوید: برای أبِي عبدالله أحمد بن حنبل گفتم: آیا أبوحُذَیفه موسی بن مسعود نهدِي از اهل صدق است؟ گفت: بلی. إبراهیم بن یعقوب جوزجانِي می گوید: از أحمد بن حنبل شنیدم، که می گفت: سفیانی که أبوحذیفه موسی بن مسعود از وی حدیث می گوید، سفیان ثوری نیست که مردم از وی حدیث می گویند. سعید بن عثمان دارمِي می گوید: برای یحیی بن معین گفتم: أبوحذیفه چطور است: گفت: او مثل ایشان می باشد، یعنی مثل عبدالرزاق، قَبِيصه، یَعلَی و عبیدالله در روایت از سفیان. أحمد بن محمد بن قاسم بن مُحرِز می گوید: از یحیی بن معین درباره أبِي حذیفه موسی بن مسعود سوال گردید، گفت: او از اهل دروغ نیست. برای یحیی گفته شد، که بُندار می گوید: او ضعیف است، یحیی بن معین گفت: او از بُندار بهتر است. بُندار می گوید: موسی بن مسعود ضعیف الحدیث است، از وی بسیار نوشتم، و بعد او را ترک کردم. عِجلِي می گوید: او ثقه و صدوق است. أبوحفص فلاس می گوید: کسی که بصیرت دارد، از او روایت نمی کند. ترمذِي او را ضعیف الحدیث گفته است. گفته شده است که أبوحذیفه معلم بوده است. ابن قانع می گوید: در او ضعف است. ابوعبدالله حاکم او را کثیرالوهم و سیئ الحفظ گفته است.(2)
   در کتاب أسامِي من روی عنهم محمد بن إسماعیل البخارِي تالیف إمام حافظ أبِي أحمد عبدالله بن عدِي جُرجانِي آمده است: أبوحذیفه موسی بن مسعود بصرِي نَهدِي از اصحاب متأخر ثورِي بوده است.(10)
   إمام أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي در کتاب الجرح والتعدیل آورده است: از پدرم راجع به أبوحذیفه موسی بن مسعود نهدِي سوال کردم، گفت: صدوق بوده، و در روایت از سفیان ثورِي معروف است، سفیان در بصره در منزل مردی بود، و ابوحذیفه نیز به همراه ایشان بود، و سفیان او را در برآورده شدن احتیاجاتش کمک می کرد، اما او گاهی در روایاتش تصحیف می نمود، ابوحذیفه از سفیان چند ده هزار حدیث روایت نموده، که در بعضی از آنها اشکالاتی است. عبدالرحمن بن أبِي حاتم می گوید: از پدرم راجع به مؤمل بن إسماعیل و ابوحذیفه سوال گردید، پدرم گفت: در کتب ایشان خطاهای بسیاری است، اما خطاهای ابوحذیفه کمتر است.(4)
   إمام أبوحاتم محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات موسی بن مسعود نهدِي را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبوحذیفه موسی بن مسعود نَهدِي از جمله اتباع تابعین و از اهالی بصره بوده، و گاهی در روایاتش خطاء می کرده است، وی در سال 220 هجری قمری درگذشت.(5)
   محمد بن سعد کاتب واقدی در کتاب طبقات می نویسد: أبوحذیفه موسی بن مسود نَهدِي محدثی پر حدیث و انشاء الله مورد اعتماد بوده است، او روایات را از عکرمه بن عمار و زهیر بن محمد و سفیان ثورِي به صورت نیکو و پسندیده نقل می کرده است. می گویند: سفیان ثورِي هنگامی که به بصره آمده است، با مادر ابوحذیفه ازدواج کرده است. ابوحذیفه در بصره به سال 220 هجری قمری درگذشته است.(7)
   إمام شهاب الدین ابن عماد حنبلی در کتاب شذرات الذهب آورده است: أبوحذیفه موسی بن مسعود نهدِي بصرِي مؤدب در ماه جمادِي الآخر سال 220 هجری قمری وفات یافت. در المغنی آمده است: أبوحذیفه موسی بن مسعود نهدِي صدوق، مشهور و از شیوخ بخارِي بوده است.(9)
    وفات ابوحذیفه موسی بن مسعود نهدِي را بخارِي در ماه جمادی الآخر سال 220 هجری قمری گفته است. بعضی از مورخین می گویند: او در سال 221 هجری قمری وفات یافت، و عمر او در هنگام وفات 92 سال بوده است.(1 و 2)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد بیست و نهم – از صفحه 145 الی صفحه 149 – به شماره 6300 – تالیف حافظ جمال الدین مزی – عربی.
2 – تهذیب التهذیب – جلد پنجم – صفحه 561 و 562 – به شماره 8237 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانِي – عربی.
3 – تاریخ کبیر – جلد هفتم – قسم اول از جزء چهارم - صفحه 295 – به شماره 1260 – تالیف امام محمد بن إسماعیل بخاری – عربی.
4 – الجرح والتعدیل – جلد هشتم – صفحه 188 – به شماره 14030/ 723 – تالیف أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي – عربی.
5 – تقریب الثقات – صفحه 1207 – به شماره 14286 – تالیف امام محمد بن حبان بستی – عربی.
6 – سیر اعلام النبلاء – جلد دوم – صفحه 943 – به شماره 1561 – طبقه دهم – تالیف امام شمس الدین ذهبِي – عربی.
7 – طبقات ابن سعد – جلد هفتم – صفحه 313 و 314 – تالیف محمد بن سعد – ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی – فارسی.
8 – طبقات خلیفه بن خیاط – صفحه 228 – تالیف خلیفه بن خیاط عصفرِي – عربی.
9 – شذرات الذهب – جلد دوم – صفحه 149 – حوادث سال 220 هجری قمری – تالیف شهاب الدین ابن عماد حنبلِي – عربی.
10 – أسامِي من روی عنهم محمد بن إسماعیل البخاری – صفحه 207 به شماره 250 – تالیف أبِي أحمد عبدالله بن عدِي جرجانِي – عربی.

۱۳۹۷ اسفند ۷, سه‌شنبه

مُحَمَّد بن عَبدِالرَّحمن بن نَوفَل قُرَشِي أسَدِي مَدَنِي

إمام أبوالأسوَد محمد بن عبدالرحمن بن نَوفَل بن أسوَد بن نَوفَل بن خُوَیلِد بن أسَد بن عَبدِالعُزَّی بن قُصَيّ قُرَشِي أسَدِي مَدَنِي معروف به یتیم عَروَه بن زُبَیر از ثقات علماء و از صغار تابعین بوده، و در مدینه و مصر زندگی نموده است، و چنانکه عبدالله بن لَهِيعه ذکر کرده است، محمد بن عبدالرحمن بن نوفل در سال 136 هجری قمری به مصر رفت. کتاب المغازی عروه بن زبیر را از  محمد بن عبدالرحمن بن نوفل نقل کرده اند. پدر بزرگ محمد بن عبدالرحمن یعنی نَوفَل یکی از سابقه داران به اسلام و از جمله مهاجران به حبشه بود، و در آن سرزمین وفات یافت، و پدرش عبدالرحمن از جملۀ صغار صحابه بوده، و به همراه عبدالله بن زبیر در تهاجم حجاج بن یوسف ثقفِي به شهادت رسید، و کفالت و حضانت پسر خود محمد را به عروه بن زبیر أسدِي سفارش کرد، و عروه عهدۀ دار محمد گردید، بدین جهت محمد بن عبدالرحمن بن نوفل به یتیم عروه شهرت یافت.  در تاریخ وفات موصوف اختلاف است، اما ذهبی و واقدی می گویند: محمد بن عبدالرحمن بن نوفل در سال یکصد و سی و چندم هجری قمری در پایان حکوت امویان در مصر وفات یافته است. (1، 3، 6 و 7)
   موصوف از أسماء دختر أبوبکر صدیق، بُکَیر بن عبدالله بن أشج قرشِي، حبیب مولای عروه بن زبیر أسدِي، دره دختر مُعاذ، رفاعه بن عوف أنصارِي، زید بن ثابت زرقِي، سالم بن عبدالله بن عمر عدوِي، أبِي عبدالله سالم مولای شَداد، سعد بن أبِي وقاص زهرِي، سعد بن طریف مري، سُلیمان بن یسار هلالِي، أم المؤمنین سوده دختر زمعه قرشیه، ضحاک بن قیس الأکبر، أم المؤمنین عائشه دختر أبِي بکر صدیق، عامر بن سعد بن مالک قرشِي، عامر بن عبدالله بن زبیر بن عوام قرشِي، عباد بن تمیم مازنِي، عبدالله بن أرقم قرشِي، عبدالله بن رافع مخزومِي، أبوسلمه عبدالله بن عبدالرحمن بن عوف زهرِي، عبدالله بن کَیسان قرشِي مولای أسماء، عبدالرحمن بن سعد مدنِي، عبدالرحمن بن سعدالمقعد، عبدالرحمن بن قاسم بن محمد بن أبِي بکر صدیق، عبدالرحمن بن هُرمُز أعرج، عبیدالله بن عبدالله بن عمر عدوِي، عُبید بن أُمّ کِلاب، عروه بن زبیر بن عوام أسدِي، عروه بن مغیره بن شعبه ثقفِي، عِکرمه مولای ابن عباس، علِي بن حسین بن علِي بن أبِي طالب، عمر بن عبدالعزیز، فاطمه دختر منذر أسدیه، قاسم بن محمد بن أبِي بکر صدیق، مجاهد بن جبر قرشِي، محمد بن عبدالرحمن بن ثوبان قرشِي، محمد بن عبدالرحمن بن لَبِيد، محمد بن مسلم بن عبیدالله بن عبدالله بن شهاب زهرِي، نافع بن جبیر نوفلِي، نافع مولای ابن عمر، نُعمان بن أبِي عَیَّاش زُرَقِي، یحیی بن نَضر أنصارِي، یزید بن عبدالله بن خصیفه کندِي، یونس بن میسره حمیرِي و عده أی دیگر حدیث روایت نموده، و از او أسامه بن زید لَیثِي، أبوضَمَّره أنس بن عِیاض لَیثِي، إسحاق بن حازم الزیات، بکیر بن عبدالله بن أشج قرشِي، جعفر بن ربیعه بن شرحبیل بن حسنه قرشِي، حَیوه بن شُرَیح تجیبِي، سعید بن أبِي أیوب، سعید بن أبِي هلال لیثِي، سعید بن مقلاص خزاعِي، سفیان بن سعید ثورِي، سلام بن سلیمان مزنِي، شُعبه بن حجاج، عبدالله بن لَهِيعه بن عقبه حضرمِي، عبدالله بن محمد بن سمعان أسلمِي، أبوشُرَیح عبدالرحمن بن شُرَیح بن عبیدالله معافرِي، عبیدالله بن أبِي جعفر یسار مصرِي، عمرو بن حارث بن یعقوب أنصارِي، لیث بن سعد بن عبدالرحمن فهمِي، مالک بن أنس بن مالک أصبحِي، محمد بن إسحاق بن یسار بن خیار قرشِي، محمد بن مسلم بن عبیدالله بن عبدالله بن شِهاب زُهرِي، مسلمه بن عبدالله بن عروه بن زبیر قرشِي، مُصعب بن ثابت بن عبدالله بن زبیر أسدِي، موسی بن یعقوب بن عبدالله زمعِي، میمون بن یحیی بن أسلم قرشِي، نافع بن ثابت بن عبدالله بن زبیر أسدِي، هِشام بن عروه بن زبیر أسدِي، یحیی بن أیوب مصرِي، یحیی بن أبِي کثیر طائِي، یحیی بن سعید أنصارِي، یزید بن عبدالله بن قُسِيط و تعدادی دیگر روایت کرده اند.(1 و 9)
   أحمد بن شعیب نسائی او را ثقه گفته است. أبوحفص عمر بن احمد بن عثمان مرورودِي معروف به ابن شاهین او را در شمار ثقات آورده است. أحمد بن صالح مصرِي می گوید: او فردی ثابت و صاحب شأن است، و ذکر وی را آورده است. ابن عبدالبر أندلسِي می گوید: أبوالأسود  محمد بن عبدالرحمن بن نوفل در آنچه نقل کرده، ثقه و حجت است، و او از بزرگان محدثین مصر می باشد.(2 و 9)
   إمام أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي در کتاب الجرح والتعدیل آورده است: أبوالأسود محمد بن عبدالرحمن بن نوفل قرشِي أسدِي در آخر سلطنت بنِي أمیه در مصر درگذشت، از پدرم دربارۀ وی سوال گردید، گفت: ثقه است.((5)
   إمام أبوحاتم محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات محمد بن عبدالرحمن بن نوفل را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبوالأسوَد محمد بن عبدالرحمن بن نوفل بن أسود بن نَوفَل بن خُوَیلِد بن عبدالعزی قُرَشِي أسدِي معروف به یتیم عُروَه بن زُبَیر از اتباع تابعین بوده، و در سال 127 هجری قمری وفات یافته است.(4)
   محمد بن سعد کاتب واقدِي در کتاب طبقات می نویسد: أبوالأسود یتیم عروه، نام او محمد و نسبش چنین است: محمد بن عبدالرحمن بن نوفل بن اسود بن نوفل بن خویلد بن اسد بن عبدالعزی بن قُصی. مادرش کنیزی است. محمد بن عبدالرحمن این فرزندان را آورده است: عبدالرحمن، أم کثیر، ام حکیم، أم عبدالله، ام زبیر و مادر شان کنیزی است. أبوالأسود در پایان حکومت امویان درگذشته است. او محدثی مورد اعتماد و کم حدیث بوده، و از او نسلی باقی نمانده است. نیای او اسود بن نوفل بن خویلد از مهاجران به حبشه است، که در آن سرزمین درگذشته است. أبوالأسود از مالک بن انس و جز او روایت کرده است.(8)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد بیست و پنجم – صفحه 645، 646، 647 و 648 – به شماره 5411 – تالیف حافظ جمال الدین مزی – عربی.
2 – تهذیب التهذیب – جلد پنجم – صفحه 184 – به شماره 7200 – تالیف ابن حجر عسقلانِي – عربی.
3 – تاریخ کبیر – جلد اول – قسم اول - صفحه 145 – به شماره 435 – تالیف محمد بن إسماعیل بخاری – عربی.
4 – تقریب الثقات – صفحه 1090 – به شماره 12751 – تالیف إمام أبوحاتم محمد بن حبان بستِي – عربی.
5 – الجرح والتعدیل – جلد هفتم – صفحه 429 – به شماره 13278/ 1735 – تالیف أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي – عربی.
6 – تاریخ خلیفه بن خیاط – صفحه 399 – تالیف خلیفه بن خیاط عصفرِي – عربی.
7 – سیر اعلام النبلاء – جلد دوم – صفحه 212 – به شماره 897 – طبقه چهارم – تالیف امام شمس الدین ذهبی – عربی.
8 – طبقات – جلد ششم – صفحه 161 – تالیف محمد بن سعد کاتب واقدی – ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی – فارسی.
9 – موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوِي – عربی.

