۱۳۹۸ خرداد ۲۷, دوشنبه

جَرِیر بن عَبدِالحَمِید ضَبِّي کُوفِي رَازِي

إمام حافظ قاضِي أبوعبدالله جَریر بن عبدالحمید بن قُرط ضَبِّي کُوفِي رازِي از اتباع تابعین، محدث شهر ری و از مشایخ إسلام در روزگارش بود. وی در سال 110 هجری قمری مطابق سال 728 میلادی در آبه یکی از قرای اصفهان چشم به جهان گشود، و بعد به جهت فراگیری علوم متداوله به کوفه رفت، و با کوشش و تلاش فراوان آن خواسته اش را برآورده ساخت، تا جائی که در ساحه علم و دانش به درجۀ عالی و رشد رسید. مادر جریر بن عبدالحمید زنی از اهالی ری بود، و او در قریه أی در دروازه ری بنام رین سکونت اختیار کرد، و مدتی نیز وظیفۀ قضاوت شهر ری را بعهده داشت. نامبرده به شهرهای قزوین، بغداد و مکه سفر نموده، و از دانش علمای آن شهر ها نیز بهره برد. جریر فقه را در نزد امام ابوحنیفه فراگرفت. او مردی عابد و سخت کوش بود، و زاهدانه می زیست. علاوه بر خود جریر پدرش، پدر بزرگش، پسرش عون و برادرش انس نیز از جملۀ محدثان بودند. جریر بن عبدالحمید در شامگاه روز چهار شنبه یک روز باقی مانده از ماه جمادی الاول سال 188 هجری قمری مطابق سال 804 میلادی به عمر78 سالگی در ری وفات یافت، و بر جنازه او پسرش عبدالله بن جریر بن عبدالحمید رازی نماز گزارد. جریر بن عبدالحمید را بعضی ها از جمله ابن قتیبه دینوری و قتیبه بن سعید بغلانی شیعه گفته اند، و دلیل همان روایتی را می آورند، که او حضرت علی کرم الله وجهه را بر حضرت عثمان(رض) مقدم شمرده است، اما برخلاف آنچه از مجموعه آراء و نظریات او بر می آید، او معتقد به عقیده اهل سنت و جماعت بوده، و پیرو مکتب فقهی امام ابوحنیفه می باشد، چنانکه بقول خودش از جابر جعفی به واسطۀ اعتقاد وی به رجعت و از ابن جریج بواسطه جواز نکاح متعه حدیث ننوشته است، و شاید نسبت دادن وی به تشیع هم اختلاف نگاه اهل حدیث با اهل رای باشد، که احناف می باشند.(5، 7، 8، 11، 14 و 15)
   موصوف از أبان بن تغلب جریرِي، إبراهیم بن محمد بن منتشر همدانِي، إبراهیم بن یزید نخعِي، إدریس بن یزید أودِي، إسرائیل بن یونس سبیعِي، أسلم مِنقَرِي، إسماعیل بن أبِي خالد بجلِي، أسود بن شیبان سدوسِي، أشعث بن إسحاق أشعرِي، أشعث بن سَوَّار کندِي، أیوب بن عائذ طائِي، برد بن أبِي زیاد هاشمِي، بکیر بن وهب جزرِي، أبِي بِشر بیان بن بشر أحمسِي، ثعلبه بن سُهیل تمیمِي، جراح بن ضحاک خراسانِي، جریر بن یزید بن جریر بن عبدالله بَجَلِي، جعفر بن حیان سعدِي، حبیب بن أبِي ثابت أسدِي، حبیب بن أبِي عمره حمانِي، حجاج بن أرطاة نخعِي، حسن بن عبیدالله نخعِي، حسن بن یسار بصرِي، حسن بن قزغه قرشِي، حصین بن عبدالرحمن سلمِي، حکم بن عتبه کندِي، حمزه بن حبیب زَیَّات، حُنَیف بن رستم مؤذن، داود بن سُلَیک سعدِي، رَقَبه بن مَصقَله عبدِي، رُکَین بن ربیع فزارِي، زائده بن قدامه ثقفِي، زید بن عطاء بن سائب ثقفِي، سعید بن مرثد رحبِي، سفیان بن سعید ثورِي، سفیان بن عیینه هلالِي، سلیمان بن حیان جعفرِي، أبوداود سلیمان بن داود طیالسِي، سلیمان بن دینار أعرج، سلیمان بن فیروز