۱۳۹۷ اسفند ۶, دوشنبه

عَمرُو بن حَارِث أنصَارِي سَعدِي مِصرِي مدَنِي

علامه حافظ أبوأُمَیَّه عَمرُو بن حَارِث بن یَعقُوب بن عبدالله بن أشَج أنصَارِي سَعدِي مِصرِي مَدنِي غلام آزاد کردۀ شده قیس بن سَعد بن عُباده أنصارِي ساعدِي، مدنِي الأصل و شخصیتی ثابت، عالم، فصیح، أدیب، شاعر، خطیب، ریاضِي دان، مفسر، محدث، قارِي، فقیه و مفتی دیار مصر بوده است. جد وی یعقوب بن عبدالله بن أشج مدنِي از مدینه به مصر رفت، و عمرو بن حارث در سال 90 هجری قمری مطابق به سال 709 میلادی در زمان خلافت ولید بن عبدالملک خلیفه اموِي در سرزمین مصر متولد گردید، او معلم فرزندان صالح بن علی بن عبدالله بن عباس هاشمی والی مصر از طرف أبِي العباس عبدالله بن محمد معروف به سفاح خلیفه عباسی بود، و در ماه شوال سال 148 هجری قمری مطابق سال 765 میلادی در اول زمان خلافت أبوجعفر منصور دوانِيقِي خلیفه عباسی به عمر پنجاه و هشت سالگی در مصر وفات یافت.(1 ،5 ، 6 و 12)
   موصوف از إسماعیل بن إبراهیم أنصارِي مِصرِي، أیوب بن موسی قرشِي، بکر بن سَوَاده جُذامِي، أبا عبدالله بُکیر بن عبدالله بن أشج مخزومِي، ثابت بن میمون، أبِي علِي ثُمامه بن شُفَيّ هَمدانِي، جعفر بن ربیعه، جُلاح أبِي کثیر، پدرش حارث بن یعقوب، حَبَّان بن واسع بن حبان أنصارِي، دَرَّاج أبِي السَّمح، ربیع بن سَبرَه بن معبد جُهَنِي، ربیعه بن أبِي عبدالرحمن، زید بن أسلم، زید بن أبِي أنِيسه، سالم أبِي  النضر، سالم الفَرَّاء، سعید بن حارث أنصارِي، سعید بن أبِي هلال، سلیمان بن زیاد حَضرمِي، سلیمان بن عبدالرحمن دمشقِي کبیر، عامر بن یحیی مَعافرِي، عَبَّاد بن سالم تُجیبِي، عبدالله بن سعید بن أبِي هند، عبدالله بن أبِي مُلَیکه، عبدربه بن سعید أنصارِي، عبدالرحمن بن أبِي عمرو حجازِي، عبدالرحمن بن قاسم بن محمد بن أبِي بکر صدیق، عَبدَه بن أبِي لُبابه، عبیدالله بن أبِي جعفر، أبِي سَوِيَّه عُبید بن سَوِيَّه، عثمان بن عبدالرحمن، عطاء بن دینار، عُمَاره بن غَزِيَّه مازنِي، عُمر بن سائب، عمرو بن دینار، عمرو بن شعیب، قَتاده بن دِعامه، کَثِير بن فَرقد، کعب بن علقمه تَنُوخِي، أبِي الأسود محمد بن عبدالرحمن بن نَوفل یتیم عروه، أبابکرمحمد بن مسلم بن شهاب زُهرِي، محمد بن مُنکدر، منذر بن عبید مدنِي، موسی بن جُبیر، هشام بن عُروه، هشام بن أبِي رُقَیَّه لَخمِي، یحیی بن سعید أنصارِي، یحیی بن میمون حضرمِي، أبورجاء یزید بن أبِي حبیب أزدِي، یزید بن عبدالله بن قُسَیط، یونس بن یزید أیلِي، أبِي حمزه بن سُلَیم، أبِي زبیر مکِي، أبِي عُشَّانه مَعافرِي، أبِي یونس مولای أبِي هریره و عده أی دیگر حدیث روایت نموده، و از وی أسامه بن زید لَیثِي، بکر بن مُضَر، بُکیر بن عبدالله بن أشَج، رِشدِين بن سعد، صالح بن کَیسان، أبومحمد عبدالله بن وَهب بن مسلم قرشِي، قَتاده، أبوالحارث لَیث بن سَعد فَهمِي، أبوعبدالله مالک بن أنس أصبحِي، مجاهد بن جبر، محمد بن شعیب بن شابور شامِي، موسی بن أعین جزرِي، نافع بن یزید بن أیوب کلاعِي، یحیی بن أیوب و تعدادِي دیگر روایت کرده اند.(1، 6 و 7)
   أبوداود می گوید: از أحمد شنیدم، که می گفت: در بین ایشان یعنی اهالی مصر صحیح تر در روایت حدیث کسی از لیث و عمر بن حارث نمی باشد. إسحاق بن منصور به نقل از یحیی بن معین می گوید: أبوزرعه، عجلِي، نسائِي و دیگران او را ثقه گفته اند. یعقوب بن شیبه می گوید: یحیی بن معین او را جداً ثقه می دانست. عمرو بن سواد به نقل از ابن وَهب می گوید: از سیصد و هفتاد شیخ شنیدم، که می گفتند: من حافظ تر از عمرو بن حارث ندیدم.  حَرمله به نقل از ابن وهب می گوید: ما به واسطه أی چهار کس هدایت شدیم، که دو کس از ایشان در مصر و دو کس در مدینه می باشند، لیث بن سعد و عمرو بن حارث در مصر هستند، و مالک بن أنس و عبدالعزیز بن ماجِشون در مدینه می باشند، و اگر این ها نبودی ما گمراه بودیم. ذهبِي در جواب حرمله می گوید:  بلکه اگر خداوند ما را هدایت نکردِی ما گمراه بودیم. اللهم لو لا أنتَ مَا أهتَدَینَا. سعید بن عُفیر می گوید: مردم با عمرو بن حارث گفتگو می کردند، از او می پرسیدند، و از او روایت می کردند. مصعب بن عبدالله زُبیرِي می گوید: عمرو بن حارث را صالح بن عبدالله هاشمِي برای تربیت و آموزش فرزندانش از مدینه به مصر فرستاد. عباس دُورِي به نقل از یحیی بن معین می گوید: عمرو بن حارث فرزندان صالح بن علِي هاشمِي را تعلیم می داد، در اول حالش از نظر امکانات بسیار خراب بود، اما وقتی تعلیم آنها را به عهده گرفت، حالش خوب شد، تا جائی که جامه های پر نقش و نگار ابریشمِي می پوشید. یحیی بن بکیر به نقل از لیث بن سعد می گوید: عمرو بن حارث را در حالی می دیدم، که تمام لباس های وی از پیراهن، رداء و ازار یک دینار ارزش نداشت، شب و روزها گذشت، زمانی او را دیدم، که لباس های رنگارنگ ابریشمی می پوشید، إنَّا للهِ وَ إنَّا إلَیهِ رَاجِعُون!  ابوبکر بن أبِي الدنیا می گوید: أبوزید نُمَیرِي از قول محمد بن منصور می گوید: عمرو بن حارث برایم گفت: دو نوع شرافت است، شرافت به واسطه علم، و شرافت به واسطه سلطان، اما شرافت بواسطه علم بهترین آنها است. علاء الدین أبوعبدالله مغلطای بن قلیچ بکجرِي حکرِي به نقل از موسی بن سلمه آورده است: وقتی که عمرو بن حارث از منزلش خارج می شد، مردم در صف ایستاده بودند، و از وی از فقه، حدیث، قرآن، فرائض(میراث) ادبیات عرب، شعر و حساب سوال می کردند. مغلطای به نقل از هارون بن عبدالله قاضِي می گوید: وقتی که صالح بن علی هاشمِي والی مصر شد، برای تعلیم فرزندش فضل در جستجوی آموزگاری بود، او را به عمرو بن حارث رهنمائی کردند، و بعد دارای مقام و حشمتی بلند گردید. امیر نصر ابن ماکولا می گوید: عمرو بن حارث مصرِي شخصیتِي أدیب، فصیح، قاری و مفتی بود، و در زمان أبورجاء یزید بن أبِي حبیب أزدِي مصرِي و أبوبکر عبیدالله بن أبِي جعفر مصرِي فتوی می داد. خطیب ابوبکر احمد بن علی بغدادِي می گوید: عمرو بن حارث شخصیتی فقیه، قارِي، مفتِي و ثقه بوده است.(2 و6)
   إمام أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي در کتاب الجرح والتعدیل آورده است: از پدرم دربارۀ أبِي أمیه عمرو بن حارث بن یعقوب مصرِي سوال گردید، گفت: موصوف حافظ ترین مردمان در روزگارش بود، و در زمانه وی او را در حفظ مانندی نبود. عبدالرحمن بن أبِي حاتم می گوید: از أبوزُرعه در بارۀ عمرو بن حارث سوال گردید، ابوزرعه گفت: او مصری ثقه است.(3)
   إمام محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات عمرو بن حارث را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبوأُمَیَّه عمرو بن حارث بن یعقوب از موالی انصار و از اتباع تابعین بوده، و او را در شمار مصریان آورده اند. موصوف تربیت کننده صالح بن علی، از حفاظ قابل اعتماد و مردی پرهیزگار و متدین بود، و در سال 147 یا 148 هجری قمری درگذشت.(4)
   ابن عساکر دمشقِي در تاریخ دمشق می نوبسد: أبوأمَیَّه عمرو بن حارث بن یعقوب بن عبدالله أنصاری فقیه مصرِي چنان که أبوعمر محمد بن یوسف بن یعقوب کندِي مصرِي در کتاب امراء مصرِي ذکر کرده است، از بزرگان هیئتی بود که برای بیعت به نزد یزید بن ولید معروف به یزید سوم خلیفه اموی رفتند، نامبرده نیز با صالح بن علی هاشمی در نبرد تابستانی وی به دمشق رفت. محمد بن عبدالله از یحیی بن بکیر روایت نموده، که گفت: به مدینه رفتم  و مالک را دیدم، برایم گفت: از کجا هستی؟ گفتم: از مصر. گفت: دُرَّ غواصان چه کار می کند؟ گفتم: دُرَّ غواصان کیست؟ گفت: عمرو بن حارث همان که دارای شان بلندی است. عمرو بن حارث همان که دارای شان بلندی است. عبدالرحمن از پدرش و او از سلیمان بن أشعث روایت نموده، که گفت: از أحمد بن حنبل شنیدم، که می گفت: در بین اهالی مصر صحیح الحدیث تر از لیث بن سعد و عمرو بن حارث کسی نیست.(7)
  محمد بن سعد کاتب واقدی در کتاب طبقات آورده است: عمرو بن حارث بن یعقوب آزاد کرد و وابستۀ انصار و انشاء الله ثقه بوده است، او به سال 147 یا 148 هجری قمری به روزگار حکومت ابوجعفر منصور دوانیقِي درگذشته است.(8)
  إمام مؤرخ و محدث أبِي سعید عبدالرحمن بن أحمد بن یونس صدفِي مصرِي در تاریخ المصریین می نویسد: أبوأمیه عمرو بن حارث بن یعقوب بن عبدالله أنصارِي مردی فقیه، ادیب، مفتی، عالم و آموزگار فرزند صالح بن علی هاشمِي بود. أحمد بن محمد بن سلامه به نقل از یحیی بن عثمان بن صالح و او از حارث بن عبدالرحمن بن عمرو بن حارث گفته است: موصوف در سال 94 هجری قمری متولد گردید، و در ماه شوال سال 148 هجری قمری وفات یافت.(10)
   عزالدین ابن اثیر در تاریخ کامل آورده است: أبوأمیه عمرو بن حارث بن یعقوب وابستۀ قیس بن سعد بن عباده در سال 148 هجری قمری مطابق سال  765 میلادی وفات یافت، او بسال 90 هجری قمری مطابق 709 میلادی زاده شده بود.(13)
  أمام شهاب الدین ابن عماد حنبلِي در کتاب شذرات الذهب می نویسد: عمرو بن حارث مصرِي فقیه در سال 148 هجری قمری وفات یافت، همان که ابن وهب درباره اش می گوید: من حافظ تر از او ندیدم، و او را در حفظ مانندی نیست.(11)
   یحیی بن بکیر می گوید: عمرو بن حارث در سال 91 یا 92 هجری قمری متولد گردیده است. سعید بن عفیر نیز ولادت او را در سال 92 هجری گفته است. ابونصر زادگاه او را در مصر گفته است. أبوحَسَّان زیادِي وفات او را در سال 147 هجری قمری گفته است. یعقوب بن شیبه می گوید: وفات او در سال 147 یا 148 هجری قمری بوده است. ابوعبید نیز می گوید: او در سال 147 یا 148 هجری قمری وفات یافته است. یحیی بن بکیر، سعید بن عفیر، أحمد بن صالح و دیگران وفات او را در سال 148 هجری قمری گفته اند.(1) أبوعمرو خلیفه بن خیاط عصفرِي در کتاب طبقات خود عمرو بن حارث را در طبقه سوم از تابعین اهالی مصر آورده، و می نویسد: عمرو بن حارث بن یعقوب مولای انصار بوده، و در سال 147 یا 148 هجری قمری وفات یافته است.(9) غلابی به نقل از یحیی بن معین می گوید: عمرو بن حارث در سال 149 هجری قمری وفات یافته است. أبوداود می گوید: وفات او در سن پنجاه و هشت سالگی بوده است.(1)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد بیست و یکم – از صفحه 570 الی صفحه 578 – به شماره 4341 – تالیف حافظ جمال الدین مزی – عربی.
2 – تهذیب التهذیب – جلد چهارم – صفحه 313 و 314 – به شماره 5870 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانی – عربی.
3 - الجرح والتعدیل – جلد ششم – صفحه 290 – به شماره 10502/ 1252 – تالیف عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي – عربی.
4 – تقریب الثقات – صفحه 922 – به شماره 10567 – تالیف إمام محمد بن حبان بستِي – عربی.
5 – تاریخ کبیر – جلد ششم – قسم دوم از جزء سوم – صفحه 320 و 321 – به شماره 2521 – تالیف إمام محمد بخارِي – عربِي.
6 – سیر اعلام النبلاء – جلد دوم – صفحه 291، 292 و 293 – به شماره 985 – طبقه پنجم – تالیف أمام شمس الدین ذهبی – عربی.
7 – تاریخ دمشق – جلد چهل و پنجم – از صفحه 455 الی صفحه 469 – به شماره 5324 – تالیف ابن عساکر دمشقِي – عربی.
8 – طبقات – جلد هفتم – صفحه 523 – تالیف محمد بن سعد کاتب واقدی – ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی – فارسی.
9 – طیقات خلیفه بن خیاط – صفحه 296 – طبقه سوم از تابعین اهل مصر – تالیف أبِي عمرو خلیفه بن خیاط عصفری – عربی.
10 - تاریخ المصریین – جلد اول – صفحه 370 و 371 – به شماره 1016 – تالیف أبِي سعید  ابن یونس صدفِي مصرِي – عربی.
11 – شذرات الذهب – جلد اول – صفحه 366 – حوادث سال 148 هجری قمری – تالیف شهاب الدین ابن عماد حنبلی – عربی.
12 – أعلام زرکلِي – جلد پنجم – صفحه 76 – حرف عین – تالیف خیرالدین زرکلی – عربی.
13 – تاریخ کامل – جلد هشتم – صفحه 3481 – حوادث سال 148 هجری قمری – تالیف عزالدین ابن اثیر – ترجمه دکتر سید حسین روحانی و حمید رضا آژیر – فارسی.

۱۳۹۷ اسفند ۳, جمعه

أحمَد بن عِیسَی مِصرِي عَسکَرِي تُستَرِي


إمام المحدث أبوعبدالله أحمد بن أبِي موسی عیسی بن حَسَّان مِصرِي عَسکَرِي معروف به ابن تُستَرِي در شوشتر، سامراء و مصر زندگی کرده است، و چون پدرش به تجارت در لباس ها و پارچه های تُستَرِي مصروفیت داشته، بدان جهت به ابن تَستَرِي معروف شده است. بعضی هم می گویند: او اصالتاً از مردمان أهواز بوده است. و تستربه تاء مضمومه، سکون سین و فتح تاء دوم شهری در نزدیک أهواز است، که امروزه آن را شُوشتَر می گویند، و قبر براء بن عازب از اصحاب رسول الله(ص) نیز در آن شهر است. و عسکرِي انتساب وی به شهر سامراء یا سرمن رأی شهری در وسط عراق در استان صلاح الدین می باشد، بدین جهت که دستور بنای آن را معتصم خلیفه عباسی داده، و آن را پایتخت و مقر نظامی و عسکری خویش ساخته بود، شهر مذکور را به نام سازندۀ آن عسکر المعتصم نیز می گویند، که لقب امام حسن عسکرِي نیز از این شهر گرفته شده است. أحمد بن عیسی مصرِي در ماه صفر سال 243 هجری قمری در شهر سامراء درگذشت.(2، 6، 8 ، 10 ،11 و 14)
    موصوف از إبراهیم بن أبِي حَیَّه یسع مکِي، أزهر بن سَعد سَمَّان بصرِي، أیوب بن محمد وزان، بِشر بن بکر تَنَیسِي، خیران بن علاء کلبِي، رِشدِين بن سعد مهرِي، ضِمام بن إسماعیل بن مالک مرادِي، عبدالله بن وَهب بن منبه أنباوِي، عبدالله بن وهب بن مسلم قرشِي، عبیدالله بن عبدالله عبادانِي (آبادانِي)، عمرو بن حارث بن یعقوب بن عبدالله أنصارِي، کثیر بن عبید بن نمیر مذحجِي، محمد بن إسماعیل بن أبِي فُدَیک، مُفَضَّل بن فَضَالَه قتبانِي، مُؤَمَّل بن عبدالرحمن ثقفِي، یَغنَم بن سالم بن قَنبَر بصرِي مولای حضرت علِي کرم الله وجهه و عده أی دیگر حدیث روایت نموده، و از او محمد بن إسماعیل بُخارِي، مُسلم بن حجاج نیشابورِي، أحمد بن شعیب نَسائِي، محمد بن یزید بن ماجَه قزوینِي، إبراهیم بن إسحاق حربِي، أحمد بن إبراهیم دَورقِي، أحمد بن بشر مرثدِي، أحمد بن عبدالله بن شهاب عُکبَرِي، أبوبکر أحمد بن علِي بن سعید بن إبراهیم أموِي قاضِي مَروزِي، أبویعلَی أحمد بن علِي بن مُثَنَّی مَوصلِي، أحمد بن محمد بن حنبل شیبانِي، أحمد بن محمد بن سُلَیمان فأفاء عَلَّاف، أحمد بن یوسف بن تمیم بصرِي، إدریس بن عبدالکریم حداد، إسحاق بن إبراهیم دبرِي، إسحاق بن حسن حربِي، إسماعیل بن إسحاق قاضِي، إسماعیل بن فضل بلخِي، جعفر بن محمد بن حسن فِریابِي قاضِي، جعفر بن هاشم بن یحیی عَسکرِي، حرب بن إسماعیل کرمانِي، حسن بن سُفیان شیبانِي، حسن بن علی بن شبیب مَعمَرِي، حسین بن محمد عجلِي، حنبل بن إسحاق بن حنبل شیبانِي، سعید بن عثمان أهوازِي، سلیمان بن أحمد طبرانِي، سمانه دختر حمدان أنباریه، عبدالله بن أحمد بن حنبل شیبانِي، عبدالله بن إسحاق مدائنِي، أبوشعیب عبدالله بن حسن بن أحمد بن أبِي شعیب حرانِي، عبدالله بن عبدالرحمن بن فضل دارمِي، أبوبکر عبدالله بن محمد بن أبِي الدنیا قرشِي، أبوالقاسم عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز بَغَوِي هروِي، عبدالله بن محمد بن ناجیه، عبدالله بن موسی بن أبِي عثمان دهقان، عبیدالله بن جعفر بن محمد بغدادِي، أبوزُرعه عبیدالله بن عبدالکریم رازِي، علِي بن عبدالعزیز بن مرزبان بغوِي هروِي، علیل بن أحمد مصرِي، عمر بن أیوب سقطِي، عمر بن أبِي معاذ نمیرِي، عمران بن موسی جرجانِي، قاسم بن زکریا بن یحیی مطرز، محمد بن إبراهیم بن أبان سراج، أبوحاتم محمد بن إدریس رازِي، محمد بن أیوب بن سنان بجلِي، محمد بن أیوب بن یحیی بن ضُرَیس رازِي، أبوبکر محمد بن جعفر بن محمد بن أعین بغدادِي، محمد بن رجاء بن سندِي خراسانِي، محمد بن روح قنطرِي، محمد بن عثمان بن أبِي شیبه، محمد بن فضل سقطِي، محمد بن محمد بن رجاء أسفراینِي، محمد بن محمد بن سلیمان باغندِي، محمد بن موسی بن یونس وراق، محمد بن یحیی بن منذر بصرِي، محمد بن یعقوب بن فَرَجِي صوفِي رَملِي، محمد بن یوسف ضبِي، محمود بن محمد واسطِي، معاذ بن مثنی عنبرِي، موسی بن هارون بغدادِي، نصر بن داود صاغانِي، یوسف ین یعقوب قاضِي و تعدادی دیگر روایت کرده اند.(1 و 13)
   أبوعُبَید آجُرِي می گوید: از أبوداود دربارۀ أحمد بن عیسی مصرِي سوال کردم، گفت: از یحیی ابن مَعِين شنیدم، که سوگند یاد کرد، که او دروغگو است.(9)
    أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي می گوید: از پدرم در بارۀ أحمد بن عیسی مصرِي سوال گردید، گفت: مردم در باره اش حرف می زنند.(5)
   إمام محمد بن إسماعیل بخاری در تاریخ کبیر از أبوعبدالله أحمد بن عیسی تسترِي یادآوری نموده، و می نویسد: موصوف از ابن وهب حدیث شنیده است.(3)
    إمام أبوحاتم محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات أحمد بن عیسی تسترِي را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبوعبدالله أحمد بن عیسی تُستَرِي از اتباع تابعین، شخصی قابل اعتماد و ساکن بغداد بوده، و در سال 243 هجری قمری وفات یافته است.(4)
   أبوبکر أحمد بن علِي خطیب بغدادِي در تاریخ بغداد می نویسد: أبوعبدالله أحمد بن عیسی مصرِي معروف به تُسترِي به بغداد آمده، و در این شهر از مُفَضَّل بن فَضَاله مِصرِي، ضِمام بن إسماعیل مَعَافرِي، رِشدین بن سَعد مَهرِي، عبدالله بن وَهب قُرشِي و أزهر بن سعد سمان حدیث روایت نموده است. خطیب می گوید: من برای کسانی که دربارۀ او حرف می زنند، دلیلی نیافتم، که حجت بر حدیث او را ترک کنم.(7)
   إمام أبوعبدالله شمس الدین ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء آورده است: إمام أبوعبدالله أحمد بن عیسی بن حسان مصرِي معروف به ابن تُستَرِي محدثِي صدوق بوده است. نسائِي و دیگران گفته اند: روایت از وی اشکالی ندارد. وی در سامراء در ماه صفر سال 243 هجری قمری وفات یافت. پدر  أحمد بن عیسی مصری در تستر مشغول تجارت بود، همان شهری که امروزه به آن شُوشتَر می گویند، بدین لحاظ معروف به ابن تُستَرِي شده است.(6)
   حافظ ابن حجر عسقلانِي در کتاب تهذیب التهذیب می نگارد: کسی أحمد بن عیسی مصرِي را متهم به وضع حدیث ننموده، و در احادیثش چیزِي از مناکیر نیز دیده نمی شود،  والله اعلم.  اکثر قریب به اتفاق مورخین وفات موصوف را در سال 243 هجری قمری آورده اند، اما  عبدالله بن إسحاق أنماطِي می گوید: نامبرده در سال 244 هجری قمری یافته است.(9)
   إمام شهاب الدین أبِي الفلاح عبدالحی بن أحمد بن محمد ابن عماد حنبلِي در کتاب شذرات الذهب می نویسد: أبوعبدالله أحمد بن عیسی مصرِي معروف به ابن تُستَرِي در سال 243 هجری قمرِي وفات یافت، او مدتی در بغداد سکونت کرد، و از ضمام بن إسماعیل و ابن وهب حدیث روایت نمود، احادیث او را شیخان، نسائِي و دیگران آورده اند. در المغنی آمده است: احادیث او به نقل از ابن وهب ثقه است، اما ابن معین او را دروغگو خوانده، و نسائِي می گوید: روایت از وی اشکالی ندارد.(12)
   أبوالقاسم بغوِي، أبوالحسین بن قانع و أبوسعید بن یونس می گویند: أحمد بن عیسی مصرِي در سال 243 هجری قمری وفات یافته است. و ابن قانع می گوید: وفات وی در سُرَّمَن رأی(سامراء) بوده است.(1)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد اول – از صفحه 417 الی صفحه 421 – به شماره 87 – تالیف حافظ جمال الدین مزی – عربی.
2 – أسامِي من روی عنهم محمد بن إسماعیل البخارِي – صفحه 75 – به شماره 4 – تالیف أبِي أحمد عبدالله بن عدی جرجانِي – عربی.
3 - تاریخ کبیر – جلد دوم – قسم دوم – صفحه 6 – تالیف امام محمد بن اسماعیل بخاری – عربی.
4 – تقریب الثقات – صفحه 191 – به شماره 863 – تالیف امام محمد بن حبان بستی – عربی.
5 – الجرح والتعدیل – جلد دوم – صفحه 21 و 22 – به شماره 109 – تالیف عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي – عربی.
6 – سیر أعلام النبلاء – جلد سوم – صفحه 42 و 43 – به شماره 1987 – طبقه سیزدهم – تالیف امام شمس الدین ذهبی – عربی.
7 – تاریخ بغداد – جلد پنجم – از صفحه 450 الی صفحه 453 – به شماره 2292 – تالیف خطیب أحمد بن علی بغدادِي – عربی.
8 – الانساب – جلد اول – صفحه 465 – حرف تاء – تالیف امام أبوسعد عبدالکریم سمعانِي – عربی.
9 – تهذیب التهذیب – جلد اول – صفحه 109 – به شماره 115 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانِي – عربی.
10 – معجم البلدان – جلد دوم – صفحه 31 – حرف تاء – تالیف شیخ شهاب الدین أبِي عبدالله یاقوت حموِي رومِي بغدادِي – عربی.
11 – تاریخ المصریین – جلد اول – صفحه 18 – به شماره  44 – تالیفأبِي سعید عبدالرحمن بن احمد بن یونس صدفی مصری – عربی.
12 – شذرات الذهب – جلد دوم – صفحه 233 – حوادث سال 243 هجری قمری – تالیف شهاب الدین ابن عماد حنبلی – عربی.
13 – موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوِي – عربی.
14 – ویکیبیدیا الموسوعة الحرة( دائرة المعارف عربی) – آخرین تعدیل – 9 جنوری سال 2019 – ساعت 59/ 03 دقیقه – عربی.