شیبانِي، سلیمان بن مهران أعمش، سُلیمان بن طرخان تَیمِي، سُهَیل بن أبِي صالح سمان، شعبه بن حجاج عتکِي، شقیق بن سلمه أسدِي، شیبان بن عبدالرحمن تمیمِي، شَیبَه بن نَعامه ضَبِّي، صدقه بن یسار جزرِي، ضرار بن مره کوفِي، طَلَّق بن معاویه نخعِي، عاصم بن أبِي النجود أسدِي، عاصم بن سلیمان أحول، عاصم بن کلیب جرمِي، عامر بن شراحیل شعبِي، عبده بن أبِي برزه سجستانِي، عبسر بن قاسم زبیدِي، عبدالرحمن بن میسره حضرمِي، عبدالله بن أبِي هذیل غنوِي، عبدالله بن أبِي نجیح ثقفِي، عبدالله بن إدریس أودِي، عبدالله بن شُبرُمه ضَبِّي، عبدالله بن عثمان بن خُثَیم قارِي، عبدالله بن مبارک حنظلِي، عبدالله بن محمد أبِي شیبه عبسِي، عبدالله بن محمد بن عقیل هاشمِي، عبدالله بن یزید نخعِي، پدرش عبدالحمید بن قُرط ضَبِّي، عبدالعزیز بن رُفَیع أسدِي، عبدالملک بن أبِي بشر بصرِي، عبدالملک بن سعید أسدِي، عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریج مکِي، عبدالملک بن عُمَیر لخمِي، عبدالملک بن میسره فزارِي، عبیدالله بن عمر عدوِي، عروه بن حارث همدانِي، عروه بن زبیر أسدِي، عطاء بن أبِي رباح قرشِي، عَطاء بن سائب ثقفِي، عطاء بن أبِي مسلم خراسانِي، علاء بن مسیب کاهلِي، علی بن عمرو ثقفِي، عُماره بن قَعقَاع بن شُبرُمه ضَبِّي، عمر بن هارون بلخِي، عمرو بن قیس ملائِي، عیسی بن حطان رقاشِي، عیسی بن طهمان جشمِي، عیسی بن یونس سبیعِي، فُضَیل بن غَزوان ضَبِّي، فطر بن خلیفه مخزومِي، قابوس بن أبِي ظَبیان جنبِي، قابوس بن أبِي المخارق شیبانِي، قاسم بن عبدالرحمن هذلِي، قتاده بن دعامه سدوسِي، کلثوم بن جبر بصرِي، لیث بن أبِي سُلَیم قرشِي، لیث بن سعد فهمِي، مالک بن أنس أصبحِي، مجاهد بن جبر قرشِي، محمد بن أبِي بکر أنصارِي، محمد بن إسحاق بن یسار قرشِي، محمد بن خازم أعمی، محمد بن خالد ضبِي، محمد بن شیبه بن نَعامه ضَبِّي، محمد بن عجلان قرشِي، محمد بن فضیل ضبِي، محمد بن منهال عطار، مختار بن فُلفُل قرشِي، مسعر بن کدام عامرِي، مسلم مُلائِي، مُطَرِّف بن طَرِيف حارثِي، معاویه بن إسحاق تیمِي، مُغِيره بن مِقسَم ضَبِّي، مکحول بن أبِي مسلم شامِي، منصور بن أبِي الأسود لیثِي، منصور بن مُعتَمِر سلمِي، موسی بن أبِي عائشه همدانِي، نافع مولای ابن عمر، هارون بن أبِي وکیع شیبانِي، هرمز والبِي، هشام بن حسان أزدِي، هشام بن عروه أسدِي، هشیم بن بشیر سلمِي، هناد بن سرِي تمیمِي، وضاح بن عبدالله یشکرِي، وکیع بن جراح رؤاسِي، ولید بن بکیر تمیمِي، یحیی بن سعید تیمِي، یحیی بن سعید أنصارِي، یحیی بن عبدالله تیمِي، یزید بن أبِي زیاد مخزومِي، یزید بن هارون واسطِي، یعقوب بن عبدالله قمِي، یوسف بن صهیب کندِي، أبِي إسحاق شیبانِي، أبِي جَناب کَلبِي، أبِي حَیان تَیمِي، أبِي فَروه هَمدانِي و عده أی دیگر حدیث روایت نموده، و از او إبراهیم بن شَمَّاس، إبراهیم بن موسی فَرَّاء، إبراهیم بن هاشم بن مشکان، أحمد بن إبراهیم دورقِي، أحمد بن حجاج شیبانِي، أحمد بن أبِي خیثمه نسائِي، أحمد بن سعید اصفهانِي، أبویعلی أحمد بن علِي