۱۳۹۷ اسفند ۱, چهارشنبه

مُحَمَّد بن عَبدِالرَّحِیم قُرَشِي عَدَوِي عُمَرِي فَارسِي بَغدادِي


إمام أّبویحیی محمد بن عبدالرحیم بن أبِي زُهَیر قُرَشِي عَدَوِي عُمرِي فارسِي بَغدادِي ملقب به بَزَّاز(پارچه فروش) صاحب سَابَرِي و  معروف بن صاعِقَه فارسی الاصل، ساکن بغداد و غلام آزاد کرده شده أی فرزندان حضرت عمر فاروق(رض) بوده، و یکی از حفاظ قابل اعتماد می باشد.(2 و 7) و سَابَرِي به فتح سین، سکون الف و فتح باء نسبت آن به نوعی از جامه های بسیار لطیف و زیبا بوده، که آنها را خرید و فروش می کرده است.(7) نامبرده در سال 185 هجری قمری متولد گردیده، در شهر های فارس، بغداد و مکه مکرمه زندگی کرده، به کار خرید و فروش پارچه و لباس مصروفیت داشته، و در ماه شعبان سال 255 هجری قمری به عمر هفتاد سالگی درگذشته است.(2، 8 و 9)
   موصوف از إبراهیم بن مُنذِر حِزَامِي، إبراهیم بن مهدِي مصیصِي، أحمد بن إسحاق حضرمِي، أحمد بن عبدالله بن یونس تمیمِي، أحمد بن حنبل شیبانِي، إسحاق بن أبِي فروة فروِي، إسحاق بن منصور سلولِي، أبِي مَعمَر إسماعیل بن إبراهیم هُذَلِي، أبِي المُنذِر إسماعیل بن عمر واسطِي، أسود بن عامر شاذان، بشر بن موسی أسدِي، حَجَّاج بن محمد أعور، حَجَّاج بن مِنهال أنماطِي، حرمِي بن حفص بن عمر قسملِي، حسن بن بشر همدانِي، حسن بن عیسی ماسرجسِي، حسن بن موسی أشیب، حسین بن محمد مَرُّوذِي، أبِي عمر حفص بن عمر حَوضِي، حکم بن موسی بغدادِي، خالد بن خداش بن عجلان مهلبِي، خالد بن مخلد قطوانِي، خلف بن تمیم تمیمِي، داود بن رُشَید هاشمِي، رَوح بن عُباده قیسِي، رُوَیم بن یزید مُقرِئ، زکریا بن عَدِي تیمِي، سریج بن نعمان بن مروان جوهرِي، سُرَیج بن یونس بن إبراهیم مروروذِي، سعید بن ربیع حرشِي، سعید بن سلیمان واسطِي، سعید بن عبدالحمید أنصارِي، سعید بن منصور خراسانِي، سعید بن أبِي النضر بلخِي، سلیمان بن حرب بن بجیل واشحِي، سلیمان بن داود عتکِي، سلیمان بن داود قرشِي، سهل بن حماد عنقزِي، شَبابه بن سَوَّار فزارِي، شجاع بن ولید سکونِي، شیبان بن أبِي شیبه حبطِي، صدقه بن سابق صمدِي، طلق بن غنام نخعِي، أبِي عاصم ضَحَّاک بن مَخلد شیبانِي، عاصم بن عاصم بیهقِي، عاصم بن علی واسطِي، عَبَّاد بن موسی خُتُّلِي، عبدالرحمن بن إبراهیم دحیم قرشِي، عبدالرحمن بن مبارک عیشِي، عبدالله بن بکر باهلِي، عبدالله بن بکیر غنوِي، عبدالله بن رجاء غدانِّي، عبدالله بن صالح جهنِي، عبدالله بن عثمان عتکِي، عبدالله بن عمر تمیمِي، عبدالله بن مسلمه حارثِي، عبدالله بن وهب قرشِي، عبدالله بن یزید عدوِي، عبدالصمد بن نعمان بزاز، عبدالعزیز بن عبدالله أویسِي، عبدالغفار بن عبیدالله قرشِي، عبدالمتعال بن طالب ظفرِي، عبدالوهاب بن عطاء خَفَّاف، عبید بن جناد کلابِي، عبیدالله بن عمر بن میسره جشمِي، عبیدالله بن محمد تیمِي، عبیدالله بن موسی عبسِي، عتاب بن زیاد خراسانِي، عثمان بن عمر عبدِي، عفان بن مُسلم باهلِي، علِي بن بَحر بن بَرِّي قطان، علی بن ثابت کوفِي، علی بن حسن ذهلِي، علی بن مدینِي، عمرو بن حماد قناد، عمرو بن عاصم قیسِي، فضل بن دکین ملائِي، قُبَیصه بن عُقبه سوائِي، قره بن حبیب تسترِي، قیس بن حفص تمیمِي، کثیر بن هشام کلابِي، مالک بن إسماعیل نهدِي، مالک بن مِغوَل بجلِي، محرز بن عون هلالِي، محمد بن أبان بلخِي، محمد بن احمد مزکِي، محمد بن بکیر حضرمِي، محمد بن حکم أحول، محمد بن سابق تمیمِي، محمد بن عباد مکِي، محمد بن عبدالرحمن أنطاکِي، محمد بن عبدالله بن مثنی قرشِي، محمد بن عبدالله بن نمیر همدانِي، محمد بن عَرعَره قرشِي، محمد بن فضل سدوسِي، محمد بن مصعب قرقسانِي، محمد بن یحیی ذهلِي، مسلم بن إبراهیم فراهیدِي، مسلم بن عبدالرحمن جرمِي، معاویه بن عمرو أزدِي، معلی بن أسد عمِي، مُعَلَّی بن منصور رازِي، مغیره بن مسلم قسملِي، مکِي بن إبراهیم حنظلِي، منصور بن أبِي مزاحم أسدِي، أبِي سَلَمَه منصور بن سلمه خُزاعِي، موسی بن إسماعیل تبوذکِي، موسی بن داود ضبِي، موسی بن مسعود نهدِي، موسی بن هارون بنِي، هارون بن معروف مروزِي، هاشم بن قاسم لیثِي، هشام بن عبدالملک باهلِي، همام بن یحیی عوذِي، هوذه بن خلیفه ثقفِي، هیثم بن خارجه خراسانِي، ولید بن صالح ضبِي، یحیی بن إسحاق سَیلَحِينِي، یحیی بن حماد شیبانِي، یحیی بن معین، یزید بن هارون واسطِي، یعقوب بن إبراهیم بن سعد قرشِي، یعلی بن عبید طنافسِي، یونس بن محمد مؤدب، أبِي أحمد زُبیرِي و عده أی دیگر حدیث روایت نموده، و از او محمد بن إسماعیل بخارِي، أبوداود سجستانِي، محمد بن عیسی تَرمذِي، إبراهیم بن عبدالله بن مسلم کجِي، إبراهیم بن موسی بکرآبادِي، أحمد بن شعیب نسائِي، أحمد بن إبراهیم بغدادِي، أحمد بن سعید رباطِي، أحمد بن حنبل شیبانِي، أبویعلی أحمد بن علی بن مثنی موصلِي،  أحمد بن علی أبَّار، أحمد بن علِي بن حسین مدائنِي، أحمد بن عمرو شیبانِي، أحمد بن عمرو عتکِي، أحمد بن محمد بن سعید مروزِي، أحمد بن محمد بن سلامه طحاوِي، أحمد بن محمد بن عبدالله بن صدقه بغدادِي، أحمد بن یحیی تسترِي، إسحاق بن إبراهیم منجنیقِي، إسحاق بن عبدالله سلمِي، إسماعیل بن فضل بلخِي، جعفر بن أحمد قطان، حسن بن علِي معمرِي، حسین بن إسحاق تسترِي، قاضِي أبوعبدالله حسین بن إسماعیل مَحاملِي، زکریا بن یحیی سَجزِي، عباس بن حمدان حنفِي، عبدالله بن أحمد بن محمد بن حنبل شیبانِي، عبدالله بن أحمد أهوازِي، أبوبکر عبدالله بن أبِي داود سجستانِي، عبدالله بن علی بن جارود نیشابورِي، عبدالله بن أبِي الدنیا قرشِي، عبدالله بن محمد بن ناجیه، عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي، عبدالرحمن بن یوسف بن خِراش، علی بن إسماعیل شعیرِي، علی بن حسین نخعِي، علِي بن شعیب سمسار، علیک رازِي، عمر بن محمد همدانِي، قاسم بن زکریا مُطَرَّز، محمد بن إبراهیم أندلسِي، محمد بن أحمد فقیه، محمد بن إسحاق سراج، محمد بن إسحاق بن خزیمه سلمِي، محمد بن خلف محولِي، محمد بن رافع قشیرِي، محمد بن عبدالجبار سلمِي، محمد بن عبدالله بن حمدویه حاکم نیشابورِي، محمد بن نصر مروزِي، محمد بن هارون حضرمِي، محمد بن یحیی بغدادِي، محمد بن یحیی ذُهلِي، محمد بن یعقوب أموِي، محمود بن علی بن مالک شیبانِي، یحیی بن محمد بن صاعد، یعقوب بن سفیان فسوِي، یوسف بن عبدالهادی مقدسِي و جماعتی دیگر روایت کرده اند.(1 و 10)
    حافظ ابن حجر عسقلانِي می گوید: محمد بن عبدالرحیم بن أبِي زهیر عَدَوِي بغدادِي معروف به صاعقه  حافظی ثقه بوده، و از وی سی و شش حدیث روایت کرده اند. دارقطنِي می گوید: محمد بن عبدالرحیم بغدادِي ثقه و ثابت است.(6) یحیی بن محمد بن صاعد می گوید: برای ما أبویحیی ثَقة و أمین است. مسلمه بن قاسم أندلسِي او را ثقه خوانده است. أبوالعباس بن عُقدَه به نقل از حافظ نصر بن أحمد بن نصر کِندِي گفته است: محمد بن عبدالرحیم بغدادِي از اصحاب حدیث و از شخصیت های قابل اعتماد می باشد. محمد بن محمد بن داود کَرَجِي می گوید: محمد بن عبدالرحیم را به جهت حافظه خوبش صاعقه می گفتند، و او شغل بزازی(پارچه فروشی) داشته است. إسحاق بن إبراهیم غراب او را ثقه گفته است. محمد بن إسحاق ثقفِي سراج می گوید: محمد بن عبدالرحیم بزاز(پارچه فروش) غلام آزاد کرده شدۀ فرزندان حضرت عمر فاروق (رض) شخصی ثقه أی بود، و برایم گفت: من در سال 185 هجری قمری متولد گردیدم، و او در ماه شعبان سال 255 هجری قمری به عمر هفتاد سالگی وفات یافت.(5 و 6)
   إمام أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي در کتاب الجرح والتعدیل از أبویحیی محمد بن عبدالرحیم صاحب سَابَرِي معروف به صاعقه یادآوری نموده، و می نویسد: پدرم از وی در مکه به سال 242 هجری قمری حدیث نوشته است. عبدالرحمن بن أبِي حاتم می گوید: از پدرم راجع به وی سوال گردید، گفت: صدوق است.(3)
   إمام محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات محمد بن عبدالرحیم بغدادی را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبویحیی محمد بن عبدالرحیم بغدادِي همان که برایش صاعقه گفته می شد، از جمله اتباع تابعین و از موالی أبِي طالب بوده، و از حفاظ حدیث می باشد، موصوف در سال 255 هجری قمری وفات یافت.(4)
   إمام حافظ أبِي بکر أحمد بن علی بن ثابت خطیب بغدادِي در تاریخ بغداد می نویسد: أبویحیی محمد بن عبدالرحمن بن أبِي زهیر مولای فرزندان حضرت عمر فاروق(رض) معروف به صاعقه بوده، و اصالتاً فارسِي است. وی شخصیتی قابل اعتماد، ضابط، عالم و حافظ می باشد. محمد بن علی صبورِي از عبیدالله بن قاسم همدانِي و او از عبدالرحمن بن إسماعیل عروضِي و او از أبوعبدالرحمن أحمد بن شعیب نسائِي روایت نموده، که می گوید: محمد بن عبدالرحیم صاعقه بغدادِي ثقه است. إبراهیم بن عمر برمکِي از أحمد بن جعفر بن حَمدان و او از عبدالله بن أحمد بن حنبل روایت نموده، که می گوید: أبویحیی محمد بن عبدالرحیم صاعقه ثقه است.(5)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد بیست و ششم – از صفحه 5 الی صفحه 8 – به شماره 5417 – تالیف حافظ جمال الدین مزی – عربی.
2 – سیر أعلام النبلاء – جلد سوم – صفحه 119 – به شماره 2078 – طبقه چهاردهم – تالیف إمام أبوعبدالله شمس الدین ذهبی – عربی.
3 – الجرح والتعدیل – جلد هشتم – صفحه 12 و 13 – به شماره 13340/ 33 – تالیف أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي – عربی.
4 – تقریب الثقات – صفحه  1091 – به شماره 12764 – تالیف محمد بن حبان بستِي – عربی.
5 – تاریخ بغداد – جلد سوم – صفحه 130، 131 و 132 – تالیف حافظ أبِي بکر أحمد بن علی بن ثابت خطیب بغدادِي – عربی.
6 – تهذیب التهذیب – جلد پنجم – صفحه 186 و 187 – به شماره 7207 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانی – عربی.
7 – أسامِي من روِي عنهم محمد بن إسماعیل بخارِي – صفحه 179 و 180 – به شماره 200 – تالیف عبدالله بن عدِي جرجانِي – عربی.
8 – شذرات الذهب – جلد دوم – صفحه 275 – حوادث سال 255 – تالیف امام شهاب الدین ابن عماد حنبلِي – عربی.
9 – طبقات الحنابله – جلد اول – صفحه 305 و 306 – به شماره 428 – حرف میم – تالیف أبِي الحسین محمد بن أبِي یعلی – عربی.
10 – موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوِي – عربی.

۱۳۹۷ بهمن ۲۹, دوشنبه

عُثمَان بن أبِي شَیبَه عَبسِي کُوفِي


إمام حافظ بزرگ و مفسر قرآن أبوالحَسَن عُثمَان بن مُحَمَّد قاضِي بن أبِي شَیبَه إبراهیم بن عثمان بن خُوَاستَی عَبسِي کوفِي از موالی بوده، و معروف به عثمان بن أبِي شَیبَه می باشد.(2 و7) و عبسِي به فتح عین و سکون باء و کسر سین انتساب وی به عَبس بن بَغِيض بن رَیث بن غَطفان بن سعد بن قیس عیلان بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان است.(10) نامبرده در سال 156 هجری قمری مطابق سال 773 میلادی متولد گردیده، و در سوم ماه محرم سال 239 هجری قمری مطابق سال 853 میلادی وفات یافته است.(2، 3 و 12 ) وی از یک خانواده أی اهل علم و دانش و برادر أبِي بکر بن أبِي شَیبَه و قاسم بن أبِي شَیبَه بوده، که پدر ایشان محمد بن أبوشیبه إبراهیم نیز از جمله فقها و محدثین بوده است، چنان که از یحیی بن معین نقل کرده اند، که می گوید: من محمد بن إبراهیم بن عثمان را در بغداد دیدم، او مردی زیبا صورت، ثقه و زیرک و قاضی فارس بود، و در فارس به سال 182 هجری قمری به عمر 77 سالگی درگذشت. پدربزرگش أبوشیبه إبراهیم نیز ساکن واسط و قاضِي آن شهر بوده است. عثمان بن أبِي شیبه از برادرش أبِي بکر بزرگتر بوده است. نامبرده از کوفه به مکه، ری و بغداد سفر نمود، بسیار نوشت، مسندی را تصنیف کرد، قرآن کریم را تفسیر نمود، و در بغداد سکنی گزید.(1، 2 و 4)
   موصوف از أبِي إسماعیل إبراهیم بن سلیمان مُؤَدَّب، أحمد بن إسحاق حضرمِي، أحمد بن مُفَضَّل حَفَرِي، إسحاق بن منصور سَلُولِي، إسماعیل بن أبان وَرَّاق، إسماعیل بن عُلَیَّه، إسماعیل بن عَیَّاش، أسود بن عامر شاذان، بِشر بن مُفَضَّل، جریر بن عبدالحمید، حاتم بن إسماعیل مدنِي، حسین بن عیسی حنفِي، حسین بن محمد مَروَزِي، أبِي أسامه حَماد بن أسامه، حُمَید بن عبدالرحمن رُؤاسِي، زیاد بن ربیع یَحمدِي، زید بن حُباب، سُفیان بن عُیینه، أبِي خالد سُلیمان بن حَیَّان الأحمر، أبِي الأحوص سلام بن سُلَیم، شَبابه بن سَوَّار، شریک بن عبدالله، طلحه بن یحیی زُرَقِي أنصارِي، طَلق بن غَنَّام نَخَعِي، عبدالله بن إدریس، عبدالله بن مبارک، عبدالله بن نُمیر، عبدالحمید بن عبدالرحمن حِمَّانِي، عبدالرحمن بن مهدِي، عبدالسلام بن حرب، عَبده بن سلیمان، عبیدالله بن موسی، عبیدالله أشجَعِي، عَبِيدَه بن حُمید، عَفان بن مسلم، علِي بن ظَبیان، علِي بن مُسهِر، عمر بن سعد أبِي داود حَفَرِي، أبِي حفص عمر بن عبدالرحمن أبَّار، عمر بن عبید طنافسِي، عِمران بن عُیَینَه، غسان بن مُضر أزدِي، قاسم بن مالک مُزَنِي، قَبِيصه بن عُقبه، کثیر بن هِشام، محمد بن بشر عَبدِي، أبِي معاویه محمد بن خازم ضریر، محمد بن عبید طنافسِي، محمد بن أبِي عُبیده بن مَعن مَسعُودِي، محمد بن یزید واسطِي، مَخلَد بن یزید حرانِي، مُطَّلِب بن زیاد، مُعاویه بن هشام، هُشَیم بن بَشِير، وکیع بن جراح، ولید بن عقبه شیبانِي، یحیی بن آدم، یحیی بن أبِي بُکَیر، یحیی بن زکریا بن أبِي زائده، یحیی بن ضُرَیس رازِي، یحیی بن یَعلَی مُحاربِي، یحیی بن یمام، یزید بن هارون، یَعلَی بن عبید طنافسِي، یونس بن محمد مُؤَدَّب، یونس بن أبِي یَعفُور عَبدِي و عده أی دیگر حدیث روایت نموده، و از او بخارِي، مسلم، أبوداود، ابن ماجه، إبراهیم بن أسباط بن سَکَن بغدادِي، إبراهیم بن إسحاق حربِي، إبراهیم بن أبِي طالب نَیشابورِي، أحمد بن إبراهیم بن أیوب حورانِي، أحمد بن حسن بن عبدالجبار صُوفِي، أبوبکر أحمد بن علِي بن سعید مَروَزِي قاضِي، أبویَعلَی أحمد بن علِي بن مثنی مَوصلِي، إسحاق بن موسی بن عِمران إسفراینِي شافعِي، تمِيم بن محمد فارسِي، جعفر بن محمد بن حسن فِریابِي، حامد بن محمد بن شُعیب بَلخِي، حسین بن إدریس أنصارِي هروِي، حسین بن إسحاق تَستَرِي، حسین بن حُمَید بن ربیع لَخمِي، حمدان بن علی وَرَّاق، زکریا بن یحیی سجزِي، زیاد بن أیوب طُوسِي دلویه، ضحاک بن حسین أزدِي استرآبادِي، عبدالله بن أحمد بن حنبل، أبوبکر عبدالله بن محمد بن أبِي الدنیا، أبوالقاسم عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز بغوِي هروِي، أبوزُرعه عبیدالله بن عبدالکریم رازِي، عثمان بن خُرَزاذ أنطاکِي، عثمان بن یحیی آدمِي، علی بن أحمد بن نَضر أزدِي، علی بن سهل بن مغیره بَزَّاز، أبوالحسن محمد بن أحمد بن بَرَّاء عَبدِي، أبوحاتم محمد بن إدریس رازِي، محمد بن إسحاق ثقفِي سَرَّاج، محمد بن سعد کاتب واقدِي، پسرش محمد بن عثمان بن أبِي شیبه، محمد بن غالب بن حرب تَمتام، محمد بن محمد بن سلیمان باغندِي، محمد بن یحیی ذُهلِي و تعدادی دیگر روایت کرده اند.(1 و5)
   إمام أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازی در کتاب الجرح والتعدیل راجع به أبوالحسن عثمان بن محمد بن أبِي شیبه می نویسد: از پدرم راجع به أبوالحسن عثمان بن محمد بن أبِي شَیبَه سوال گردید، گفت: او از برادرش أبِي بکر بزرگتر بود، مگر اینکه أبِي بکر آنچه را می خواست تصنیف کرد، و عثمان نکرد. پدرم گفت: او صدوق است.(8)
   إمام محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات عثمان بن أبِي شَیبَه را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبوالحسن عثمان بن محمد بن أبِي شَیبَه عَبسِي از جمله اتباع تابعین و از اهالی کوفه بوده، و برادر أبِي بکر و قاسم پسران أبِي شیبه می باشد. موصوف در سال 239 هجری قمری درگذشت.(9)
   إمام حافظ أبِي بکر أحمد بن علِي بن ثابت خطیب بغدادِي در تاریخ بغداد آورده است: یعقوب بن شیبه می گوید: عثمان بن أبِي شیبه از اولاد أبِي سعد بوده، و همان است که سعد بن أبِي وَقَّاص(رض) برایش دعا کرد. أحمد بن محمد کاتب به نقل از محمد بن حُمید مُخرمِي می گوید: ابن حبان گفت: در نامه أی از پدرم که به خط خودش یافتم، به نقل از یحیی بن معین نوشته بود، که می گوید: پسران أبِي شیبه یعنی عثمان و عبدالله هر دوی شان ثقه و صدوق بودند، و در این باره در هیچ کدام از ایشان شکی نیست. علی بن حسین تَغلبِي به نقل از تمام بن محمد رازی و او از جعفر بن محمد بن جعفر کندِي و او از علی بن حمید جوزجانِي در أنطاکیه و او از فضلک رازِي روایت نموده، که گفت: از یحیی بن معین راجع به محمد بن حُمید رازِي سوال کردم، گفت: ثقه است. و باز از عثمان بن أبِي شیبه پرسیدم، گفت: ثقه است. گفتم: کدام یکی از ایشان بر تو محبوب تراند؟ ابن حمید یا عثمان! گفت: هر دوی آنها ثقه، امین و مامون هستند. حمزه بن محمد بن طاهر به نقل از ولید بن بکر و او از علی بن احمد بن زکریا و او از ابومسلم صالح بن أحمد عِجلِي روایت نموده، و می گوید: پدرم گفت: عبدالله بن محمد بن أبِي شیبه کوفِي ثقه است، و برادرش عثمان نیز کوفِي ثقه است. ابن فضل به نقل از جعفر خُلدِي و او ازمحمد بن عبدالله حضرمِي و او از قول عبید بن محمد بن خلف می گوید: سه روز از ماه محرم سال 239 هجری قمری باقی مانده بود، که عثمان بن أبِي شیبه عبسِي درگذشت.(11)
   حافظ ابن حجر عسقلانِي در کتاب تهذیب التهذیب می نویسد: سراج از قول محمد بن عثمان بن أبِي شیبه می گوید: پدرم در سال 156 هجری قمری متولد گردیده است. بخاری از وی 53 حدیث و مسلم 135 حدیث روایت کرده اند.(3)
   إمام أبوعبدالله شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان ذهبی در کتاب سیر أعلام النبلاء می نگارد: از إمام أحمد بن حنبل راجع به عثمان بن محمد بن أبِي شیبه عبسِي سوال گردید. او از وی به نیکوئی یاد کرد، و گفت: آنچه از وی می دانم، به جز خیر و نیکوئی چیز دیگری نیست.  مُطَیَّن می گوید: عثمان بن محمد بن أبِي شیبه عبسِي در سوم ماه محرم سال 239 هجری قمری وفات یافته است.(2)
   علامه دهخدا در لغت نامه اش می نویسد:  عثمان بن محمد بن أبِي شیبه کوفِي معروف به ابن أبِي شیبه و مکنی به ابوالحسن از حفاظ حدیث است. او راست: المسند والتفسیر. وی ثقه و امین بود، و به سال 156 هجری قمری متولد شد، و به سال 239 هجری قمری درگذشت.(13)
   حاجی خلیفه مصطفی بن عبدالله قسطنطنِي رومِي حنفِي در کتاب کشف الظنون کتب ذیل را در شمار تالیفات عثمان بن أبِي شیبه عبسِي آورده است: 1 – تفسیر قرآن کریم. 2 – کتاب السنن در فقه. 3 – کتاب العین. 4 – کتاب المسند در حدیث.(6)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد نوزدهم – از صفحه 478 الی صفحه 487 – به شماره 3857 – تالیف حافظ جمال الدین مزِي – عربی.
2 – سیراعلام النبلاء – جلد دوم – صفحه 1192 و 1193 – طبقه دوازدهم – تالیف إمام أبوعبدالله شمس الدین ذهبِي – عربی.
3 – تهذیب التهذیب – جلد چهارم – صفحه 94 و 95 – به شماره 52 94 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانِي – عربی.
4 – تاریخ کبیر – جلد ششم – قسم دوم از جزء سوم – صفحه 250 – به شماره 2308 – تالیف إمام محمد بخاری – عربی.
5 – أسامِي من روی عنهم محمد بن إسماعیل بخاری – صفحه 161 – به شماره 157 – تالیف أبِي أحمد عبدالله بن عدِي جرجانِي – عربی.
6 – کشف الظنون – جلد پنجم – صفحه 523 و 524 – تالیف حاجی خلیفه مصطفی بن عبدالله قسطنطنِي رومی حنفی – عربی.
7 – طبقات خلیفه – صفحه 173 – طبق یازدهم – تالیف أبِي عمرو خلیفه بن خیاط عصفرِي – عربی.
8 – الجرح والتعدیل – جلد ششم – صفحه 213 و 214 – به شماره10163/ 913 – تالیف إمام عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي – عربِي.
9 – تقریب الثقات – صفحه 842 – به شماره 9481 – تالیف إمام محمد بن حبان بستِي – عربی.

۱۳۹۷ بهمن ۲۷, شنبه

عَبدَه بن سُلَیمان کِلابِي کُوفِي

حافظ حجت و پیشوا أبومحمد عَبدَه بن سُلَیمان بن حاجب بن زُراره بن عبدالرحمن بن صُرَد بن سُمَیر بن مُلَیل بن عبدالله بن أبِي بکر بن کِلاب کِلابِي کُوفِي بوده، که از اجدادش صُرَد اسلام را درک نموده، و اسلام آورده است. و کِلابِي نسبت وی به کِلاب است، و کِلاب در انساب برادر رُؤاس از اولاد قَیس عَیلان می باشد. بعضی از مؤرخین اسم او را عبدالرحمن گفته اند، و می گویند: عبده لقب او است. نامبرده در کوفه زندگی می کرده است، و در روز سوم از  ماه رجب سال 188 هجری قمری در زمان خلافت هارون الرشید خلیفه عباسی در شهر کوفه وفات یافت، و بر پیکر او محمد بن ربیعه کلابِي یکی از اقاربش نماز جنازه خواند.(4 و 6)
    موصوف از إسماعیل بن أبِي خالد بجلِي، حارثه بن أبِي الرجال أنصارِي، حَجَّاج بن دینار أشجعِي، حسن بن صالح ثورِي، خالد بن أبِي کریمه اصفهانِي، زکریا بن أبِي زائده وادعِي، سالم بن عبدالواحد مرادِي، سعد بن سعید بن قیس أنصارِي، سعید بن أبِي عَرُوبه عدوِي، سُفیان بن سعید ثَورِي، سُلیمان بن مهران أعمش، شعبه بن حجاج بن ورد عتکِي، صالح بن صالح بن مسلم بن حَیَّ ثورِي، طلحه بن یحیی بن طلحه بن عبیدالله قرشِي، عاصم بن سلیمان أحول، عبدالله بن عبدالله عامرِي أصم، عبدالله بن عمر بن حفص بن عاصم بن عمر عدوِي، عبدالله بن عمران بن محمد عدوِي، عبدالله بن نمیر همدانِي، عبدالرحمن بن أبِي لیلی أنصارِي، عبدالرحمن بن زیاد بن أنعُم أفریقِي، عبدالرحمن بن قاسم بن محمد تیمِي، عبدالرحمن بن عبدالله بن عتبه مسعودِي، عبدالعزیز بن عمر بن عبدالعزیز بن مروان قرشِي، عبدالملک بن أبِي سلیمان، عبدالملک بن میسره فزارِي، عبیدالله بن عمر بن حفص بن عاصم بن عمر عدوِي، عتبه بن عبدالله بن عتبه بن عبدالله مسعودِي، عبید بن عمر بن عبدالعزیز، عثمان بن حکیم أوسِي، علِي بن صالح همدانِي، أبوإسحاق عمرو بن عبدالله بن عبید سبیعِي، عمرو بن میمون بن مِهران جزرِي، مُجالد بن سعید همدانِي، محرز بن عبدالله جزرِي، محمد بن إسحاق بن جعفر صاغانِي، محمد بن إسحاق بن یسار قرشِي، محمد بن خازم أعمی، محمد بن عمرو بن عَلقَمه لیثِي، محمد بن مُرَّه قرشِي، مسعر بن کدام عامرِي، منصور بن معتمر سلمِي، موسی بن مُسَیَّب ثقفِي، نَضر بن عَرَبِي، هشام بن عُروه بن زبیر أسدِي، وائل بن داود، یحیی بن سعید أنصارِي، یحیی بن یزید بن حیان تیمِي، یحیی بن عبدالله تیمِي، یزید بن زریع عیشِي، یوسف بن صهیب کندِي، أبِي جَناب کَلبِي و عده أی دیگر حدیث روایت نموده، و از او إبراهیم بن مُجشر بن معدان کاتب، إبراهیم بن موسی رازِي، أحمد بن محمد بن حنبل شیبانِي، أحمد بن منیع بن عبدالرحمن بغوِي هروِي، إسحاق بن إبراهیم بن حبیب بن شَهِيد شهیدِي، إسحاق بن إبراهیم بن عباد دبرِي، إسحاق بن أبِي إسرائیل مروزِي، إسحاق بن إسماعیل طالقانِي، إسحاق بن راهویه مروزِي، إسحاق بن موسی أنصارِي، أسد بن موسی بن إبراهیم أموِي، إسماعیل بن حفص أیلِي، بکر بن حماد بن سمک تاهرتِي، حسن بن إسماعیل مُجالدِي، حسن بن حماد ضبِي، حسن بن عرفه عبدِي، حسین بن یزید أنصارِي، حفص بن عبدالله حلوانِي، حماد بن أسامه بن زید قرشِي، داود بن حماد جرمِي، أبوخیثمه زُهیر بن حرب حرشِي، زهیر بن معاویه جعفِي، زیاد بن أیوب طوسِي، زیاد بن یحیی حسانِي، سریح بن یونس بن إبراهیم مروروذِي، سعید بن یحیی بن سعید أموِي، سفیان بن عیینه بن میمون هلالِي، سفیان بن وکیع بن جراح رؤاسِي، سهل بن صالح بن حکیم أنطاکِي، شجاع بن مَخلَد فلاس، صدقه بن فضل مروزِي، عبد بن حمید کشِي، عبدالله بن سعید کندِي، أبوسعید عبدالله بن سعید بن أشج، عبدالله بن عمر بن محمد بن أبان قرشِي، عبدالله بن عون هلالِي، أبوبکر عبدالله بن محمد بن أبِي شَیبَه عبسِي، عبدالله بن محمد بن ربیع عائذِي، عبدالله بن محمد بن رومِي یمامِي، عبدالله بن نمیر همدانِي، عثمان بن محمد بن أبِي شَیبَه عبسِي، أبوالشَعثاء علِي بن حسن بن سلیمان حَضرَمِي، علِي بن بحر بن برِي قطان، عمرو بن محمد ناقد، عمرو بن هاشم بیروتِي، قُتَیبه بن سعید بغلانِي، محمد بن أبان بَلخِي، محمد بن آدم مِصِّيصِي، محمد بن أیوب کلابِي، محمد بن حاتم بن یُونُس جَرجَرائِي، محمد بن حماد بن بکر مقرئ، أبوبکر محمد بن خَلَّاد باهِلِي، محمد بن رافع قشیرِي، محمد بن سعید اصفهانِي، محمد بن سلیمان أنبارِي، محمد بن سَوَّار بن راشد أزدِي، محمد بن سلام بِيکندِي، محمد بن صلت ثورِي، محمد بن طَریف بَجَلِي، محمد بن عبدالله بن نُمَیر همدانِي، أبوکُرَیب محمد بن عَلاء بن کریب همدانِي، محمد بن عیسی بن نجیح بغدادِي، محمد بن قدامه مصیصِي، محمد بن متوکل قرشِي، محمد بن مثنی عنزِي، محمد بن نصر مروزِي، مصرف بن عمرو یامِي، معمر بن مخلد جزرِي، موسی بن هارون بنِي، نُعَیم بن حَمَّاد مَروَزِي، هارون بن إسحاق هَمدانِي، هارون بن سلیمان سلمِي، هاشم بن قاسم لیثِي، هَنَّاد بن سَرِي تَمیمِي، یحیی بن آدم أموِي، یحیی بن طلحه یربوعِي، یحیی بن معین، یوسف بن بهلول تمیمِي، یوسف بن عَدِي و تعدادی دیگر روایت کرده اند.(1 و 9)
   صالح بن أحمد بن حنبل می گوید: از پدرم راجع به عبده بن سلیمان کلابِي کُوفِي سوال کردم؟ گفت: ثقه و ثقه می باشد، در اصلاح وجودش می کوشد، و در فقری شدید گرفتار است. عثمان بن سعید دارمِي می گوید: از یحیی بن معین سوال کردم، و گفتم: تو کدام یکی از این دو کس یعنی أبوأسامه و عبده بن سلیمان را بیشتر دوست داری؟ گفت: هردوی آن ها ثقه هستند. أحمد بن عبدالله عِجلِي می گوید: عبده بن سلیمان کوفِي مرد نیکوکاری است، و همیشه مشغول قرائت قرآن کریم می باشد. أبوحفص عمر بن شاهین او را در شمار ثقات آورده، و عثمان بن أبِي شیبه می گوید: او ثقه و صدوق بوده است. دارقطنی می گوید: نامبرده ثقه است. أحمد بن صالح جیلِي می گوید: ثقه و مرد نیکوکاری است. یحیی بن معین او را ثقه و ثابت گفته است.(1 و 9)
   إمام أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي می گوید: از پدرم و ابوزرعه سوال گردید، که کدام یکی از اینها یعنی  عبده بن سلیمان، یونس بن بکیر و سلمه بن فضل برای شما دوست داشتنی تر هستند؟ گفتند: عبده و بعد از او سلمه.(3)
   إمام محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات عبده بن سلیمان کلابِي کوفِي را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبومحمد عبده بن سلیمان کلابِي از اتباع تابعین و از اهالی کوفه بوده، و در سال 178 هجری قمری درگذشت، وی جداً شخصیتِي مستقیم الحدیث بود.(5)
   محمد بن سعد کاتب واقدِي در کتاب طبقات آورده است: عبدة بن سلیمان بن حاجب بن زرارة بن عبدالرحمن بن صُرَد بن سُمیر بن مُلَیل بن عبدالله بن أبِي بکر بن کلاب. از میان نیاکان او کسی که اسلام را درک کرده، و مسلمان شده صُرَد است. کنیۀ عبدة أبومحمد و نام اصلی او عبدالرحمن و ملقب به عبده بوده، و همین لقب بر او غلبه یافته، و مشهور به عبده شده است. او به روز سوم رجب سال 188 هجری قمری در زمان خلافت هارون الرشید خلیفه عباسی در شهر کوفه درگذشته است، و محمد بن ربیعه کلابِي بر پیکرش نماز گزارده است. عبده محدثی مورد اعتماد بوده است.(6)
   إمام شهاب الدین ابن عماد حنبلِي در کتاب شذرات الذهب می نویسد: أبومحمد عبده بن سلیمان کلابی کوفی در سال 188 هجری قمری وفات یافته است.(8)
   أبوالحسن مَیمُونِي به نقل از أحمد بن حنبل گفته است: من در سال188 هجری قمری به کوفه آمدم، و یک سال قبل از آمدنم در سال 187 هجری قمری عبده بن سلیمان کِلابِي کوفِي وفات یافته بود. محمد بن عبدالله بن نمیر می گوید: عبده بن سلیمان کلابِي کوفِي در ماه جمادی الاول سال  188 هجری قمری وفات یافته است.(7) بخارِي در کتاب تاریخ کبیر وفات موصوف را در سال 187 هجری قمری آورده است.(2)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد هژدهم – از صفحه 530 الی صفحه 534 – به شماره 3613 – تالیف حافظ جمال الدین مزِي – عربی.
2 – تاریخ کبیر – جلد ششم – صفحه 115 – به شماره 1879 – تالیف امام محمد بخاری – عربی.
3 – الجرح والتعدیل – جلد ششم – صفحه 106 و 107 – به شماره 9707/ 457 – تالیف امام عبدالرحمن بن ابی حاتم رازِي – عربی.
4 – سیر اعلام النبلاء – طبقه هفتم – تالیف امام أبوعبدالله شمس الدین ذهبی – عربی.
5 – تقریب الثقات – صفحه 806 – به شماره 9011 – تالیف امام محمد بن حبان بستِي – عربی.
6 – طبقات – جلد ششم – صفحه 849 – تالیف محمد بن سعد کاتب واقدِي – ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانِي – فارسی.
7 – تهذیب التهذیب – جلد سوم – صفحه 509 و 510 – به شماره 4993 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانِي – عربی.
8 – شذرات الذهب – جلد دوم – صفحه 14 – حوادث سال 188 هجری قمری – تالیف شهاب الدین ابن عماد حنبلِي – عربی.
9 – موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوی – عربی.