موصلِي، أحمد بن عمر وکیعِي، أحمد بن عمر علاف، أحمد بن عمرو قرشِي، أحمد بن محمد بن حنبل شیبانِي، أحمد بن محمد بن موسی مردویه، أحمد بن منیع بن عبدالرحمن بغوِي هروِي، أحمد بن یزید ریاحِي، إسحاق بن إبراهیم بن حبیب شهیدِي، إسحاق بن إبراهیم بن عباد دبرِي، إسحاق بن إبراهیم بن علاء زبیدِي، إسحاق بن إبراهیم بن کامجرا مروزِي، إسحاق بن إبراهیم بن موسی هروِي، إسحاق بن إسماعیل طالقانِي، إسحاق بن راهویه مروزِي، إسحاق بن عیسی بغدادِي، إسحاق بن موسی أنصارِي، إسحاق بن یوسف أزرق، أسد بن موسی أموِي، إسماعیل بن إبراهیم هذلِي، إسماعیل بن جعفر أنصارِي، إسماعیل بن سالم صائغ، إسماعیل بن عمر واسطِي، أصبغ بن فرج أموِي، جراح بن ملیح رؤاسِي، حامد بن یحیی بلخِي، حبان بن بشر أسدِي، حسن بن عثمان زیادِي، حسن بن عرفه عبدِي، حسن بن عمر جرمِي، حسن بن عمرو سَدوسِي، حسن بن عیسی ماسرجسِي، حسن بن هارون بن عمار، حسین بن إبراهیم عامرِي، أبوعَمَّار حسین بن حُرَیث مَروزِي، حسین بن عیسی حارثِي، حسین بن محمد تمِيمِي، حفص بن غیاث نخعِي، حمزه بن قاسم، خالد بن یزید حبطِي، خالد بن أبِي یزید فارسِي، خلف بن ولید جوهرِي، داود بن مِخراق فِریابِي، دعلج بن أحمد سجستانِي، زکریا بن عدی تیمِي، زکریا بن یحیی واسطِي، أبوخَیثَمه زُهیر بن حرب حرشِي، زهیر بن معاویه جعفِي، أبوهاشم زیاد بن أیوب طوسِي، سعید بن سلیمان ضبِي، سعید بن عمرو سکونِي، سعید بن منصور خراسانی، سفیان بن وکیع بن جراح رؤاسِي، سلیمان بن حرب، سلیمان بن داود عتکِي، أبوداود سلیمان بن جارود طیالسِي، سلیمان بن داود بن حماد مهرِي، سلیمان بن یحیی ضبِي، سنید بن داود مصیصِي، سهل بن حماد عنقزِي، سهل بن عثمان کندِي، شجاع بن مخلد فلاس، شریک بن عبدالله قاضِي، صالح بن عبدالله باهلِي، عباس بن ولید نرسِي، عبدالجبار بن محمد خطابِي، عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي، عبدالسلام بن صالح هروِي، عبدالسلام بن عاصم جعفِي، عبدالقدوس بن حجاج خولانِي، عبدالله بن إدریس أودِي، عبدالله بن جراح بن سعید تمیمِي، عبدالله بن زبیر بن عیسی حمیدِي، عبدالله بن سابور بغوِي هروِي، عبدالله بن عثمان عتکِي، عبدالله بن عثمان مروزِي معروف به عبدان، عبدالله بن عمر قرشِي، عبدالله بن عمران أسدِي، عبدالله بن عون هلالِي، عبدالله بن مبارک، عبدالله بن محمد بن إسحاق أرَمِي، أبوبکر عبدالله بن محمد بن أبِي شیبه عبسِي، عبدالله بن محمد عائذِي، عبدالله بن عمرو سعدِي، عبدالله بن منیر مروزِي، عبدالله بن نمیر همدانِي، عبدالله بن وهب قرشِي، عبدالملک بن عمرو قیسِي، عبدالوارث بن عبیدالله عتکِي، عبدوس بن بشر رازِي، عبید بن هشام قلانسِي، عبیدالله بن عمر جشمِي، عثمان بن محمد بن أبِي شیبه عبسِي، عصام بن یوسف بن میمون بلخِي، علی بن أزهر أهوازِي، علی بن بحر قطان، علی بن حسن هسنجانِي، علی بن حسن بن شقیق عبدِي، علی بن حُجر سَعدِي، علی بن خشرم مروزِي، علی ابن مدینِي، علی بن مسلم طوسِي، علی بن معبد عبدِي، علی بن نصر حدانِي، علی بن عیسی مخرمِي، عمار بن حسن همدانِي، عمار