۱۳۹۷ بهمن ۲۶, جمعه

صَدَقَه بن فَضل مَروَزِي

إمام حافظ و پیشوا شیخ الإسلام أبوالفَضل صَدَقه بن فَضل مَروَزِي در حدود سال 150 هجری قمری متولد گردیده، و در آخر سال 223 هجری قمری وفات یافته است.(2) نامبرده از صاحبان علم، فضل و سنت بود، و او همان است که محله و خیابان صَدَقه در مَرو منتسب به او است.(4)
   موصوف از إسحاق بن یوسف بن مرداس أزرق، إسماعیل بن عُلَیَّه أسدِي، حَجَّاج بن محمد مصیصِي، حفص بن غِیاث، حماد بن أسامه بن زید قرشِي، سُفیان بن عُیَینه بن میمون هلالِي، أبِي خالد سُلَیمان بن حَیَّان أحمر، سلام بن نوح بن أبِي عطاء بصرِي، عبدالله بن رَجاء مکِي، عبدالله بن نمیر همدانِي، عبدالله بن وَهب، عبدالرحمن بن مَهدِي بن حسان عنبرِي، عبدالرزاق بن همام بن نافع حمیرِي، عَبدَه بن سُلَیمان کوفِي، فَضل بن موسی سِينانِي، محمد بن جعفر غُندَر، أبِي مُعاویه محمد بن خازِم ضَرِير، أبِي هَمَّام محمد بن زَبرِقان أهوازِي، محمد بن فضیل بن غزوان ضبِي، أبِي حمزه محمد بن مَیمون سُکرِي، محمد بن یحیی بن قیس سبئِي، مُعاذ بن مُعاذ عَنبرِي، معتمر بن سُلیمان، وکیع بن جراح رؤاسِي، ولید بن مُسلم قرشِي، یحیی بن سَعید بن فروخ قَطان، یزید بن هارون واسطِي، یوسُف بن أسباط و عده أی دیگر حدیث روایت نموده،
و از او محمد بن إسماعیل بخارِي، أحمد بن منصور بن راشِد مَروَزِي زاج، أحمد بن یوسف بن خالد أزدِي، أمیه بن عثمان دمشقِي، ظُلَیم بن حُطَیط أزدِي، أبوالغُشَیم، أبوسُلَیمان دَبُوسِي جَهضَمِي، أبومحمد عبدالله بن عبدالرحمن دارمِي، عبدالله بن یونس بن محمد اندلسِي، عبدالرحیم بن مُنِيب مَروَزِي، أبوقُدامه عُبَیدالله بن سعید سَرخسِي، حافظ عبیدالله بن واصِل بِيکَندِي بخارِي، قاسم بن سلام هروِي، محمد بن أحمد بن جُنید دَقاق، محمد بن إسحاق بن خزیمه سلمِي، محمد بن سلیمان بَغدادِي ساکن مرو، محمد بن ضوء بن منذر شیبانِي، أبومُوَجَّه محمد بن عمرو فَزارِي، محمد بن نَصر مَروَزِي فقیه، محمود بن آدم مَروزِي، یحیی بن زکریا بن عیسی مَروَزِي سُنِّي، یعقوب بن سُفیان فَسَوِي فارسِي و تعدادی دیگر روایت کرده اند.(1، 3 و9)
   علِي بن حسن بن عَبده به نقل از حاشد بن مالک بخارِي می گوید: از وَهب بن جریر شنیدم، که می گفت: خداوند إسحاق بن راهویه، صدقه و یَعمَر(بن بشر مروزی از یاران عبدالله بن مبارک) را پاداش دهد، که خیر ایشان به إسلام رسید، و آنها سنت را در مشرق زمین زنده کردند. أبوداود می گوید: از عباس بن عبدالعظیم عَنبرِي شنیدم، که می گفت: سه کس را دیدم، و آن ها را بین خود و خداوند حجت قرار دادم: أحمد بن حنبل، زید بن مبارک صَنعانِي و صدقه بن فضل. یعقوب بن سُفیان می گوید: از عباس بن عبدالعظیم عنبرِي شنیدم، که از أحمد بن حنبل در عراق، صدقه بن فضل در خراسان و زید بن مبارک در یمن یاد می کرد. أحمد بن شعیب نسائِي می گوید: او ثقه است. أبوبشر دولابِي  او را ثقه گفته،  و احمد بن سیار او را مدح کرده است.(6 و 7)
   إمام محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات صدقه بن فضل مروزِي را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبوالفضل صدقه بن فَضل مَروَزِي از اتباع تابعین و صاحب جدیث و سنت بوده است.(5)
   علامه دهخدا در لغت نامه اش آورده است: صدقه بن فضل مکنی به ابوالفضل مروزِي تابعی است.(10)
   إمام أبوعبدالله شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان ذهبِي در کتاب سیر أعلام النبلاء می نویسد: صدقه بن فضل مروزِي إمام، حجت و صاحب سنت بود، و او در مرو جایگاه إمام أحمد بن حنبل در بغداد را داشت. عباس بن ولید نَرسِي می گوید: ما می گفتیم: صدقه بن فضل در خراسان و أحمد ین حنبل در عراق مثل هم هستند. حافظ أبوالقاسم در کتاب – شیوخ النبل – وفات صدقه بن فضل را در آخر سال 223 هجری قمری آورده، اما تعداد دیگری وفات او را در سال 126 هجری قمری گفته اند.(2)
   إمام شهاب الدین ابن عماد حنبلِي در کتاب شذرات الذهب آورده است: أبوالفضل صدقه بن فضل مروزِي عالم و محدث اهل مرو در سال 223 هجری قمری وفات یافت.(8)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد سیزدهم – صفحه 144، 145 و 146 – به شماره 2867 – تالیف حافظ جمال الدین مزِي – عربی.
2 – سیر أعلام النبلاء – جلد دوم – صفحه1061 و 1062 – به شماره 1705 – طبقه دوازدهم – تالیف إمام شمس الدین ذهبِي – عربی.
3 – تاریخ کبیر – جلد چهارم – قسم دوم از جزء دوم - صفحه 298 – به شماره 2896 – تالیف امام محمد بن إسماعیل بخاری – عربی.
4 – معجم البلدان – جلد سوم – صفحه 397 – حرف صاد – تالیف إمام شهاب الدین أبِي عبدالله یاقوت بن عبدالله حموِي – عربِي.
5 – تقریب الثقات – صفحه 617 – به شماره 6653 – تالیف إمام محمد بن حبان بستِي – عربی.
6 – تهذیب التهذیب – جلد دوم – صفحه 542 و 543 – به شماره 3395 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانی – عربی.
7 – الجرح والتعدیل – جلد چهارم – صفحه 402 و 403 – به شماره 7025/ 1906 – تالیف إمام عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي – عربی.
8 – شذرات الذهب – جلد دوم – صفحه 152 – حوادث سال 223 هجری قمری – تالیف  امام شهاب الدین ابن عماد حنبلِي - عربی.
9 – موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوِي – عربی.
10 – لغت نامه دهخدا – جلد دهم – صفحه 14900 – حرف صاد – تالیف علامه علی اکبر دهخدا – فارسی.