بن خالد تمار، عمرو بن أبِي قیس رازِي، عمرو بن رافع قزوینِي، عمرو بن زراره بن واقد کلابِي، عمرو بن عاصم قیسِي، عون بن جریر رازِي، قاسم بن سلام هروِي، قُتیبه بن سعید بغلانِي، مجاهد بن موسی ختلِي، محمد بن إسماعیل بصرِي، محمد بن أیوب بجلِي، محمد بن بکیر حضرمِي، محمد بن جعفر وردکانِي، محمد بن حاتم سمین، محمد بن حمید رازِي، محمد بن سعد بن منیع هاشمِي، محمد بن سعید اصفهانِي، محمد بن سلام بِیکندِي، محمد بن سلیمان أسدِي، محمد بن صباح جَرجَرانِي، محمد بن صباح دُولابِي، محمد بن عبدالله بن خلف دقاق، محمد بن عبدالله بن زبیر بن عمر زبیرِي، محمد بن عبید بن سفیان، محمد علاء همدانِي، محمد بن عمرو تمیمِي، محمد بن عمرو زُنَیج رازِي، محمد بن عیسی ابن الطَبَّاع، محمد بن عیسی دامغانِي، محمد بن فضل جرجانِي، محمد بن فضیل ضبِي، محمد بن قُدامه بن إسماعیل سُلمِي بُخارِي، محمد بن قُدامَه بن أعیَن مِصِّيصِي، محمد بن قُدامه طوسِي، محمد بن مهران جمال، محمد بن هیثم بجلِي، محمد بن یوسف بخارِي، محمود بن خداش طالقانِي، مسدد بن مسرهد أسدِي، معلی بن منصور رازِي، منصور بن أبِي مزاحم أزدِي، موسی بن إسماعیل ضراب، موسی بن بحر مروزِي، موسی بن معاویه صمادحِي، موسی بن هارون بنِي، نصر بن علِي أزدِي، نعیم بن حماد خزاعِي، هارون بن عَبَّاد أزدِي، هارون بن معروف مروزِي، هشام بن عبدالملک باهلِي، هشام بن عبیدالله رازِي، هناد بن سرِي تمیمِي، هیثم بن جمیل بغدادِي، ولید بن شجاع سکونِي، یحیی بن آدم أموِي، یحیی بن إسحاق مدائنِي، یحیی بن أکثَم أسدِي، یحیی بن أیوب مقابرِي، یحیی بن حسان بکرِي، یحیی بن سعید قطان، یحیی بن معین، یحیی بن مغیره قرشِي، یحیی بن یحیی نیشابورِي، یزید بن هارون واسطِي، یعقوب بن إبراهیم دَورَقِي، یعلی بن عبید طنافسِي، یوسف بن عیسی زهرِي، یوسف بن موسی قَطَّان، یوسف بن موسی مروروذِي، أبوداود طیالِسِي، أبوربیع زَهرانِي و تعدادی دیگر روایت کرده اند.(1 و 16)
   أبوأحمد حاکم گفته است: جریر بن عبدالحمید در نزد ایشان ثقه است. أبوالقاسم هبة الله بن حسن لالکائِي می گوید: ثقه بودن جریر بن عبدالحمید مورد اتفاق است. أبوالقاسم بن بشکوال می گوید: جریر بن عبدالحمید ثقه است. أبوبکر بیهقِي می گوید: جریر بن عبدالحمید در آخر عمر خود گرفتار سوء حافظه گردیده بود. أبویعلی خلیلِي او را ثقه متفق علیه گفته است. أحمد بن حنبل می گوید: جریر بن عبدالحمید ذکی نبوده، و خلط می کرده است. أحمد بن شعیب نسائی او را ثقه گفته است. احمد بن صالح جیلِي او ثقه گفته است. دارقطنِي می گوید: جریر بن عبدالحمید از ثقات حفاظ بوده است. عبدالرحمن بن یوسف بن خراش می گوید: جریر بن عبدالحمید صدوق است. عجلی نیز او را ثقه گفته است. قتیبه بن سعید بغلانی می گوید: جریر بن عبدالحمید حافظی پیشرو بود، اما از وی شنیدم که معاویه(رض) را علانیه دشنام می داد، و او شیعه افراطی است. محمد بن عمار موصلِي او را حجت خوانده است.(10 و 16)
   دارقطنی نسب جریر بن عبدالحمید رازِي را چنین آورده است: جریر بن عبدالحمید بن جریر بن قُرط بن هلال بن أبِي قیس بن وَحف بن عبدغَنم بن عبدالله بن بکر بن سعد بن ضبه بن أُدَّ است.(1)
   امام محمد بن حبان بستی در کتاب تقریب الثقات جریر بن عبدالحمید را در شمار ثقات آورده، و می نویسد: أبوعبدالله جریر بن عبدالحمید بن جریر بن قُرط بن هِلال بن أقیس بن أبِي أمیه بن زحف بن نضر بن عبدالله بن بَکر بن سعد بن ضبه بن أد بن طابخه بن إلیاس بن مضر ضَبِّي رازِي از جمله اتباع تابعین و از عابدان سخت کوش بوده ست. او در ری نقل مکان کرد، و در آن شهر ساکن گردید. موصوف در سال 187 هجری قمری در ری درگذشت.(2)
   إمام محمد بن اسماعیل بخاری در تاریخ کبیر آورده است: أبوعبدالله جریر بن عبدالحمید ضبی رازی کوفی بقول علی در سال 187 و بقول ابن حمید در سال 188 وفات یافت، که همین سال 188 هجری قمری صحیح تر است. جریر(بن عبدالحمید) می گوید: من در همان سالی زاده شدم، که حسن(بصری) وفات یافت، و حسن بصری در سال 110 هجری وفات یافته است.(3)
   محمد بن سعد کاتب واقدی در کتاب طبقات می نویسد: جریر بن عبدالحمید کنیه اش أبوعبدالله بود، و به سال 107 هجری قمری در کوفه زاده شده، و همان جا پرورش یافته بود، او در کسب حدیث برآمد، و احادیث بسیار شنید، و سپس ساکن ری شد، و همان جا درگذشت، محدثی مورد اعتماد و پردانش بود، و طالبان علم به حضورش کوچ می کردند.(6)
   در کتاب الأنساب تالیف امام أبی سعد عبدالکریم سمعانِي آمده است: أبه قریه أی از قرای اصفهان و نیز قریه أی در ساوه است، که جماعتی از مشاهیر از آنجا برامده اند، و از جمله آنها یکی هم یکی هم إمام أبوعبدالله جریر بن عبدالحمید آبِي ضَبِي ساکن ری می باشد. جریر بن عبدالحمید گفته است: من در آبه قریه أی از قرای اصفهان زاده شده ام.(9)
   أبومحمد عبدالرحمن بن أبِي حاتم رازِي در کتاب الجرح والتعدیل می نویسد: حسین بن حسن رازِي می گوید: از یحیی بن معین شنیدم، که می گفت: جریر در ری زاده شد، بعد به کوفه رفت، باز دوباره به ری بازگشت، و مادرش از اهالی ری می باشد. عبدالرحمن بن أبِي حاتم می گوید: یعقوب بن إسحاق هروِي در نامه أی که برایم فرستاد، می گوید: عثمان بن سعید دارمِي می گفت: برای یحیی بن معین گفتم: آیا برایت جریر در روایت از منصور و شریک دوست داشتنی تر است؟ یحیی بن معین گفت: جریر در روایت از ایشان داناتر است. ابن ابی حاتم می گوید: از پدرم راجع به أبِي الأحوص و جریر در روایت حدیث از حصین سوال کردم، پدرم گفت: جریر زیرک ترین آن دو مرد است. عبدالرحمن بن ابی حاتم می گوید: از ابوزرعه شنیدم، که می گفت: جریر صدوق و از اهل علم است.(4)
   إمام شمس الدین ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء می نگارد: (محمد بن عمرو)زُنَیج رازِي می گوید: از جریر شنیدم، که می گفت: (عبدالله)ابن ابی نَجِيح را دیدم، از وی چیزی ننوشتم، جابر(بن یزید بن حارث) جُعفِي را دیدم، از وی چیزی ننوشتم و(عبدالملک بن عبدالعزیز) ابن جریج را دیدم، و از وی چیزی ننوشتم. مردی برایش گفت: فرصتی را از دست دادی یا أبا عبدالله! جریر گفت: اما جابر معتقد به رجعت است. و اما ابن أبِي نجیح قدری است. و اما ابن جریج متعه را جائز می داند. ذهبی می گوید: امتناع وی از جابر درست است، و اما دربارۀ آن دوی دیگر جریر افراط نموده، و در اجتهاد خود اشتباه کرده است، آن دو از ائمه علم می باشند.(7)