عبدالله بن وَهب قُرَشِي فِهرِي مِصرِي مالکِي

إمام شیخ الإسلام حافظ أبومحمد عبدالله بن وَهب بن مُسلم قُرشِي فِهرِي مِصرِي مالکِي مولای یزید بن رُمَّانه قرشِي یا مولای أبِي عبدالرحمن یزید بن أنَیس فِهرِي از فقهای مذهب مالکی در عهد خلفای عباسی می باشد. نامبرده شخصیتی پرهیزگار، از ائمه فقهاء، محدث، فقیه و مفتی سرزمین مصر و از اصحاب امام مالک بوده است. عبدالله بن وهب مصرِي در ماه ذی القعده سال 125 هجری قمری مطابق سال 743 میلادی در شهر فسطاط مصر متولد گردید، در هفده سالگی به طلب علم برآمد، زیاد تر از بیست سال با إمام مالک یکجا بود، و إمام مالک او را بسیار دوست داشت، و قدر می کرد، و او یکی از ناشرین مذهب مالکی در مصر و شمال افریقا بوده است. وی از حدود چهارصد شیخ از شیوخ مصر، حجاز و عراق حدیث شنید، و در روز یکشنبه چهار روز باقِي مانده از ماه شعبان سال 197 هجری قمری مطابق سال 813 میلادی به عمر هفتاد و دو سالگی در مصر درگذشت، و از وی کتب و آثاری نیز باقی مانده است.(8، 12 و 15)
     موصوف  از إبراهیم بن سعد زهرِي، إبراهیم بن طهمان بن شعبه هروِي، إبراهیم بن نَشِيط بن یوسف وَعلانِي، أجلج بن عبدالله بن حسان کندِي، إدریس بن یحیی خولانِي، أسامه بن زید بن أسلم عدوِي، أسامه بن زید لیثِي، إسحاق بن طلحه بن عبیدالله قرشِي، إسماعیل بن علیه أسدِي، إسماعیل بن عیاش بن سلیم عنسِي، إسماعیل بن یسع قاضِي، أفلح بن حُمَید بن نافع أنصارِي، أبِي ضَمره أنس بن عِیاض بن ضمره لیثِي، أیوب بن سعد مصرِي، بشر بن بکر بجلِي، بکر بن سواده جذامِي، بکر بن مضر بن محمد قرشِي، بکیر بن عبدالله بن أشج قرشِي، ثَوَابه بن مسعود تَنُوخِي، جابر بن إسماعیل حضرمِي، جامع بن شداد محاربِي، جریر بن حازم بصرِي، جریر بن عبدالحمید ضبِي، جعفر بن ربیعه قرشِي، حاتم بن إسماعیل حارثِي، حجاج بن صفوان مدنِي، حارث بن أبِي ذباب دوسِي، حارث بن عمیر بصرِي، حارث بن یزید حضرمِي، حرمله بن إیاس شیبانِي، حَرمله بن عِمران تُجِيبِي، حفص بن مَیسَره صَنعانِي، حماد بن زید أزدِي، أبِي صَخر حمید بن زیاد مدنِي، حمید بن عبدالرحمن رؤاسِي، أبِي هانِي حمید بن هانئ خَولانِي، حمزه بن عبدالواحد قرشِي، حنظله بن أبِي سفیان جُمَحِي، حَیوه بن شُرَیح تجیبِي،، حُیَيّ بن عبدالله مَعَافرِي، خالد الحذاء، خالد بن حمید مَهرِي، خالد بن سلیمان حضرمِي، خلاد بن هلال تمیمِي، خلیل بن مُرَّه، داود بن شابور مکِي، داود بن صالح تمار، داود بن عبدالرحمن عَطَّار، داود بن قیس فَرَّاء، رجاء بن أبِي عطاء مؤذن، زَمعه بن صالح یمانِي، زهیر بن معاویه جعفِي، زید بن أسلم قرشِي، زید بن حُباب بن ریان تمیمِي، سالم بن أبِي أمیه قرشِي، سالم بن غَیلان تُجِیبِي، سَبرَه بن عبدالعزیز بن ربیع بن سبره جهنِي، سرِي بن یحیی شیبانِي، سعد بن طارق أشجعِي، سعد بن عبدالکریم غندجانِي، سعید بن أبِي عروبه عدوِي، سعید بن أبِي أیوب، سعید بن عبدالله جُهَنِّي، سعید بن عبدالرحمن بن أبِي العَمیاء مِصرِي، سعید بن عبدالرحمن جُمَحِي، سعید بن مقلاص خزاعِي، سُفیان بن سعید ثورِي، سفیان بن عُیَینَه هلالِي، سلمه بن وَردان لیثِي، سلیمان بن بلال قرشِي، سلیمان بن داود خولانِي، سلیمان بن داود بن جارود طیالسِي، سلیمان بن زیاد حضرِي، سلیمان بن قاسم بن عبدالرحمن إسکندرانِي، سلیمان بن کیسان تمیمِي، سلیمان بن موسی قرشِي، أبِي المثنی سلیمان بن یزید کعبِي، سهل بن أبِي أمامه أنصارِي، أبِي السَمحاء سهیل بن حَسَّان اصفهانِي ساکن مصر، شبیب بن سعید حَبَطِي، ضَحاک بن عثمان حِزامِي، ضمام بن إسماعیل مرادِي، طلحه بن أبِي سعید إسکندرانِي، طلحه بن عمرو حضرمِي مکِي، عاصم بن حکیم بصرِي، عاصم بن عبدالله قعنبِي، عاصم بن عمر عمرِي، عبدالله بن زیاد بن سَمعان،  عبدالله بن أبِي بکر أنصارِي، عبدالله بن أبِي الریان، عبدالله بن أسود قرشِي، عبدالله بن سمح سهمِي، عبدالله بن محمد بن سمعان أسلمِي، أبِي خُزَیمه عبدالله بن طَرِيف مصرِي، عبدالله بن عبدالرحمن نوفلِي، عبدالله بن عکرمه مخزومِي، عبدالله بن عمر بن قاسم نمیرِي، عبدالله بن عمر بن حفص عمرِي عدوِي، عبدالله بن لَهِيعَه حضرمِي، عبدالله بن مُسَیب مصرِي، عبدالله بن نافع مخزومِي، عبدالله بن یزید عدوِي، عبدالله بن یزید قرشِي، عبدالله بن یعقوب بن إسحاق مدنِي، عبدالأعلی بن حجاج حمیرِي، عبدالأعلی بن عبدالله بن أبِي فَروة أموِي مدنِي، عبدالجبار بن عمر أیلِي، عبدالجلیل بن حمید یَحصِبِي، عبدالحمید بن جعفر أنصارِي، عبدالرحمن بن أبِي بکر مُلَیکِي، عبدالرحمن بن حارث بن عَیَّاش بن أبِي ربیعه مخزومِي، عبدالرحمن بن أبِي الزناد قرشِي، عبدالرحمن بن زیاد بن أنعُم أفرِيقِي، عبدالرحمن بن زید بن أسلم،  عبدالرحمن بن سعد مدنِي، عبدالرحمن بن سلیمان حَجرِي، أبِي شُرَیح عبدالرحمن بن شُرَیح معافرِي، عبدالرحمن بن شماسه مهرِي، عبدالرحمن بن عمرو أوزاعِي، عبدالرحمن بن مَهدِي عنبرِي، عبدالرحمن بن میسره حضرمِي، عبدالعزیز بن أبِي حازم مخزومِي، عبدالعزیز بن ربیع جهنِي، عبدالعزیز بن عبدالله بن أبِي سَلَمه ماجِشون، عبدالعزیز بن محمد دَراوَردِي، عبدالعزیز بن مسلم قسملِي، عبدالملک بن عبدالعزیز بن جُریج مکِي، عبدالملک بن محمد بن أبِي بکر حزمِي، عبدالوهاب بن عبدالمجید ثقفِي، عبیدالله بن عمر بن حفص بن عاصم بن عمر عدوِي، عتبه بن أبِي حکیم شعبانِي، عثمان بن حکم جُذامِي، عثمان بن عطاء خراسانِي، عروه بن زبیر بن عوام أسدِي، عطاف بن خالد أیلِي، عقبه بن نافع معافرِي، عماره بن غزیه بن حارث أنصارِي،  عمر بن صالح رعینِي، عمر بن طلحه بن علقمه لیثِي، عمر بن قیس مکِي، عمر بن مالک شَرعَبِي، عمر بن محمد بن زید عُمَرِي، عمران بن أبِي أنس قرشِي، عمرو بن حارث مصرِي، عمرو بن ربیع بن طارق هلالِي، عمرو بن خالد بن فروخ حرانِي، عمرو بن قیس بن ثور کندِي، عمرو بن مالک همدانِي، عمیره بن أبِي ناجیه رعینِي، عنبسه بن خالد بن یزید قرشِي، عیاش بن عُقبه حَضرمِي، عیاض بن عبدالله فِهرِي، عیسی بن یونس بن عمرو سبیعِي، غوث بن سلیمان حضرمِي، فُلَیح بن سلیمان مدنِي، قُرَّه بن عبدالرحمن بن حَیوَئِيل معافرِي، قریش بن حَیَّان عِجلِي، قیس بن حجاج حمیرِي، کثیر بن عبدالله بن عمرو بن عَوف مُزَنِي، لیث بن خالد بلخِي، لَیث بن سَعد بن عبدالرحمن فهمِي، ماضِي بن محمد غافقِي، مالک بن أنس بن مالک أصبحِي، مالک بن أنس کوفِي، مالک بن خیر زیادِي، محمد بن جعفر بن أبِي کثیر أنصارِي، محمد بن خلاد إسکندرانِي، محمد بن دینار أزدِي، محمد بن سلیم راسبِي، محمد بن عبدالرحمن بن أبِي ذِئب عامرِي، محمد بن عبدالله بن عمرو قرشِي، محمد بن عجلان قرشِي، محمد بن عمرو یافعِي، محمد بن کعب بن سلیم قرظِي، محمد بن کناسه أسدِي، محمد بن متوکل قرشِي، محمد بن مسلم بن تدرس قرشِي، محمد بن مسلم بن شونیز، محمد بن مسلم بن عبیدالله زهرِي، محمد بن منکدر بن عبدالله قرشِي، محمد بن أبِي فدیک دیلِي، محمد بن أبِي یحیی أسلَمِي، مَخرَمه بن بُکَیر بن عبدالله بن أشج قرشِي، مخلد بن خالد بن یزید شعیرِي، مسلم بن خالد زَنجِي، مسلمه بن علِي خُشَنِّي، معاویه بن صالح حضرمِي، معروف بن سُوید جُذامِي، معمر بن أبِي عمرو أزدِي، مغیره بن عبدالرحمن حزامِي، منذر بن عبدالله حِزامِي، موسی بن شَیبَه حضرمِي،  موسی بن عقبه قرشِي، موسی بن علِي بن رَباح لَخمِي، میمون بن یحیی قرشِي، ناجیه بن بکر بن سواده، نافع بن یزید کلاعِي، هشام بن سعد قرشِي، هشام بن یوسف أبناوِي، واقد بن سلامه مدنِي، ولید بن مغیره معافرِي، یحیی بن أزهر مصرِي، یحیی بن أیوب مصرِي، یحیی بن صالح بن متوکل طائِي، یحیی بن طلحه قرشِي، یحیی بن عبدالله بن سالم عمرِي، یحیی بن منصور، یزید بن عبدالله بن أسامه بن هاد لیثِي، یزید بن قیس أزدِي، یزید بن یونس أیلِي، یعقوب بن عبدالرحمن قارئ، یوسف بن طهمان مدنِي، یونس بن أبِي إسحاق سبیعِي، یونس بن عبید عبدِي، یونس بن محمد بن مسلم مؤدب، یونس بن یزید أیلِي و تعدادی دیگر حدیث روایت نموده، و از او إبراهیم بن حجاج بن زید سامِي، إبراهیم بن خالد بن أبِي الیمان کلبِي، إبراهیم بن منذر حزامِي، إبراهیم بن منقذ عصفرِي، إبراهیم بن موسی تمیمِي، أحمد بن خالد وهبِي، أحمد بن سعید بن بشر بن عبیدالله قرطبِي، أحمد بن سعید بن عروه صفار، أحمد بن داود قیروانِي، أحمد بن سعید همدانِي، أحمد بن سلیمان بغدادِي، أحمد بن شبویه خزاعِي، أحمد بن شعیب نسائِي، أحمد بن صالح مصرِي، برادرزاده اش أحمد بن عبدالرحمن بن وَهب بن مسلم قرشِي، أحمد بن عبدالله بن میمون غطفانِي، أحمد بن عبدالمؤمن صدفِي، أحمد بن عمرو شیبانِي، أبوطاهر أحمد بن عمرو بن عبدالله بن عمرو بن سَرح قرشِي، أحمد بن عیسی بن حسان مصرِي، أحمد بن قاسم بن حارث قرشِي، أحمد بن محمد بن حنبل شیبانِي، أحمد بن محمد بن عبدالرحمن بغوِي هروِي، أحمد بن یحیی بن إسحاق حلوانِي، أحمد بن یحیی بن وزیر بن سلیمان تجیبِي، إسحاق بن أبِي اسرائیل مروزِي، إسحاق بن حسن حربِي، إسحاق بن إبراهیم بن إسماعیل بستِي، إسحاق بن موسی أنصارِي، أسد بن موسی أموِي، إسماعیل بن إبراهیم هذلِي، إسماعیل بن إسحاق قاضِي، إسماعیل بن أبِي أویس أصبحِي، إسماعیل بن محمد صفار، أصبغ بن فَرَج أموِي، بحر بن نصر بن سابق خَولانِي، بشر بن معاذ عقدِي، حارث بن مسکِين بن محمد أموِي،  حسن بن إسماعیل نهرتیرِي، حسن بن صباح بن محمد واسطِي، حسن بن عبدالعزیز جروِي، حسن بن علی بن محمد هذلِي، أبوحُمید حبره بن لَخم بن مهاجر إسکندرانِي، حجاج بن إبراهیم أزرَق، حَرمله بن یحیی تُجِيبِي، حکم بن عبدالله بلوِي، حماد بن زید بن درهم أزدِي، حُمید بن أبِي جَون اسکندرانِي، خالد بن خِداش بن عَجلان مُهَلَّبِي، خالد بن عبدالسلام صدفِي، خالد بن مرداس سراج، داود بن مخراق فریابِي، ربیع بن سلیمان جِیزِي، ربیع بن سلیمان مرادِي، رجاء بن سِندِي نیشابورِي، زکریا بن یحیی قُضاعِي کاتب العمرِي، زکریا بن یحیی وَقار، زید بن بشر حضرمِي، سحنون عبدالسلام بن سعید بن حبیب بن هلال تنوخِي، سرِي بن خزیمه بن معاویه أبیوردِي، سُرَیج بن نعمان بن مروان جَوهرِي، سعید بن حکم بن أبِي مریم جمحِي، سعید بن عامر ضبعِي، سعید بن عیسی بن تَلِيد رعینِي، سعید بن کثیر بن عُفَیر أنصارِي، سعید بن منصور خراسانِي، سُفیان بن وکیع بن جراح رؤاسِي، سلم بن جناده سوائِي، سلیمان بن أشعث أبوداود سجستانِي، سلیمان بن داود بن بشر شاذکونِي، سلیمان بن داؤد عتکِي، سلیمان بن داود بن جارود طیالسِي، أبوربیع سُلیمان بن داود بن حماد بن سعد مَهرِي،  سلیمان بن سالم زهرِي، سلیمان بن عبدالرحمن بن عیسی تمیمِي، سلیمان بن یحیی ضبِي، شبابه بن سوار فزارِي، أبونُعیم ضِرار بن صُرَد طحان کوفِي، عباس بن ولید بن نصر نرسِي، عبدالأعلی بن حماد بن نصر باهلِي، عبدالأعلی بن قاسم همدانِي، عبدالجبار بن محمد خطابِي، عبدالحکم بن عبدالله مصرِي، عبدالله بن أبِي رُومان، عبدالله بن زبیر بن عیسی بن عبیدالله حمیدِي، عبدالله بن أبِي شیبه عبسِي، عبدالله بن صالح جهنِي، عبدالله بن عبدالحکم بن أعین مالکِي، عبدالملک بن یحیی بن هلال مَعافرِي اسکندرانِي، عبدالله بن رُمح تُجِيبِي، عبدالله بن مبارک حنظلِي، عبدالله بن محمد تجیبِي، عبدالله بن محمد بن إسحاق فهمِي، عبدالله بن محمد بن عبدالله حنائِي، عبدالله بن یزید عدوِي، عبدالله بن یوسف تِنِيسِي، عبدالأعلی بن حماد نَرسِي، عبدان بن محمد بن عیسی مروزِي، عبدالرحمن بن إبراهیم بن عمرو دحیم قرشِي، عبدالرحمن بن عبدالله بن عبدالحکم مصرِي، عبدالرحمن بن عمرو أبوزرعه دمشقِي، عبدالرحمن بن مَهدِي بن حسان عنبرِي، عبدالصمد بن فضل ربعِي، عبدالعزیز بن عِمران بن أیوب بن مِقلاص خُزاعِي، عبدالغنِي بن رفاعه لَخمِي، عبدالمتعالِي بن طالب ظفرِي، عبدالملک بن شعیب بن لیث بن سعد فهمِي، عبدالوهاب بن عبدالمجید ثقفِي، عبده بن عبدالرحیم بن حسان مروزِي،عبیدالله بن عبدالمجید حنفِي، عثمان بن صالح بن سعید خیاط، عثمان بن صالح بن صفوان سَهمِي، علی بن إبراهیم مروزِي، علی بن أحمد معروف به ابن حزم ظاهرِي، علِي بن إسحاق سلمِي، علِي بن إشکاب عامرِي، علِي بن حرب طائِي مَوصلِي، علِي بن خَشرَم مَروَزِي، علِي بن مدینِي، علِي بن محمد کوفِي، علِي بن معبد بن شداد عبدِي، عمر بن حفص شیبانِي، عمر بن أبِي معاذ نمیرِي، عمران بن أبِي عمران رملِي، عمرو بن سَوَّاد بن أسود عامرِي قرشِي سرخسِي، عمرو بن محمد ناقد، عیاش بن ولید بن أزرق مخزومِي، عیسی بن إبراهیم بن عیسی بن مَثرُود غافقِي، عیسی بن أحمد عَسقلانِي بلخِي، عیسی بن حماد زُغبَه تجیبِي، عیسی بن مسکین افریقِي، غالب بن وزیر مغربِي، قُتَیبه بن سعید بغلانِي، لیث بن سعد بن عبدالرحمن فهمِي، محمد بن أبان بن وزیر بلخِي، محمد بن احمد بن عبدالکریم مخرمِي، محمد بن إدریس شافعِي، محمد بن إسماعیل بخارِي، محمد بن إسماعیل بن سالم صائغ، محمد بن أعین مروزِي، محمد بن أبِي بکر مقدمِي، محمد بن بشار عبدِي، محمد بن بکر بن عثمان برسانِي، محمد بن بکر بن خالد کاتب، محمد بن بکیر حضرِمي، محمد بن حسن بن قتیبه لخمِي، محمد بن حسین کوفِي، محمد بن داود بن أبِي ناجیه مهرِي، محمد بن رافع قشیرِي، محمد بن رمح بن مهاجر تجیبِي، محمد بن روح قتیرِي، محمد بن سعد بن منیع هاشمِي، محمد بن سعید بن حکم بن أبِي مریم، محمد بن سَلَمه مُرادِي، محمد بن عبدالرحیم قرشِي، محمد بن عبدالله بن عبدالحکم بالسِي، محمد بن عبدالله بن عیسی بن محمد قرطبِي، محمد بن عبدالله بن حکم قرطبِي، محمد بن عبدالمجید تمیمِي، محمد بن عبدالوهاب عبدِي، أبوثابت محمد بن عبیدالله مَدِينِي، محمد بن علاء بن کریب همدانِي، محمد بن متوکل قرشِي، محمد بن مقاتل مروزِي، محمد بن نصر مروزِي، محمد بن وضاح مروانِي، محمد بن یحیی بن أبِي عمر عدنِي، محمد بن یحیی بن إسماعیل تمیمِي، محمد بن یحیی بن عبدالله ذهلِي، محمد بن یحیی کنانِي، محمد بن یحیی بغدادِي، محمد بن یعقوب بن یوسف أموِي، محمد بن یعقوب زبیرِي، محمد بن یوسف بن واقد فریابِي، محمد بن یوسف سلیمان بن صباح مِصِّيصِي، محمد بن یونس مصیصِي، مروان بن محمد بن حسان طاطرِي، مسعود بن سعد جعفِي، مطرف بن عبدالله یسارِي، مطلب بن شعیب أزدِي، معاویه بن عمرو أزدِي، موسی بن معاویه صمادحِي، مَوهَب بن یزید بن خالد بن مَوهَب رَملِي، نعیم بن حماد خزاعِي، نضر بن عبدالجبار مرادِي، هارون بن سعید أیلِي، هارون بن معروف مروزِي، هارون بن موسی فروِي، هاشم بن قاسم حَرَّانِي، هاشم بن ولید بن خالد هروِي، هیثم بن خارجه خراسانِي، وفاء بن سهیل، أبوهَمَّام ولید بن شُجاع بن ولید سَکُونِي، وهب بن بیان بن حبان واسطِي، یحیی بن أیوب مَقابِرِي، یحیی بن سلیمان جُعفِي، یحیی بن عبدالله بن بُکَیر، یحیی بن عثمان بن صالح سهمِي، یحیی بن یحیی بن بکر نَیشابورِي، یزید بن خالد بن یزید بن عبدالله بن مَوهَب رَملِي، یسار بن سمیر عجلِي، یعقوب بن حمید بن کاسب مدنِي، یعقوب بن کعب أنطاکِي، یعقوب بن محمد زُهرِي، یوسف بن عبدالله بن محمد بن عبدالبر قرطبِي، یوسف بن عدِي تمیمِي، یوسف بن عمر مصرِي، یوسف بن عمرو فارسِي، یوسف بن موسی رازِي، یوسف بن یحیی أبویعقوب بویطِي، یونس بن بکیر شیبانِي، یونُس بن عبدالأعلی صَدَفِي و عده أی دیگر روایت کرده اند.(1 و 14)
    إمام أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي در کتاب الجرح والتعدیل راجع به عبدالله بن وهب بن مسلم مصرِي فهرِي قرشِي می نویسد: محمد بن حمویه بن حسن گفت: از أبوطالب شنیدم، که به نقل از أحمد بن حنبل می گوید: عبدالله بن وهب صحیح الحدیث است. عبدالرحمن بن أبِي حاتم می نویسد: أبوبکر بن أبِي خیثمه در نامه أی که برایم نوشت، می گوید: از یحیی بن معین شنیدم، که می گفت: عبدالله بن وهب مصرِي ثقه است.ابن أبِي حاتم می گوید: علی بن حسین بن جنید گفت: از أحمد بن صالح مصرِي شنیدم، که می گوید: ابن وهب صدهزار حدیث روایت نموده است، من هیچ حجازِي، شامِي و یا مصرِي را ندیدم، که از او بیشتر حدیث روایت کرده باشد، و در نزد ما از وی هفتاد هزار حدیث موجود است. ابن أبِي حاتم به نقل از یونس بن عبدالأعلی می گوید: هارون بن عبدالله زُهرِي برایم گفت: وقتی مردم در مدینه در چیزی از روایات مالک اختلاف می کردند، انتظار آمدن ابن وهب را می کشیدند، تا از وی در آن باره سوال کنند. عبدالرحمن بن أبِي حاتم می گوید: از أبوزرعه شنیدم، که می گفت: من در هشتاد هزار حدیث ابن وهب در مصر نظر کردم، در میان آنها حدیثی را ندیدم، که برای او اصلی نباشد، و عبدالله بن وهب ثقه است.(2)
     حافظ شهاب الدین ابن حجر عسقلانی در کتاب تهذیب التهذیب عبدالله بن وهب را ثقه، حافظ، عابد و فقیه گفته، و آورده است: أبوالحسن میمونِي می گوید: از ابوعبدالله أحمد بن حنبل شنیدم، که وقتی از ابن وهب یادآوری گردید، گفت: او مرد عقل، دین و صلاح است. أبوأحمد بن عدِي جرجانِي می گوید: عبدالله بن وهب از أجله مردمان و از ثقات آنها می باشد. حارث بن مسکین می گوید: شاهد بودم، که ابن عیینه می گفت: عبدالله بن وهب شیخ اهالی مصر است. محمد بن عبدالله بن عبدالحکم می گوید: عبدالله بن وهب فقیه مصر بود. سُحنُون (بن سعید عالم و فقیه مغرب) می گوید: ابن وهب روزگارش را در سه بخش گذرانید: بخشی در سفر، بخشی در تعلیم مردمان در مصر و بخشی را در حج، و او سی و شش بار حج کرد.(6)
   أبومصعب زهرِي می گوید: عبدالله بن وهب قابل بزرگ داشتن است. أبویعلی خلیلِي می گوید: موصوف ثقه و متفق علیه می باشد. أحمد بن صالح جیلِي گفته است: او ثقه، صالح و صاحب آثار است. حارث بن مسکین می گوید: در وجود ابن وهب فقه، روایت، و عبادت جمع گردیده بود، و علماء او را دوست داشتند، و به وی محبت می ورزیدند، و او نزدیک ترین کس به امام مالک بود. دارقطنِي او را ثقه گفته است. زکریا بن یحیی ساجِي می گوید: او صدوق و ثقه بوده، و در شنیدن حدیث تساهل داشته است. محمد بن مُسَیَّب أرغِينانِي به نقل از یونس بن عبدالأعلی می گوید: از طرف خلیفه وظیفه قضاوت بر  عبدالله بن وهب پیشنهاد شد، او از آن روی گردانید، و در خانه نشست. از این مطلب رِشدین بن سعد آگاهی پیدا کرد، و به نزد او آمد، ابن وهب در صحن سرایش در حال وضوء گرفتن بود، برایش گفت: ای أبومحمد! چرا در بین مردم نمی روی، و در میان ایشان به کتاب خدا و سنت رسول الله حکم نمی نمائی؟ ابن وهب سر خود را بسویش بلند کرد، و گفت: آیا تا این جا عقل تو به انتهی رسید؟ بدان که علماء به همراه انبیاء محشور می شوند، در حالی که قضات به همراه سلاطین حشر می گردند! و من می خواهم در زمره علماء محشور شوم، و نمی خواهم در شمار  قضات حشر گردم. حاتم بن لیث جَوهرِي به نقل از خالد خِداش می گوید: بر عبدالله بن وَهب کتاب أهوال القیامة که از تصنیفات خودش می باشد خوانده شد، او غش کرد، و افتید، و هیچ سخن نگفت، تا وفات یافت، نامبرده در سال 197 هجری قمری در مصر وفات یافته است.(8، 14 و 15)
   إمام محمد بن إسماعیل بخارِي در تاریخ کبیر آورده است: أبومحمد عبدالله بن وهب بن مسلم مولای ابن زیاد مصرِي بوده، و از حمید بن هانِي، حیوه، ابن جریج و ثورِي حدیث شنیده، و از او إسماعیل بن أبِي أویس(أصبحِي خواهرزاده امام مالک) شنیده است. إسحاق می گوید: او قرشِي و مولای بنی فِهر بوده است. احمد بن صالح گفت: موصوف در سال 197 هجری قمری وفات یافته است.(3)
   إمام محمد بن حبان بستِي در کتاب تقریب الثقات عبدالله بن وهب را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبو محمد عبدالله بن وهب بن مسلم قرشِي از اتباع تابعین و مولای رمانه و بنا به گفتۀ بعضی مولای بنِي فِهر و از اهالی مصر بوده است. وی از جمله کسانِی است  که آنچه را از احادیث اهل حجاز و مصر حفظ نموده، آنها را جمع آوری و تصنیف کرده است. موصوف از جمله عباد بوده، و در سال 197 هجری قمری وفات یافته است.(4)
   محمد بن سعد کاتب واقدی در کتاب طبقات آورده است: عبدالله بن وَهب أزاد کردۀ و وابستۀ قریش بوده است. او مردی عالم بوده است، و در احادیثی که آنها را با لفظ – حدثنا – نقل می کرده، مورد اعتماد بوده است، و احادیثی را از راوی نخستین بدون اینکه او را دیده باشد، با حذف سلسله اسناد نقل می کرده است.(5)
   إمام أبوعبدالله شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان ذهبِي در کتاب های سیر أعلام النبلاء و تذکرة الحفاظ عبدالله بن وهب را حجت مطلق خوانده، و می نویسد: إمام شیخ الإسلام أبومحمد عبدالله بن وَهب بن مسلم فِهرِي بعضی از صغار تابعین را ملاقات نموده، و او از جمع آورندگان علم و گنج های عمل بود. ابن وهب می گوید: عبیدالله بن عمر را دیدم، در حالی که نابینا شده، و روایت حدیث را قطع کرده بود. و باز می گوید: هشام بن عروه در مسجد رسول الله(ص) نشسته بود، با خود گفتم: می روم از ابن سمعان احادیثی را می گیرم، و دوباره به نزد هشام می آیم، اما وقتی برگشتم هشام بن عروه به خانه اش رفته بود، به خانه اش رفتم، گفتند: خوابیده است. با خود گفتم: بعد از حج دوباره به نزد او می آیم، اما وقتی از حج برگشتم، هشام وفات یافته بود، ذهبی می گوید: هشام در بغداد وفات یافته است، و شاید هم عبدالله بن وهب بعد از ادای مراسم حج به بغداد رفته باشد. می گویند: إمام مالک برای عبدالله بن وهب بدین صورت نامه می نوشت: برای عبدالله بن وهب مفتی اهالی مصر برسد. و این کار را برای هیچ کس دیگری نمی کرد. زمانی در نزد امام مالک از عبدالله بن وهب  و عبدالرحمن بن قاسم فقیه مصری یادآوری گردید، إمام مالک گفت: ابن وهب عالم است و ابن قاسم فقیه است. أحمد بن سعید همدانِي می گوید: ابن وهب به حمام رفت، و صدای قاری را شنید، که این آیه را تلاوت می کرد: (وَ إِذ یَتَحَآجُّونَ فِي النَّارِ.) ترجمه: زمانی را که در آتش دوزخ (دوزخیان) با همدیگر به کشمکش و پرخاشگری می پردازند. سوره غافر آیه چهل و هفتم. غش کرد و افتید. أبوزید بن أبِي الغَمر می گوید: ما ابن وهب را دیوان علم نامیده بودیم. أحمد بن عبدالرحمن بن وهب بن مسلم معروف به بَحشَل برادرزاده عبدالله بن وهب می گوید: امیر عبَّاد بن محمد عموی مرا خواست تا او را بحیث قاضی موظف نماید. عمویم مخفی شد. امیر برآشفت، و قسمت های از منزل ما را منهدم ساخت. عمرو بن سواد می گوید: ابن وهب برایم گفت: من از سیصد و هفتاد شیخ حدیث شنیدم، و از عمرو بن حارث مصری حافظ تر ندیم. أحمد بن صالح می گوید: ابن وهب یکصد و بیست هزار حدیث را جمع آوری نمود، و بغیر از  دو حدیث تماماً در نزد حرمله موجود است.(8 و 9)
   حاجی خلیفه در کتاب کشف الظنون آورده است: إمام أبومحمد عبدالله بن وهب بن مسلم فهرِي قرشِي مصرِي مالکِي در سال 125 هجرِي قمرِي متولد و در سال 197 هجری قمری وفات یافت.(10)
   إمام شهاب الدین أبِي الفلاح عبدالحی بن أحمد بن محمد ابن عماد حنبلِي در کتاب شذرات الذهب می نویسد: إمام دانشمند أبومحمد عبدالله بن وهب فهرِي مقرئ یکی از علمای بزرگ در ماه شعبان سال 197 هجری قمری وفات یافت، تولد او در سال 125 هجری قمری بوده، و او یکسال یا دو سال بعد از سال 140 هجری قمری به طلب علم برآمد. أبوسعید بن یونس می گوید: ابن وهب در بین فقه، روایت و عبادت جمع کرده بود، و او را تصانیف بزرگی است. ابن أهدل می گوید: موصوف مدت بیست سال با إمام مالک هم صحبت بود، و الموطأ کبیر و صغیر را تصنیف نمود. وی صدهزار حدیث را روایت کرد. و امام مالک در بیان مسائل برایش نامه می نوشت، در حالی که این کار را در مورد دیگران نمی کرد.(11)
   علامه دهخدا در لغت نامه اش می نگارد: عبدالله بن وهب بن مسلم فهرِي مکنی به ابومحمد. فقیه و از ائمه است، وی دارای فقاهت، عبادت و حدیث بوده، از کتب او است: الموطا صغیر و کبیر در حدیث. عبدالله حافظ، ثقه و مجتهد بود، و به سال 125 هجری قمری در مصر متولد شد، و در سال 197 هجری قمری درگذشت.(13)
   أبوسعید عبدالرحمن بن أحمد بن یونس صدفِي مصری در تاریخ المصریین می نویسد: پدرم به نقل از پدر بزرگم گفت: از عبدالله بن وهب شنیدم، که می گفت: من در سال 125 هجری قمری زاده شدم، و در هفده سالگی به طلب علم برآمدم. أبو زنباع به نقل از یحیی بن بُکیر می گوید: عبدالله بن وهب برایم گفت: من در ماه ذي القعده سال 125 هجری قمری متولد گردیدم. أبوسعید بن یونس می گوید: موصوف در روز یکشنبه چهار روز باقی مانده از ماه شعبان سال 197  هجری قمری وفات یافت.(7)
کتب ذیل از تالیفات أبومحمد عبدالله بن وهب می باشد: 1 – أهوال القیامة. 2 – تفسیرالقرآن . 3 – الجامع فِي الحدیث، کتاب مذکور را میکلوش مورانِي مستشرق آلمانی نیز تحقیق کرده است. 4 – المجالسات عن مالک. 5 – المُوَطَّأ الصغیر فِي الحدیث. 6 – المُوَطَّأ الکبیر فِي الحدیث. 7 – کتاب البیعة. 8 – کتاب المناسک. 9 – کتاب المغازِي. 10 – کتاب الردة. 11 – کتاب تفسیر غریب المُوَطَّأ.(8 و 10)
منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد شانزدهم – از صفحه 277 الی صفحه 287 – به شماره 3645 – تالیف حافظ جمال الدین مزی – عربی.
2 – الجرح والتعدیل – جلد پنجم – صفحه 234، 235 و 236- به شماره 8213/ 879 – تالیف عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي – عربی.
3 – تاریخ کبیر – جلد پنجم – صفحه 218 – به شماره 710 – تالیف امام محمد بخاری – عربی.
4 – تقریب الثقات – صفحه 730 – به شماره 8033 – تالیف امام محمد بن حبان بستی – عربی.
5 – طبقات – جلد هفتم – صفحه 526 – تالیف محمد بن سعد کاتب واقدی – ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی – فارسی.
6 – تهذیب التهذیب – جلد سوم – صفحه 280، 281 و 282 – به شماره 4285 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانِي – عربی.
7 – تاریخ المصریین – جلد اول – صفحه 289 – به شماره 785 – تالیف أبوسعید عبدالرحمن بن أحمد بن یونس صدفِي مصرِي – عربی.
8 – سیر أعلام النبلاء – جلد دوم – از صفحه 778 الی صفحه 783 – به شماره 1381 – طبقه نهم – تالیف امام ابوعبدالله ذهبی – عربی.
9 – تذکرة الحفاظ – صفحه 304، 305 و 306 – به شماره 383 – تالیف إمام أبوعبدالله شمس الدین ذهبِي – عربی.
10 – کشف الظنون – جلد پنجم – صفحه 359 و 360 – تالیف حاجی خلیفه – عربی.
11 – شذرات الذهب – جلد دوم – صفحه 50 و 51 – حوادث سال 197 هجری قمری – تالیف إمام شهاب الدین ابن عماد حنبلِي – عربی.
12 – اعلام زرکلی – جلد سوم – صفحه 144 – حرف عین – تالیف خیرالدین زرکلی – عربی.
13 – لغت نامه دهخدا – جلد دهم – صفحه 15724 – حرف عین – تالیف علامه علی اکبر دهخدا – فارسی.
14 – موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوِي – عربی.
15 – ویکیبیدیا الموسوعة الحرة(دائرة المعارف عربی) آخرین تعدیل 25 دیسمبر 2018 – ساعت 14/ 18 دقیقه – عربی

خَلِیفَه بن خَیَّاط لَیثِي شَیبَانِي تمیمِي عُصفُرِي بَصرِي

إمام علامه حافظ أبوعمرو خَلِیفَه بن خَیَّاط بن أبِي هبیره خلیفه بن خیاط لیثِي شیبانِي تمیمِي عصفرِي بصرِي ملقب به شباب از جمله مؤرخان، نسب...