   خطیب بغدادِي در تاریخ بغداد می نویسد: أبوبکر برقانِي از بشر بن احمد إسفراینِي و او از داود بن حسین بیهقی و او از اسحاق بن ابراهیم روایت کرده، که می گوید: جریر بن عبدالحمید می گفت: از نظر جایگاه ابوبکر، عمر، علی و بعد عثمان می باشند.(12)
   عزالدین ابن اثیر در تاریخ کامل آورده است: هم در همین سال 188 هجری قمری جریر بن عبدالحمید ضبِي رازِي در هفتاد و هشت سالگی بمرد.(13)
منابع و ماخذ:
1 – تهذیب الکمال – جلد چهارم – از صفحه 540 الی صفحه صفحه 551 – به شماره 918 – تالیف حافظ جمال الدین مزی – عربی.
2 – تقریب الثقات – صفحه 304 و 305 – به شماره 2409 – تالیف امام محمد بن حبان بستِي – عربی.
3 – تاریخ کبیر – جلد دوم – قسم دوم – صفحه 214 – به شماره 2235 – تالیف امام محمد بن اسماعیل بخاری – عربی.
4 – الجرح والتعدیل – جلد دوم – صفحه 438 و 439 – به شماره 2080 – تالیف ابومحمد عبدالرحمن بن ابی حاتم رازی – عربی.
5 – طبقات خلیفه بن خیاط – صفحه 170 – تالیف أبِي عمرو خلیفه بن خیاط  عصفرِي – عربی.
6 – طبقات ابن سعد – جلد هفتم – صفحه 390 – تالیف محمد بن سعد کاتب واقدی – ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی – فارسی.
7 – سیر اعلام النبلاء – جلد دوم – از صفحه 702 الی صفحه 705 – به شماره 1321 – طبقه هشتم – تالیف امام ذهبی – عربی.
8 – الجواهر المضیة فِي طبقات الحنفیة – جلد دوم – صفحه 10 و 11 – به شماره 396 – تالیف محی الدین ابن ابی الوفاء حنفی – عربی.
9 - الأنساب – جلد اول – صفحه 59 – حرف آ – تالیف امام ابوسعد عبدالکریم سمعانِي – عربی.
10 – تهذیب التهذیب – جلد اول – صفحه 427 و 428 – به شماره 1078 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانی – عربی.
11 – اعلام زرکلی – جلد دوم – صفحه 119 – تالیف خیرالدین زرکلی – عربی.
12 – تاریخ بغداد – جلد هشتم – از صفحه 184 الی صفحه 194 – به شماره 3697 – تالیف ابوبکر احمد بن علی بغدادی – عربی.
13 – تاریخ کامل – جلد هشتم – صفحه 3717 – تالیف عزالدین ابن اثیر – ترجمه دکتر سید حسین روحانی و حمیدرضا آژیر – فارسی.
14 – لغت نامه دهخدا – جلد پنجم – صفحه 7696 – تالیف علامه علی اکبر دهخدا – فارسی.
15 – سایت ویکی فقه – برگرفته از دانش نامه جهان اسلام  – مقاله  جریر بن عبدالحمید  به شماره 4630– و اعلام اصفهان - جلد 2 -صفحه 277 – بقلم سید مصلح الدین مهدوی - فارسی.
16 – سایت موسوعة الحدیث – معلومات عن الراوِي – عربی.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خَلِیفَه بن خَیَّاط لَیثِي شَیبَانِي تمیمِي عُصفُرِي بَصرِي

إمام علامه حافظ أبوعمرو خَلِیفَه بن خَیَّاط بن أبِي هبیره خلیفه بن خیاط لیثِي شیبانِي تمیمِي عصفرِي بصرِي ملقب به شباب از جمله مؤرخان، نسب...